سه‌شنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۰ - ۰۹:۳۹

یادداشت؛

گذری بر زندگی و اشعار حافظ شیرازی

بزگداشت حافظ

حافظ شیرازی از محبوب ترین شعرای ایران زمین است که با گذشت قرن ها، آثارش نه تنها در ایران بلکه در سراسر نقاط جهان به شهرت رسیده است. غزلیات حافظ شیرازی بسیار دلنشین و مشهور است. بیستم مهرماه به عنوان روز نکوداشت حافظ شیرازی نامگذاری شده است.

به گزارش مفدا جیرفت ، حافظ شیرازی از محبوب‌ترین شعرای ایران زمین است که با گذشت قرن‌ها، آثارش نه تنها در ایران بلکه در سراسر نقاط جهان به شهرت رسیده است.

تاکنون زندگی نامه و اشعار حافظ مورد بررسی و پژوهش بسیاری از بزرگان ادبیات ایران و جهان قرار گرفته است. موضوع اشعار حافظ بسیار متنوع بوده و بیشتر درباره معشوق، فراق، عرفان الهی و آشکار ساختن دورویی می‌باشد.

از اشعار حافظ به صورت مکرر در موسیقی سنتی ایرانی، هنرهای تجسمی و خوشنویسی استفاده شده است. ایرانیان در مراسم مختلف سنتی و ملی به ویژه عید نوروز و شب یلدا به خواندن غزلیات حافظ پرداخته و تفال به دیوان حافظ سنتی دیرینه محسوب می‌شود.

شمس‌الدین محمدبن بهاالدین محمد حافظ شیرازی، از شاعران نامی و غزلسرایان مشهور ایران و جهان می‌باشد که در زمینه شعر از آثار مولانا، اشعار سعدی و نظامی پیروی کرده است. اگرچه شهرت حافظ زبانزد عام و خاص است و اشعار او تاثیر عمیقی روی فرهنگ و زندگی مردم ایران زمین داشته است اما جزئیات کمی از زندگی او در دسترس است.

شیخ حافظ شیرازی در سال ۷۲۷ هجری قمری برابر با سال ۱۳۲۶ میلادی در شیراز متولد شد. بهاالدین، پدر حافظ تاجر زغال سنگ بود. حافظ دو برادر بزرگ تر از خودش داشت ( طبق روایتی دیگر، یک خواهر و یک برادر داشته است).

گفته شده حافظ در سنین کودکی و با گوش کردن به صوت قرآن پدرش توانست کل قرآن را حفظ کند و علت تخلص “حافظ” نیز به این دلیل می باشد. همچنین دردوران نوجوانی اشعار شاعران بزرگی همچون سعدی، عطار، مولانا و نظامی را از بر بود.

هنگامی که پدر حافظ از دنیا رفت بدهی های زیادی داشت و حافظ و مادرش با دنیایی از قرض به نزد عمویش رفتند. به دلیل فقر و تنگدستی، حافظ مجبور شد مدرسه روزانه را رها کرده و از سن کم در یک مغازه لباس و سپس در نانوایی کار کند.

ازدواج حافظ شیرازی

شیخ حافظ شیرازی در سن ۲۱ سالگی ( یا ۲۰ یا ۲۷ سالگی) در حالی که هنوز در نانوایی کار می کرد و نان را به منطقه ثروتمندنشین شهر می رساند، برای اولین بار با “شاخه نبات” یار و معشوق شیرین زبانش، دیدار کرد. در آن زمان هنوز با شیخ عطار که بعدها در رکابش شاگردی کرد، ملاقات نکرده بود.

شاخه نبات دختر زیبای ۱۴ ساله ای بود که حافظ مسحور زیبایی و کمالات او شد، اما در عین حال گمان می کرد این دختر برای عشق او ارزشی قائل نخواهد شد. حافظ اذعان داشته برای رسیدن به وصال یار، به مدت ۴۰ شبانه روز در آرامگاه بابا کوی شب زنده داری کرد و با دعا و استعانت از پروردگار، سرانجام به مراد دل رسیده و با شاخه نبات ازدواج کرد، او در بسیاری از اشعارش به صورت مکرر از شاخه نبات یاد کرده است.

برخی معتقدند ازدواج حافظ در سال های ۷۴۴ تا ۷۴۵ هجری قمری و در زمان پادشاهی ابواسحاق بوده است. حاصل این ازدواج یک فرزند بود. حافظ علاقه زیادی به همسرش داشت به طوری که بعد از درگذشت او تا پایان عمر تجدید فراش نکرد.

در مورد نام همسر حافظ نیز روایات متعددی وجود دارد، برخی معتقدند نامش “شاخه نبات” است، اما از آن جایی که این نام چندان رایج نبوده ممکن است حافظ شیرین زبانی معشوقش را به شاخ نبات تشبیه کرده باشد:

حافظ چه طرفه شاخ نباتی ست کلک تو

کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است

گروهی دیگر بر این اعتقاد هستند که نام همسر حافظ، نسرین بوده به طوری که در ۱۴ غزل نام نسرین را آورده، اما حافظ هیچگاه مستقیما از نام همسرش در اشعار سخن نگفته و این موضوع در هاله ای از ابهام باقی می ماند:

به بوی او دل بیمارِ عاشقان چو صبا

فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

مرگ همسر و فرزند

مرگ همسر حافظ در یکی از مسافرت ها اتفاق افتاد و دوری از دیار و همسر باعث شد حافظ از آرامگاه واقعی او اطلاعی نداشته است.

پسر حافظ نیز مدتی بعد از فوت مادرش، در دوران جوانی و در سفر به هند از دنیا رفت. اگرچه طبق برخی پژوهش ها، حافظ دارای دو فرزند بوده که فرزند دومش را در سن ۷ سالگی از دست داده است.

زندگی سیاسی حافظ

حافظ در سنین ۲۰ تا ۳۰ سالگی یکی از شاعران دربار ابواسحاق شد، در طول این مدت شهرت و نفوذ زیادی در شیراز به دست آورد.

در سن ۳۳ سالگی اتفاق سیاسی ناخوشایندی رخ داد، امیر مبارزالدین به شیراز حمله کرد و شیخ ابواسحاق متواری شد، مدتی بعد ابواسحاق را کشتند و این اتفاق غم انگیز در روحیه حافظ تاثیر بدی گذاشت به طوری که در برخی اشعار به این حوادث اشاره کرده و درباره ابواسحاق چنین گفت که:

یاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بود

دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

۵ سال بعد و زمانی که حافظ ۳۸ ساله بود، شاه شجاع، پدرش مبارزالدین را زندانی کرد و حافظ دوباره به منصب خود بازگشت اما بعد از مدتی رابطه اش با شاه شجاع تیره شد و در سن ۴۸ سالگی برای ایمنی جانش از شیراز به اصفهان رفت.

حافظ در سن ۵۲ سالگی به دعوت شاه شجاع دوباره به شیراز بازگشت.

آثار حافظ شیرازی

حافظ شیرازی از همان زمان که در قید حیات بود، در سراسر جهان اسلام توسط شاعران معاصر از بغداد تا هند مورد تحسین واقع شده و امروز محبوب ترین شاعر در میان ایرانیان و از شاعران بزرگ جهان است که آثار او در اکثر کتابخانه های بسیاری از کشورها از جمله آذربایجان، ارمنستان و گرجستان به وفور یافت می شود.

اشعار حافظ توسط بسیاری از شاعران و بزرگان دنیای غرب از جمله گوته، ثورو و رالف امرسون مورد تحسین و از حافظ به عنوان “شاعر شاعران” نام برده شده است. در سال ۱۷۷۱ میلادی، آثار حافظ توسط ویلیام جونز (محقق هندی) برای اولین بار به انگلیسی ترجمه شد.

– دیوان حافظ شامل ۵۰۰ غزل، ۴۲ رباعی و چندین قصیده می باشد که در طول ۵۰ سال سروده است. از آن جایی که حافظ تنها در لحظاتی که خاص و الهام بخش بود به سرودن اشعارش می پرداخت، به طور متوسط در هر سال فقط ۱۰ غزل سروده و تمرکز او خلق اثری شایسته مقام واقعی معشوق بوده است.

– گردآوری دیوان حافظ که توسط محمد گل اندام در سال ۱۴۱۰ میلادی و ۲۲ سال بعد از مرگ حافظ تالیف شده است.

– یکی از شاگردان حافظ به نام سید کاظم انور ۵۶۹ غزل از حافظ را جمع آوری کرد.

ویژگی های شعر حافظ

از مهم ترین خصوصیت های اشعار حافظ قدرت تاویل پذیری است. به طوری که هر کس دیوان حافظ را باز می کند و غزلی می خواند، با توجه به شرایط روحی و حال و هوای خود برداشت خاصی از شعر خواهد داشت، گویی حافظ آن شعر را فقط برای حال آن لحظه او سروده است!

اشعار حافظ از نگاه غربی ها

گوته و امرسون از مشهورترین افرادی هستند که حافظ را مورد تحسین قرار داده و هر دوی آن ها اشعار حافظ را به انگلیسی ترجمه کردند و گوته پس از بررسی ژرف اشعار، به سادگی گفت:” حافظ همتایی ندارد!”

اشعار حافظ توسط متفکران بزرگ دنیای غرب از جمله نیچه و آرتور کانن دویل (خالق شخصیت شرلوک هولمز) مورد ستایش قرار گرفته است. گارسیا لورکا و یوهانس برامس حافظ را ستوده و حتی گفته می شود ملکه ویکتوریا در مواقع خاص و ضروری از دیوان حافظ مشورت می‌گرفته است!

اشعار حافظ

اگرآن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

بده ساقی می باقی که در جنّت نخواهی یافت
کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلّا را

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی ست
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

بدم گفتیّ و خرسندم، عفاک الله نکو گفتی
جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هشیار کجاست

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست

بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش
کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست

عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست؟

                                                 

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.