شنبه ۳ آذر ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۳

گزیده ایی از اشعار میلاد پیامبر اکرم (ص) به مناسبت سالروز ولادت ایشان

میلاد پیامبر

با نزدیک شدن به سالروز ولادت با سعادت خاتم‌الانبیاء حضرت محمد (ص) شما را به خواندن گزیده ایی از شعر میلاد پیامبر اکرم صلوات الله علیه را می خوانیم

شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)

شعر میلاد پیامبر اکرم (ص) - مجموعه اشعار برای ولادت پیامبر اسلام


شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)

"امین" و "امن"  و "مومن"   آنقَدَر دنیا خطابت کرد

خدا طاقت نیاورد و سرانجام انتخابت کرد

برای هر سری از روشنایت سایه‌بان می‌خواست

که شب را پیش پایت سر برید و آفتابت کرد

حجازِ وحشیِ زیبا ندیده دل به حسنت باخت

که بت‌ها را شکست و قبله دل‌ها حسابت کرد

خدا از چشم زخم مردمان ترسید پس یک شب

تو را تا آسمان‌ها برد و مثل ماه قابت کرد

تو را از آسمان بارید مثل عشق بر دنیا

زمین را تشنه دید و در دل هر قطره آبت کرد

دوای درد دین و درد دنیا ، درد بی دردی

حضورت دردهای مرگ را حتی طبابت کرد

شاعر: سودابه مهیجی

*‍‍~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*

شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)

زمین گهواره کابوس‌های تلخ انسان بود
 
زمان چون کودکی در کوچه های خواب حیران بود

خدا در ازدحام ناخدایان جهالت گم

جهان در اضطراب و ترس در آغوش هذیان بود

صدا در کوچه‌های گیج می‌پیچید بی‌حاصل

سکوتی هرزه سرگردان صحرا و بیابان بود

نمی‌رویید در چشمی به جز تردید و وهم و شک

یقین تنها سرابی در شکارستان شیطان بود

شبی رؤیای دور آسمان در هیأت مردی

به رغم فتنه‌های پیش رو در خاک مهمان بود

جهان با نامش از رنگ و صدا سیراب شد آخر

«محمد» واپسین پیغمبر خورشید و باران بود

شاعر: سید ضیاءالدین شفیعی
 
*‍‍~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*

شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)

تو آمدی و زمین در هوای تو افتاد

و عرش در هوس خنده‌های تو افتاد

برای درک تنفس در این جهان سیاه

هوای تازه‌ای از ابتدای تو افتاد

جهان شرک به خود آمد از بزرگی تو

به گوش کعبه و بت‌ها صدای تو افتاد

شکست طاق بلندی که عرش کسری بود

همین که روی زمین رد پای تو افتاد

پس از نگاه سیاه و سفید اربابان

نژاد عشق بشر در لوای تو افتاد

زمان شکست زمانی که آمدی احمد

تویی که یک شبه دنیا به پای تو افتاد

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یک از برکات و کمال تو صلوات

به احترام محمد زمین تبسم کرد

تو آمدی و جهان دست و پای خود گم کرد

ترک نشست به چشمان آبی ساوه

همین که چشم تو بر آسمان ترنم کرد

فروخت گوشه جنت به شوق خال لبت

که آدمی به هوایت هوای گندم کرد

هنوز دخترکان زنده زنده می‌مردند

خدا به خلق تو بر خلق خود ترحم کرد

تو آمدی، به زمین احترام برگردد

تو رحمتی که خدایت نصیب مردم کرد

خدا به خلق رسول گرامی خاتم

گذاشت سنگ تمام و سپس تبسم کرد

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یک از برکات و کمال تو صلوات  

تو احمدی که خدا را به عرش فهمیدی

شبی که غیر خودت تا خدا نمی‌دیدی

کنار چشم تمام فرشته‌های خدا

فراتر از پر جبریل عشق بالیدی

تو در ضیافت عرشی لیلةالاسری

به طاق عرش خدا عکسی از علی دیدی

صدای مرتضوی علی‌ست آن بالا

که از زبان خدا عاشقانه بشنیدی

تو در کنار علی و فروغ شمشیرش

بساط کفر زمان را ز خاک بر چیدی

برای خلق بهشت این بهانه کافی بود

به لحظه‌ای که به زهرای خویش خندیدی

بیا و کفر مجسم ز کعبه بیرون کن

تویی که پایه‌گذار جدید توحیدی

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یک از برکات و کمال تو صلوات

شاعر: حسن کردی

شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)

سالروز ولادت پیامبر اکرم - شعر میلاد پیامبر


شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)

هراس و دلهره خواهد رفت همان شبی که تو می‌آیی

همان شب آمنه می‌بیند درون چشم تو دنیایی


همین که آمده‌ای از راه، قریش محو تو شد ای ماه!

یتیم کوچک عبدالله! ببین نیامده، آقایی!


گل قشنگ بنی هاشم، سلام بر تو ابوالقاسم

دلم کنار تو شد مُحرم، ندیده خوش‌تر از این جایی


چنان کنار ابوطالب، ستوده حُسن تو را یثرب

که وحی شد به دل راهب همان ستوده عیسایی


به هیچ آینه جز حیدر، نه پادشاه و نه پیغمبر

شکوه و حُسن تو را دیگر، خدا نداده به تنهایی


به دختران نهان درگل، ببار ساقی نازک دل

ببار تا بشود نازل به قلب پاک تو زهرایی


به آرزوی نگین تو درآمده‌ست به دین تو

مسیح من! به کمین تو نشسته است یهودایی


قسم به «لیل» و به گیسویت، به ذکر «یاحق» و «یاهو»یت 

به آیه‌، آیه‌ی ابرویت به آن دو چشم تماشایی


در این هزاره ظلمانی از آن ستاره که می‌دانی

برای این شب توفانی کمی بخوان دل دریایی!


بخوان که در عرفاتم من، کنار آب حیاتم من 

طنین یک صلواتم من به شوق این همه زیبایی

شاعر: قاسم صرافان

*‍‍~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*

شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)

باران گرفت و سقف مدائن نشست کرد

دندانه‏‌های کنگره قصد شکست کرد

نوری به صحن معبد زردشتیان رسید

کآتشکده ز نابی آن‏ نور مست کرد

بالا بلند آمد و هر ارتفاع را

در زیر پا نهاده و پایین و پست کرد

در هر دلی نشست و به شکلی ظهور داشت

این گونه بود کآینه را خود پرست کرد

وقتی سؤال کردم از او خود اشاره‏‌ای

در پاسخم به پرسش روز الست کرد

حُسنش به غایت است و ظهورش قیامت است

زیباترین هر آنچه که زیباتر است کرد

فیض مقدسی و تعجب نمی‌‏کنم

این چیزها که هست، نگاه تو هست کرد

شاعر: رضا جعفری
 منبع : گروه فرهنگ و  هنر  مجله اینترنتی  ستاره

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.