یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۴:۴۲

دلنوشته رئیس دانشکده توانبخشی در روز عید سعید غدیر خم

خبر

دکتر محمدرضا هادیان در روز عید غدیر در دلنوشته ای به همین مناسبت نوشت: ایرانیان نشان دادند با پیشینه شان که به دنبال بهترین نمونه ها برای زندگی شان هستند بالاتر از همه اسطوره ها، حضرت علی(ع) را به عنوان نمونه ای زنده و باورپذیر و رخ دادنی و تکرارپذیر

به گزارش مفدا تهران، دانشکده توانبخشی، متن دلنوشته به شرح زیر است:

بر ایرانیان اتهام می زنند که چرا علی را که هزاران درود پروردگار بر ایشان باد را دوست دارید؟ و یا اتهام را بالاتر برده و می گویند او را می پرستید؟  از این هم بی انصاف تر هم می گویند که اساس دوستی خاندان پیامبر و پیروی از ایشان دستمایه و دستپخت ایرانیان است. 
 کشوری را ببینید که کمینهِ پیشینهِ شهرنشینیِ ایشان، ۷۰۰۰ سال است. پهنه کشورداری ایشانْ نیمی از جهان بوده است. بنابرگفته پژوهشگران بزرگ، ساختار کشورداری ایشان برای بسیاری الگو بوده است. در دیروک(تاریخ) ایشان مادها را با اکباتان شکوهمند را دارید. تخت جمشید را در ادامه دشت ارژنگ دارید. تیسفون با بیش از صد دروازه برای آمدن و رفتن شهروندان را دارید! بخارا، بلخ، هرات، مرو، تبریز، بادکوبه، باکو، باغ داد(بغداد)، بسی راه(بصره)، هرمز، بحرین و هزاران بستره شهرنشینی را دارید.
کوروش را دارید با آزادی‌خواهی و آزادی بخشی‌اش که او را ذوالقرنین نیز می‌دانند. داریوش را با پست شاهی و راه شاهی و هزاران نمونه و الگو شهروندی و شهرسازی را دارید؛ و انوشیروان را دارید که پیامبر مهربانی‌ها را از ایشان گفته ای استْ که ولدت فی زمن ملک العادل.

پهلوان باستانیْ گودرزْ را از کردستان دارید، رستم را از سیستان دارید. گودرز، گیو و سیاوش پاک را دارید که برای نشان دادن پاکی‌اش به میان آتش رفت.
 زال را دارید و اسفندیار رویین تن را.
 گردآفرید، ماندانا، آرتیمیس و هزاران بانو را دارید که همین واژه بانو اشْ را ببینید! بان بالا، زن و دختر را بالادست می‌دانند نه اینکه او را باید زنده در زیر شن‌ها نهاد. رستم فرخزاد و بهرام گور را دارید. گندی شاپور، مادر دانشگاه‌ها را در آن دارید.
میهنمان از گستره‌ای به‌اندازه نیمی از جهان برخوردار بود. فرهیختگان در آن بودند. پادشاهان تمدن ساز چون کوروش، داریوش، اردشیر، انوشیروان در خود دیده بود با کاخی کجْ در کنجی به خاطر نفروختن خانه کوچک پیرزنی! انوشیروان در پاسخ نماینده‌ای از روم که پرسیده بود؟ پادشاها چرا کاخ در گوشه‌ای کژ است؟ پاسخ شنید که من این کژی را از راستی میبینم که نخواستم که خانه پیرزنی را به درشتی و نادادْ بگیریم و بر کاخ بیفزاییم.
آیینی نو در میان بی آب ان، در شهر مکه از سوی پروردگار می آید، در یک سوی باورمندان این آیین، بانویی خردمند با ورقه بن نوفل، پسر عمویی که نشانه های آیین نو و پیامبری او را پیشتر گفته بود.
و علی که از کودکی در دامان پاکی و خرد آموزش دیده بود نزد پدرش ابیطالب و محمد.
ایرانیان در دیروک، تاریخ، شان پهلوان داشتند چون رستم، گودرز، پادشاه داشتند چون کوروش، شهر داشتند که عرب از شگفتی آن را مداین، شهرها، نامیدند و فرشِ بهارستانْ که با تبر پاره، پاره اش کردند تا گوهر و زر آن را بخش و پخش کنند و...
آرتیمیس و گردآفرید و رودابه را داشتند.
پس چرا ایرانیان از میان گروه بزرگ که به آیین نو پیوستند به سراغ علی به عنوان الگو رفتند؟ و او را باورمندند که پیامبر مهربانیها برگزید برای راهنمایی؟
زیرا، دلاوری رستم را پیشتر دیده بودند و از او دلاورتر می خواستند!
مهربانی انوشیروان و دادگستری او را دیده بودند و از او دادگستر میخواستند. بالا نشینی زن و بانو بودن او را پیشتر دیده بودند و بیشتر از آن می خواستند.
باید هم، الگو و Role model، ایرانیان از پیامبر مهربانی ها باشد که برای همهِ آرامش، دوستی، برادری و خواهری در میان آفریده های پروردگار و بویژه آدمیانْ را می خواست.
پیامبری که در میان خشن ترین، نابردبارترین و نامهربان ترین ها، توانست دانه مهربانی، نرم بودن، بردباری را بنشاند!
او که مهربانی را در روز پیروزی مکه در دیروک آدمیان با بخشیدن بسیاری را که با اندازه هایِ مهربانی ما، نباید بخشیده شوند را ببخشاید و به همه نمونه و اندازه بخشش را در اوج توانایی بیاموزد.

نشان دهد که «وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُق عَظِیما» چیست!
پیامبری که نمونه زنده.،Role model، باشد که می‌توان بخشندهِ کُشندهِ حمزهِ سیدالشهدا باشیم.
ایرانیان میخواستند که الگو یشان دختری مهربان باشد که از بیشترین مهربانی اورا در جایگاه مادر پدر، ام ابیها، نامیدند.
ایرانیان میخواستند که برانگیخته شوند و پلیدی ها را بشویند و یک سر پاک و مهربانی شوند تا بتواند بگویند بر آیین ایشان هستند.
ایرانیان میخواستند ببینند که ادامه راه آسمان و پیامبری به باور دوستداران و باورمندان به آیین، تنها از یک بانو است! شگفت‌ انگیزتر که یازده پیشگام، رهرو و نیز پایان دهنده این راه و امید نهایی انسان برای نجات‌ بخش نیز از فرزندان یک بانو است و وابستگی ایشان!
بانویی خوب‌ گفتار، خوب‌ کردار و خوب اندیش. همسر و همسنگ شیر بیشه پروردگار.
و گوش دهنده به نجواهای علی علیا. مادر حسن، بخشنده خاندان. مادر آب‌ ها و درخشان درخشنده اگنج پوشیده از چشم‌ های ناپاکان. مهربانوی و مادر کشتی نجات‌ یافتگان و مادر آخرین ذخیره پروردگار.
ایرانیان میخواهند الگوی ایشان کسی باشد که دوستی را و درستی را و نیکی را
و اندیشه خوب را و مهربانی
و کردار خوب را و گفتار خوب
به میان مردمان برگرداندد آن چه می‌ خواستید و می‌ خواستیم و میخواهیم.

 ایرانیان به دنبال آنند که:
شانه هایشان را که تنهایی در دنیا و بار آن به درد آورده است بر دوش علی علیا بگذارند.

ایرانیان آرزومندند و می گویند که ای روزگار کاش می توانستی همه نیروهایت را و ای مادر طبیعت کاش میتوانستی همه بارآوری ات را، در آفرینش انسانِ بزرگترین روی هم می گذاشتی تا بار دیگر به جهان ما، یک علی دیگر ارزانی میکردی تا نشان دهی که یک انسان در رودخانه روشنفکرنمایی های روزگاران، میتواند واژه ای زیبا و مانند بی مانندی را از یک انسان فرزانه، نژاده و اسطوره در درازای دیرینه انسان را واگو نماید.

این گونه است الگویی جویی ایرانیان و role model خواهی آنها در گزینش پیامبر و خاندان ایشان و برتر دانستن شیر غران خداوند بر نامردمیها، بر نابرابریهای و بیدادها!

ایرانیان نشان دادند با پیشینه شان که به دنبال بهترین نمونه ها برای زندگی شان هستند. در علی علیا، نشانه های رستم، سیاوش، اسفندیار، زال، جمشید، کاوه، سهراب و بالاتر از همه اسطوره ها نمونه ای زنده و باور پذیر و رخ دادنی و تکرار پذیر یافته اند.

کد خبرنگار: 240101

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.