جمعه ۷ مهر ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۳

تاسوعا یوم العباس

اَلآنَ اِنکَسَرَ ظَهری وَ قَلَّت حیلَتی: اکنون کمرم شکست و چاره‌ام اندک شد

حرم

ابن شهر آشوب دربارۀ شهادت وی نوشته است: «عباس، سقّا، قمر بنی هاشم، و پرچمدار امام حسین (ع) که از دیگر برادران خود بزرگ‌تر بود، جهت تهیه آب بیرون رفت، دشمن بر او حمله کرد و او نیز بر آنان حمله برد و آنان را پراکنده ساخت. پس زید بن ورقاء جهنی در پشت نخلی کمین کرد و حکیم بن طفیل سنبسی بدو کمک کرد و ضربه‌ای بر دست راست عباس وارد ساخت. وی شمشیر را با دست چپ گرفت و بدان‌ها حمله کرد تا اینکه ضعف بر او چیره شد، در این هنگام حکیم بن طفیل طائی که پشت درختی در کمین وی بود ضربتی بر دست چپش فرود آورد. در این هنگام عباس(ع) چنین رجز خواند:«ای نفس از کافران مهراس و به رحمت، ایزد بزرگ و همنشینی با پیامبر اکرم (ص) بشارتت باد، اینان به ستم دست چپم را بریدند. پروردگارم ایشان را به آتش سوزان دوزخ در خواهد افکند». سپس حکیم بن طفیل طائی با عمودی آهنین ضربتی بر سر عباس (ع) فرود آورد و او را به شهادت رساند. سن عباس هنگام شهادت، حدود ۳۴ سال نقل شده است.

پس از شهادت یاران حضرت سیدالشهدا حضرت ابوالفضل عباس (علیه السلام) که از همه برادران خود بزرگتر بود و در شجاعت و قدرت و جمال سر آمد دیگران بود به نزد حضرت امام حسین (علیه السلام) رفت و اجازه گرفت تا به جنگ با دشمن برود.

حضرت امام حسین (ع) به ایشان فرمودند: ای برادر! تو علمدار منی و از رفتن تو لشکر من از هم میپاشد. «

حضرت عباس فرمود: ای برادر بزرگوار! سینه من از کشته شدن برادران و یاران و دوستان تنگ شده است و

از زندگی ملول شده ام و آرزومند لقای حق تعالی گردیده ام و دیگر تاب دیدن مصیبت دوستان ندارم و می خواهم

در طلب خون برادران و خویشان دمار از مخالفان برآرم.

آن امام غریب فرمود که: اگر عازم سفر آخرت گردیده ای، آبی جهت پردگیان سرادق عصمت و کودکان اهل

بیت رسالت طلب کن که از تشنگی بیتاب گردیده اند.

عباس به نزدیک آن سنگین دلان بی حیا رفت و گفت: ای بی شرمان! اگر به گمان شما، ما گناهکاریم، زنان و اطفال ما چه گناه دارند؟ بر ایشان ترحم کنید و شربت آبی به ایشان بدهید.

چون دید که نصیحت و پند در آن کافران اثر نمی کند، به خدمت حضرت برگشت (۱)

عطش بسیاری اهل حرم را در برگرفته بود. حضرت امام حسین (ع) بر شتر مسناة سوار شد، به سوی فرات

به راه افتاد و برادرش عباس نیز با او همراه بود پس سوارگان لشگر پسر سعد لعنه اللّه راه بر او گرفتند و مردی

از بنی دارم در میان ایشان بود. پس به لشکر گفت: وای بر شما! میانه او و فرات حائل شوید و نگذارید به آب

دسترسی پیدا کند. حسین علیه السلام فرمود: بار خدایا! این مرد را به تشنگی دچار کن.

آن مرد دارمی ناپاک خشمگین شد و تیری به جانب آن حضرت پرتاب کرد. آن تیر در زیر چانه آن حضرت

فرورفت. حسین علیه السّلام آن تیر را بیرون کشید و دست زیر چانه گرفت. پس دو مشت آن جناب پر از

خون شد. خونها را به هوا ریخت. سپس فرمود: بار خدایا! من به تو شکایت برم از آنچه این مردم درباره پسر

دختر پیغمبرت رفتار کنند. از آن سو لشگر دور عباس علیه السلام را گرفته به او حمله ور شدند و ایشان به

تنهایی می جنگید.

چون به نزدیک نهر رسید، چهار هزار نامرد که بر آن موکل بودند، آن غریب مظلوم را در میان گرفتند و بدن

شریفش را تیرباران کردند. آن شیر بیشه شجاعت خود را بر آن سپاه بی قیاس زد و هشتاد نفر از ایشان را با

تن تنها بر زمین افکند و خود را به آب رسانید. چون کفی از آب برگرفت که بیاشامد، تشنگی آن امام مظلوم

و اهل بیت او را به یاد آورد. آب را ریخت و مشک را پر کرد و بر دوش خود کشید و در حالی که جنگ می

کرد، متوجه خیمه های حرم شد. آن کافران بی حیا سر راه بر او گرفتند و بر دور او احاطه کردند و با ایشان

محاربه می کرد و راه می پیمود. ناگاه یزید بن ورقا از کمین درآمد و حکم بن طفیل نیز او را مدد کرد. ضربتی

بر آن سید بزرگوار زدند و دست راست او را جدا کردند. آن شیر بیشه شجاعت و نهال حدیقه امامت، مشک را

بر دوش چپ کشید و شمشیر را به دست چپ گرفت و جهاد می کرد و راه می پیمود. ناگاه حکم بن طفیل

ضربتی بر او زد و دست چپش را جدا کرد. آن فرزند شیر خدا، مشک را به دندان گرفت و اسب را می دوانید

که آب را به آن لب تشنگان برساند. ناگاه تیری بر مشک خورد و آب بر زمین ریخت و تیر دیگر بر سینه او فرود آمد و از اسب به پایین افتاد. پس ندا کرد که: ای برادر مرا دریاب.

و لمّا قتل العبّاس قال الحسین علیه السّلام:الآن انکسر ظهری، و قلّت حیلتی.

و چون عباس (علیه السلام) شهید شد حضرت امام حسین (علیه السلام) فرمودند: الان کمر شکست و چاره جویی برایم سخت گردید. (۴)

ودر حدیث دیگر از حضرت امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: زید بن رقاد جهنی و حکیم بن طفیل طایی هر دو در قتل عباس بن علی شرکت داشتند. (۵)

و به روایت دیگر حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) حق تعالی به عوض دو دست، دوبال به او کرامت کرد که در یاض جنت به آن بالهای سعادت پرواز می کند. (۶)

پانوشتها

۱- موسوعة الامام الحسین (علیه السلام) ج ۴، ص ۲۳۶ - ۲۳۷ - جلاء العیون، ۶۷۸ - ۶۸۰

۲. موسوعة الامام الحسین (علیه السلام) ج ۴، ص: ۲۲۴، المفید، الإرشاد، ۲ / ۱۱۳ - ۱۱۴ - عنه: البهبهانی،

الدّمعة السّاکبة، ۴ / ۳۲۱ - ۳۲۲؛ القمی، نفس المهموم،/ ۳۲۹ - ۳۳۰؛ المحمودی، العبرات، ۲ / ۸۲؛ مثله

الطّبرسی، إعلام الوری،/ ۲۴۸؛ الأمین، أعیان الشّیعة، ۱ / ۶۰۸، لواعج الأشجان،/ ۱۸۲ - ۱۸۳

۳. موسوعة الامام الحسین (علیه السلام)، ج ۴، ص ۲۳۶ - ۲۳۷ - جلاء العیون، ۶۷۸ - ۶۸۰

۴. موسوعة الامام الحسین (علیه السلام) ج ۴، ص ۲۳۱ - البحرانی، العوالم، ۱۷ / ۲۸۳ - ۲۸۴، ۲۸۵؛ محمّد

بن أبی طالب، تسلیة المجالس، جلد دوم، ۳۱۰ - ۳۰۸، البهبهانی، الدّمعة السّاکبة، ۴ / ۳۲۳ - ۳۲۴ -

الجواهری، مثیر الأحزان، ۸۳ - ۸۴

۵. موسوعة الامام الحسین (علیه السلام)؛ ج ۴؛ ص ۲۲۱، أبو الفرج، مقاتل الطّالبیّین،/ ۵۶ - عنه: المجلسی،

البحار، ۴۵ / ۴۰؛ البحرانی، العوالم، ۱۷ / ۲۸۳

۶. موسوعة الامام الحسین (علیه السلام)، ج ۴، ص ۲۳۶ - ۲۳۷ - مجلسی، جلاء العیون،/ ۶۷۸ - ۸۰


 

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.