شنبه ۳ آذر ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۹

روایت خبرنگار مفدا از اردوی گردشگری یزد

اردوی یزد

زهرا سرشوق خبرنگار اصفهان مفدا در اردوی گردشگری تفریحی یزد حضور داشته است. آن چه که می خوانید روایت او از این اردوی دو روزه است

اردوی تفریحی گردشگری یزد دقیقا وسط امتحانات میان ترم برگزار شد، ولی دلیل نمی شد که اردو نرویم! صبح روز پنجشنبه یکم آذر طبق معمول سایر اردو ها قرار بر حضور راس ساعت 6 صبح بود که البته بخاطر حضور حراست همیشه در صحنه درب جنگلبانی و اجازه ورود ندادن به اتوبوس به داخل دانشگاه حرکت با یکساعت تاخیر انجام شد. جمع دختران حاضر در اردو به حدی صمیمی بود که در همان دقایق ابتدایی با هم روابط نزدیک و دوستانه ای برقرار کردیم و همین باعث شد که تا آخر سفر به همه خیلی خوش بگذرد و لحظه ای از شادی برجای خود ننشینیم! حوالی ساعت 12 بود که به میبد رسیدیم و استارت بازدید ها خورد. بازدید از نارین قلعه در آن آفتاب گرم پاییزی شروع بسیار خوبی بود! ولی راه پله ای که در انتهای محوطه بود ما را به دنیای جدیدی وارد کرد. پربود از خندق و دروازه و برج و خیلی هم عالی برای عکاسی و تهیه عکس های مناسب پروفایل و استوری برای شبکه های مجازی.  در بالاترین نقطه این قلعه هم بافت قدیمی شهر میبد خیلی چشم نواز بود. دل کندن از آن همه زیبایی سخت بود ولی بالاخره بچه ها رضایت دادند و به سمت مکان بعدی یعنی کاروانسرای شاه عباسی رفتیم. آنجا هم بخاطر نمود قدیمی که داشت سوژه های عکاسی خوبی برای ما داشت و از زیلوبافی بگیر تا سفال گری، همه چیز آنجا بود و دیده میشد. مقصد بعدی ناهار بود که به یک رستوران سنتی به نام حاج ملک در قلب شهر میبد ختم شد. بعد از آن از یک فروشگاه و تولیدی بزرگ سفال بازدید کردیم. رنگ آمیزی زیبای سفال ها آرامش خاصی به ما تزریق میکرد. در نهایت به سمت یزد حرکت کردیم و اولین جایی که رفتیم باغ دولت آباد بود. باغی بزرگ با عمارت زیبایی در وسطش و در ها و پنجره های بزرگ رنگارنگ که توجه همه را جلب میکرد. بعد از غروب آفتاب آنجا را به مقصد میدان امیرچخماق و بازار ترک کردیم. در آنجا هم جدای از جاذبه های شهر، تعطیلی زودهنگام مغازه های شهر بود که خیلی ما رو متعجب کرده بود. بالاخره پس از صرف شام به محل اسکان خود رفتیم و در ابتدای کوچه ساختمان بزرگ یک بیمارستان آموزشی باعث شد که خاطرات دانشگاه برای ما تداعی شود. در نهایت وارد مسافرسرا شدیم که آنجا هم بسیار قشنگ بود یک حیاط با یک حوض قدیمی در وسطش که دور تادور آن اتاق بود. صبح روز بعد یعنی جمعه دوم آذر زیبایی حیاط آنجا چندبرابر بیشتر شده بود و در نهایت با صرف صبحانه و گرفتن عکس یادگاری از آنجا خارج شدیم. اولین جایی که برای روزدوم رفتیم آتشکده زرتشتیان یزد بود که آتش همیشه روشن آن قدمت زیادی داشت و آنجا هم باغ بزرگی بود که جاذبه های خاص خودش را داشت و نماد فروهر روی قسمت بالایی عمارت اصلی بسیار خودنمایی میکرد. در کناری هم بنای دیگری بود که نمایشگاه عکس و آب انباری در زیرزمین آن و نمایشگاهی ا آداب و رسوم زرتشتیان در طبقه بالای آن بود. بعد از آن به هدف بازدید از زندان اسکندر وارد کوچه های قدیمی شهر شدیم و در محوطه بیرونی زندان گشتیم و لذت بردیم.چیزی که بسیار به چشم می آمد توجه بالای میراث فرهنگی به مرمت آثار باستانی آنجا بود که همین باعث شده بود همه چیز انقدر زیبا به چشم بیاید. بعد از آن به سمت خانه لاریها حرکت کردیم که البته لاریها خانه نبودند و نوشته بودند که تا اطلاع ثانوی تعطیل میباشد. همچنان با پای پیاده در کوچه پس کوچه های شهر قدم میزدیم و بادگیرهایی که خودنمایی میکردند هم در سراسر مسیر دیده میشدند تا به مسجد جامع کبیر یزد رسیدیم و از آنجا هم بسیار لذت بردیم. ارتفاع زیاد ورودی مسجد و در مقابل آن میدان ساعت یزد باز هم سوژه عکاسان بود. در نهایت یزد را به مقصد میبد برای صرف نهار در همان رستوران سنتی ترک کردیم و پس از صرف غذا راهی اصفهان شدیم. در لحظات پایانی صحبت های دخترها حاکی از رضایت نسبتا کامل آنها از اردو بود و درخواست داشتند که زود به زود اینگونه اردوها برگزار شود.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.