پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۰ - ۰۷:۵۶

مجموعه معرفتی شرح و تفسیر احادیث اخلاقی

پرهیز از چهار خصلتی که موجب می شود هرگز ناراحتی نبینید

مازندران/یادداشت

در این یاداشت به قلم حجت الاسلام دکتر سید حسین حسینی کارنامی، شرح و تحلیل حدیثی از امام علی (ع) تقدیم می‌گردد. امیر مؤمنان (ع) در این حدیث فرمود: هر که بتواند خود را از چهار چیز نگه دارد، شایسته آن است که هرگز ناراحتی نبیند.

در این یاداشت به قلم حجت الاسلام دکتر سید حسین حسینی کارنامی، شرح و تحلیلی حدیثی از امام علی (ع) تقدیم می‌گردد.

عن الإمام علیّ علیه السلام: «مَنِ استَطاعَ أن یَمنَعَ نفسَهُ مِن أربعَةِ أشیاءَ فهُو خَلِیقٌ بأن لا یَنزِلَ بهِ مَکروهٌ أبدا ، قیلَ : و ما هُنَّ یا أمیرَ المؤمنینَ ؟ قالَ : العَجَلَةُ ، و اللَّجاجَةُ ، و العُجْبُ و التَّوانِی»؛

هر که بتواند خود را از چهار چیز نگه دارد، شایسته آن است که هرگز ناراحتی نبیند؛ عرض شد: آن‌ها چیستند ای امیر مؤمنان؟ فرمود : شتابزدگی، خیره سری، خودپسندی و سستی.  (تحف العقول،ص222)

شرح و تحلیل حدیث

یکم: عجله

عجله به معنای تصمیم‌گیری به انجام و اجرای کاری، بدون برنامه و بدون تأنّی و دقت را گویند؛ یعنی بی‌برنامه حرکت نکنیم، بلکه با با فکر و تأمل حرکت کنیم. مقابل آن تانی است. تأنی عطیه الهی و عجله خوی شیطانی است. 

پیامدهای عجله کردن: عجله پشیمانی می‌آورد؛ حادثه آفرین است؛ کار به صحت همراه نیست و به سلامت به مقصد نمی‌رسد؛ انسان را از هدفش دور می‌کند؛ اموری که بر اثر حوادث غیر منتظره و از روی ناپختگی پیش می آید که اغلب مولود عجله و دستپاچگی است.

البته عجله غیر از سرعت در عمل است.

دوم: لجاجت

مفهوم لجاجت: اصرار و پافشاری ناحق همراه با عناد بر یک کار و مسأله‌ای را لجاجت می‌گویند. چون این حرف را گفته و یا چنین موضعی اتخاذ کرده حاضر نیست عقب‌نشینی کند و لو خلاف آن ثابت شود. فقط حرف خود را بزند و هیچ حاضر نباشد حرف دیگران را بشنود؛ چه رسد به اینکه به سخن دیگران اهمیت بدهد و برای رای دیگران ارزش قائل شود. 

حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: « من استبد برأیه هلک»؛استبداد به رأی نداشته باشیم؛ اهل شور و مشورت و کمک گیری از دیگران باشیم. 

منشاء لجاجت تکبر است. جهالت، ناشی از عوامل عارضی از جمله "طغیان هوای نفس" بوده؛ و لذا، ممکن است با از بین رفتن این عوامل به سبب پیدا شدن مانع در برابر آنها، یا در اثر حائل شدن زمان طولانی بین تصمیم و انجام گناه و...، فرد متوجه زشتی اعمال سابق خود شده و از آن افکار و اعمال پشیمان گردد؛ در صورتی که، لجاجت از روی عناد و تکبر بوده و از بد ذاتی، ناشی می‌گردد؛ لذا، با فروکش کردن هوسها از بین نرفته، و هیچگاه به شخص لجوج ندامت فوری دست نمی‌دهد؛ بلکه، مادامی که شخص زنده است این حالت زشت نیز زنده خواهد ماند. گناهانی که از روی جهالت باشد، به شرط توبه، بخشیده می‌شود؛ در حالی که، گناهانی که از روی لجاجت، رشد یافته‌اند، قابل بخشش نیستند؛ چنانچه، خداوند در قرآن می‌فرماید: «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَی اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیب‌...».

نتیجه‌ لجاجت پشیمانی است: اللجاجة اولها جهل و آخرها ندامة.

سوم: عجب

عجب به معنای مغرورشدن، خودشگفتی، بزرگ شمردن و خشنود شدن از اعمال نیک خود است به شرط آن که نسبتشان را به خدا فراموش کند، آن‌ها را از جانب خود بداند و از تباه‌شدن آن‌ها نترسد. انسان نقص‌ها و ضعف‌های خود را ندیده و احیاناً محسناتش را بزرگ بشمرد؛ فقط کمالاتش را ببیند؛ فقط توجهش به نیمه پر وجود لیوانش باشد، نه به نیمه خالی.

اسباب عجب و درمان آن:

عالمان اخلاق اسباب و انگیزه‌های مختلفی برای عجب بیان کرده‌اند. علامه فیض کاشانی جمال و زیبایی، قدرت و توانایی، زیرکی و عقل، نسب و خاندان، انتساب به سلاطین و قدرتمندان، کثرت فرزندان، مال و ثروت و فکر و اندیشه را از اسباب عجب شمرده است. عالمان اخلاقی بر این باروند که برای درمان عجب، باید به اسباب و ریشه‌های آن توجه کرد ... 

چهارم: کاهلی و سستی

مفهوم تنبلی: کسالت، تن‌پروری، راحت طلبی، بطالت، سستی وفتور، کاهلی، طفره رفتن  و از کار در رفتن ،کار امروز را به فردا افکندن و تأخیر انداختن؛ کار فردا را به پس‌فردا بیندازد. تنبلی از رذایل اخلاقی و نشانگر کراهت از کار است. از این رو در روایات آمده که از تسویف یعنی از فردا فردا گفتن بپرهیزید: ایاک و الستویف، التسویف مهلک.

برنامه بنویسید، بی‌برنامه، هرزیم هلاک هستیم؛ درختی که باغبان ندارد، هرزگرا است، نه میوه‌ گرا؛ میوه ازش برنمی‌آید. تنبلی، کاهلی در بعد فردی، سبب عقب‌ماندگی در کارها و از دست رفتن فرصت‌ها است و در بعد اجتماعی نیز سبب هدر رفتن نیروهای انسانی و نهایتاً عدم استقلال اقتصادی است. 

اسباب تنبلی و درمان آن:

 تنبلی دلایل متعددی دارد. مثلا گاهی اوقات بعضی از کارها خسته‌کننده‌ هستند، آنقدر خسته‌کننده که انجام آن‌ها دشوار می‌شود یا گاهی انجام کار به طور انفرادی مشکل است و در نتیجه انگیزه‌ی شروع کار از دست می‌رود. با درمان تنبلی انرژی شگرفی به زندگی ما تزریق می‌شود و شادابی و نشاطی که به همراه دارد زندگی را زیباتر خواهد کرد.

تنبلی اجتماعی 

به‌تازگی تنبلی اجتماعی که در بسیاری از منابع، یکی از صفات اخلاقی ایرانیان یاد شده است، به شکل جدی به مباحث فرهنگی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی وارد شده است. 

در مقاله تحلیل تنبلی دانشگاهی به‌مثابه تنبلی اجتماعی در میان دانشجویان دانشگاه مازندران آمده است: ... نتایج پژوهش نشان داد تنبلی دانشگاهی با متغیرهای نابسامانی در سطح نظام و ابعادش (درون و برون دانشگاه) رابطه معناداری وجود دارد که متغیرهای نبود نظارت و کنترل در دانشگاه، ضعف برنامه‌ریزی در دانشگاه، طفره روی آموزشی سیستمی، فرهنگ تنبلی در جامعه، پایین‌بودن هزینه‌های تنبلی در جامعه) بجز متغیرهای نبود امکانات و تجهیزات در دانشگاه و نبود آینده شغلی را شامل می‌شود. همچنین برحسب معادلات ساختاری، فرضیة اول تأیید شد. نتیجه آزمون الگوی ساختاری نشان می‌دهد که متغیرهای بالا 40 % از تغییرات تنبلی دانشگاهی (فردی، گروهی) را تبیین کردند.

نتیجه 

هرکس این چهار صفت را از خود دور کند خواه فرد باشد، خواه مجموعه دست‌اندرکاران و رؤسای جامعه، هیچ‌گاه حادثه و واقعه ناخوشایندی، متوجه او نخواهد شد. 

مقام معظم رهبری در نتیجه گیری از تفسیر این حدیث فرمودند: بنده، در اثر تجربیاتی که در سال‌های متمادی پیدا کردم به این نتیجه رسیدم که این سخن علی (علیه السلام) واقعاً حکمت تمامی است و همه ضرر و زیان‌هایی که متوجه جامعه شده است در اثر این امور بوده. خداوند ان شاءاللّه ما را با مجاهدت خودمان و با توفیق خودش از این صفات دور بدارد. (برگرفته از https://farsi.khamenei.ir/hadis)

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.