سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۶

به مناسبت روز بزرگداشت شیخ بهایی

نابغه ایرانی

شیخ بهایی

امروز سوم اردیبهشت ماه روز بزرگداشت شیخ بهایی دانشمند نامدار ایرانی است.

به گزارش مفدا، کمتر کسی است که سری به اصفهان زده و اثری از آثار برجسته شیخ بهایی ندیده است. حمام معروف او زبانزد عامه است که آن را با شعله شمعی گرم نگه می داشت؛ شعله ای که سوختش از پساب حمام تامین می شد. او که در ریاضی، معماری و مهندسی از استادان روزگار خود بود، در ساخت بسیاری از آثار تاریخی دوره صفوی نقش داشت؛ اما کمتر ایرانی است که این نابغه بزرگ را بشناسد.

بهاءالدین محمد بن عزالدین حسین بن عبدالصمد حارثی همدانی جبعی، ملقب به شیخ بهایی، شیخ الاسلام و ابوالفضائل، عالم و دانشمند متبحر در جمیع علوم روزگار، فقیه، مجتهد، محدث، عارف و شاعر شیعی مذهب در ۱۷ ذیحجه سال ۹۵۳ قمری در بعلبک در منطقه ای که امروزه با نام لبنان شناخته می شود، چشم به جهان گشود. زادگاه او همواره یکی از مراکز مهم مذهب تشیع بوده و دانشمندان شیعی بسیاری از این ناحیه برخاسته اند. خاندان بهایی یکی از خانواده های معروف جبل عامل در این عصر بوده اند. علمای این منطقه در بنیاد نهادن تشیع در ایران و استوار کردن آن به ویژه از قرن هفتم به بعد تلاش بسیار کرده اند. بهایی دوران کودکی و نوجوانی خود را در محل تولدش به سر آورد. وی در سال مهاجرت پدرش به ایران (۹۶۶ ه ق) ۱۳ سال داشت. در سال های اولیه مهاجرت (به دلیل عدم آشنایی با زبان فارسی) در فراگیری علم و دانش همچنان از محضر پدر خویش بهره می جست، اما با انتقال خانواده او از اصفهان به قزوین (که به دعوت شاه طهماسب صفوی و تعیین پدرش به منصب شیخ الاسلامی پایتخت صورت گرفت) دنیای جدیدی از علم و سیاست در برابر شیخ بهایی گشوده شد، زیرا قزوین در آن روزگار مرکز علم و دانش و نیز محل اقامت شخصیت های بزرگ علمی و سیاسی در ایران بود. این سفر فرصتی بود برای شیخ بهایی برای دستیابی به رشد علمی و نیز آشنایی با فعالیت های سیاسی و اجتماعی که آینده او را رقم زد.

او در خانواده ای اهل علم به دنیا آمد. پدرش حسین بن عبدالصمد حارثی عاملی فقیه، مفسر و از شاگردان شهید ثانی بود. فضایل علمی پدر شیخ بهایی تا جایی بود که نخستین لقب شیخ الاسلامی قزوین، مشهد و هرات را از آن خود ساخت.

شیخ بهایی در سن ۱۳ یا هفت سالگی به همراه خانواده رهسپار ایران شد و در اصفهان سکنی گزید و در همین زمان بود که شیخ علی مشار آشنایی پدر شیخ بهایی را با شاه طهماسب فراهم کرد و حاکم صفوی با اعطای خلعتی از او خواست به قزوین بیاید و لقب شیخ الاسلامی را به او عطا کرد.

شیخ بهایی با مرگ پدر جانشین او و ملقب به شیخ الاسلام هرات شد و در همین ایام بود که سفرهای خود را آغاز کرد و سال های مدیدی در سیاحت و گردش بود. بنا بر گفته برخی از تاریخ نویسان مدت ۳۰ سال در سفر حج، بیت المقدس، شام، آسیای صغیر، حلب، مصر و دیگر کشورها بوده است.

 شیخ بهایی مباحث گوناگونی از معارف عصر خود را فراگرفته بود، از جمله فقه، تفسیر، اصول، هندسه، ریاضی، فلسفه، عرفان، کلام، شعر و ادبیات، علوم غریبه و دیگر علوم.

اولین استاد او پدرش بود که علوم عقلی، حدیث و تفسیر را از او فراگرفت. استاد دیگر او مولانا عبدالله مدرس یزدی بود که کلام و فلسفه را نزد او تعلیم دید. شیخ بهایی ریاضیات را از ملا محمدباقر بن زین العابدین یزدی و طب را از حکیم عمادالدین آموخت. استادان دیگر شیخ عبارتند از شیخ احمد کجایی و مقدسی شافعی.

شیخ بهایی سال های طولانی به تدریس اشتغال داشت. اندیشه وران بسیاری در دامان درس او تربیت یافتند که نام برخی از آنان به قرار زیر است؛

ملاصدرا شیرازی، ملامحسن فیض کاشانی، فیاض لاهیجی، نظام الدین بن حسین ساوجی، سیدماجد بحرایی، فاضل جواد بغدادی، ملاخلیل غازی قزوینی، میرزا رفیع الدین طباطبایی نایینی، شیخ زین الدین عاملی، نوه شهید ثانی، شرف الدین محمد رویدشتی، شیخ محمدعلی عاملی تبنینی، مظفرالدین علی که کتابی نیز درباره زندگی شیخ بهایی نوشته است، محمدتقی مجلسی، پدر علامه محمدباقر مجلسی، شیخ محمود بن حسام الدین جزائری، محقق سبزواری، ملاعزالدین فرهانی مشهور به علینقی کمره ای شاعر معروف، عنایه الله علی کوهپایه ای معروف به قهپایی، هاشم بن احمد بن عصام الدین اتکانی، شیخ نجیب الدین علی بن محمد بن مکی عاملی جیبلی جبعی، محمد صالح بن احمد مازندرانی، حسنعلی بن عبدالله شوشتری، شیخ زین الدین علی بن سلیمان بن درویش بن حاتم قدمی بحرانی، سلطان العلما سیدحسین حسینی مرعشی نویسنده حاشیه بر روضه و حاشیه بر معالم و بسیاری دیگر که بنا بر گفته مورخان شاگردان حضرت شیخ به ۱۰۰ نفر می رسند.

مهم ترین کتاب شیخ بهایی عبارت است از جامع عباسی که به دستور شاه عباس اول نگاشته شده است. در تالیف این کتاب شیخ می باید رساله ای فقهی جهت پیاده کردن آن در قلمرو صفویان بنویسد. این کتاب برآیند خط مشی مذهبی دولت صفوی و اداره و اجرای امور سیاسی - مذهبی در زمان شاه عباس اول است. البته شیخ قبل از به پایان رساندن کتاب از دنیا رفت و شاگردش نظام الدین ساوجی کار تکمیل و نگارش آن را بر عهده گرفت.

کتاب دیگر شیخ بهایی کشکول اوست که مجموعه ای است از علوم و دانش های مختلف که شیخ در آن تبحر داشته است. در این کتاب شیخ اجل اشعاری را به فارسی و تازی سروده است که حکایت از ذوق عرفانی وی دارد. کتاب دیگر شیخ الزبده مهم ترین اثر شیخ در اصول است. تاریخ نگارش آن یعنی سال ۱۰۱۸ قمری حکایت از اهمیت آن دارد، زیرا اوایل قرن یازدهم عصر سیطره اخباریون در حوزه فقه و اصول شیعی بوده است. کتاب های دیگر شیخ عبارتند از؛ چهل حدیث، رساله اثنی عشریه پیرامون طهارت، نماز، زکات، روزه و حج، خلاصه الحساب که مهم ترین تالیف شیخ بهایی در ریاضیات و هندسه است، تشریح الافلاک و رساله اعمال اسطرلاب از آثار نجومی شیخ است، فوائدالصمدیه که به نام صمدیه معروف است و در باب نحو است و برای برادر خود عبدالصمد نگاشته که در حوزه های علمیه تدریس می شود، طوطی نامه، منظومه نان و پنیر، مثنوی نان و حلوا از آثار شعری اوست، کتابهای تفسیر ایشان عبارت است از عروه الوثقی تفسیر سوره حمد، عین الحیاه، تفسیر بیضاوی، حاشیه بر تفسیر بیضاوی، حل حروف القرآن، حواشی تفسیر کشاف و مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین.

در کلام شیخ بهایی نوعی گرایش به اشراق مشهود است. او همواره علوم ظاهری را به چشم قیل و قال می نگریست و آنها را برای نیل به کمال ناقص می شمرد. با این حال در کنار تمایل شدیدی که به عرفان داشته، وظیفه شرعی خود را به عنوان مجتهد و شیخ الاسلام به خوبی ایفا کرده و حوائج دینی مردم را به بهترین شکل سامان می بخشید.

شیخ بهایی یک شیعه متعادل و میانه رو بود تا جایی که عده ای او را سنی مذهب خوانده اند. حتی گروهی او را زردشتی معرفی کرده اند. البته این تسامح دینی تنها مختص او نبود بلکه حکومت صفویه در دوره او مشی مداراجویانه ای با مکاتب و فرق مختلف داشت. به هر حال طریقت عارفانه شیخ بهایی از اشعار وی هویداست. تقدیری که شیخ از عارفانی چون سفیان ثوری، شیخ عبدالقادر گیلانی و محی الدین عربی می کند و ارادتی که به مولانا، بسطامی و فخررازی دارد، گویای تمایلات وی به سوی تصوف است تا جایی که شیخ بهایی خود را متمایل به فرقه قلندریه می خواند.

شیخ بهایی در مباحث مربوط به وحدت وجود قائل به این است که حقیقت وجود مطلق موجود بالذات است، زیرا به وجود چیزی نزدیک تر از خود وجود نیست. ماسوی ذات الذوات از ماهیات صفاتند که وجودشان اعتباری است. از این رو حلول و اتحاد معنایی ندارد زیرا همه هستی وجود مطلق است.

شیخ بهایی در مدت ۷۸ سال عمر خود با چهار تن از سلاطین صفوی معاصر بوده است ولی عمده فعالیت سیاسی او در دوره دو پادشاه آخر گذشته است. این سلاطین عبارتند از شاه طهماسب از ۹۶۶ تا ۹۸۴ ق، شاه اسماعیل دوم از ۹۸۴ تا ۹۸۵ق، سلطان محمد خدابنده ۹۸۵ تا ۹۹۵ق و شاه عباس اول ۹۹۵ تا ۱۰۳۸ق.

او در سال ۹۶۶ق در حالی که ۱۳ سال داشت به همراه پدر از جبل عامل به سمت ایران مهاجرت کرد. دلیل این مهاجرت از یک سو افزایش تهدیدات حاکمان عثمانی نسبت به شیعیان جبل عامل و از سوی دیگر احترام فراوان حاکمان آن زمان ایران (پادشاهان صفوی) به عالمان دینی بود. حاکمان صفوی با این کار ضمن ترویج دین و کمک به اقتدار سیاسی ایران به تحکیم سلطنت خود نیز کمک می کردند. عالمان شیعی نیز در این بستر مناسب ضمن ترویج مذهب تشیع اثنی عشری از گسترش صوفی گری در جامعه آن زمان جلوگیری می کردند.

شیخ بهایی در ریاضی، معماری و مهندسی بسیار مشهور بوده و بسیاری از بناهای معروف دوره صفویه نتیجه تدبیر و طراحی او بوده است. از آن جمله؛ ۱- ساخت ساعت آفتابی در مسجد امام ۲- کاریز نجف آباد ۳- سفیداب ۴- حمام.

بناهای کم نظیر اصفهان که معماران در ساخت و ساز آن از همفکری شیخ بهایی بهره مند شده اند، نیز از دیگر کارهای مهندسی آن شیخ اجل است. از جمله؛ ۱- کتیبه های مساجد اصفهان ۲- پل الله وردی خان (سی وسه پل) ۳- پل خواجو ۴- چهارباغ ۵- میدان نقش جهان ۶- مسجد شیخ لطف الله.

به نوشته سایت باشگاه اندیشه، روزی شیخ بهایی به همراه گروهی از شاگردانش برای خواندن فاتحه به قبرستان رفت، بر سر قبرها نشست و فاتحه ای نثار گذشتگان کرد تا اینکه به قبر بابا رکن الدین رسید. آوایی شنید که سخت او را تکان داد. از شاگردان پرسید؛ شنیدید چه گفت. گفتند؛ نه. شیخ پس از آن حال دیگری داشت. همواره در حال دعا و گریه و زاری بود. گرچه او هیچ گاه از عبادت غافل نبود ولی اکنون بیش از پیش به مناجات و دعا اهمیت می داد. مدتی بعد شاگردانش از او پرسیدند آن روز چه شنیدی؟ او گفت؛ به من گفتند آماده مرگ باشم.

شش ماه گذشت. دوازدهم شوال ۱۰۳۱ ق فرارسید. مرگ به پیشواز شیخ بهایی آمد. بیش از ۵۰ هزار نفر از مردم اصفهان در تشییع جنازه او شرکت داشتند. اصفهان پایتخت صفویه غرق در ماتم بود. ملامحمدتقی مجلسی بر وی نماز گزارد و سپس پیکرش را به مشهد مقدس بردند و بنا بر وصیتش او را در حرم امام رضا(ع) به خاک سپردند.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.