چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۱:۰۳

یک هفته، یک کتاب

برشی از کتاب«مجموعه آثار نمایشی ویلیام شکسپیر»

مجلس پنجم از پرده پنجم تراژدی مکبث، ترجمه داریوش آشوری

مازندران/مجموعه آثار نمایشی ویلیام شکسپیر

سِیتن: خداوندگارا، شهبانو مرده است. مکبث: روزی از این روزها می‌بایست می‌مُرد. روزی می‌بایست این خبر را می‌آوردند. فردا و فردا و فردا، می‌خزد با گام‌های خُرد از روزی به روزی تا که بسپارد به پایان رشته‌یِ طومارِ این دوران. و دیروزان و دیروزان کجا بود است ما دیوانگان را جز چراغی بر غباراندوده راهِ مرگ. فرومیر، آی، ای شمعک، فرومیر، آی؛ که نباشد زندگانی هیچ الا سایه‌ای لغزان و بازی‌هایِ بازی‌پیشه‌ای نادان که بازد چندگاهی پرخروش و جوش نقشی اندرین میدان و آن‌گه هیچ! زندگی افسانه‌ای ست کز لب شوریده‌مغزی گفته آید سربه‌سر خشم و خروش و غرش و غوغا،‌لیک بی‌معنا/مسئول پروژه: امیرحسن بردباری، گرافیست: فاطمه معجری

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.