یکشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۱:۱۵

معیار های یک ازدواج موفق

معیار های یک ازدواج موفق

ازدواج میتواند غنیترین و پایدار ترین روابط انسانی باشد، شگفت اینکه در عین حال ازدواج میتواند یاس آورترین و پرکشمکش ترین رابطه نیز باشد. نیازی که بیشترین شادی ها را به همراه دارد همان نیازی است که بیشترین درد را هم به بار می آورد یعنی نیاز به تقسیم زندگی بادیگری.

چه زمانی برای ازدواج مناسب است:

   ازدواج می­تواند غنی­ترین و پایدار ترین روابط انسانی باشد، شگفت اینکه در عین حال ازدواج می­تواند یاس آورترین و پرکشمکش ترین رابطه نیز باشد. نیازی که بیشترین شادی­ها را به همراه دارد همان نیازی است که بیشترین درد را هم به بار می­آورد یعنی نیاز به تقسیم زندگی بادیگری.

ازدواج از عوامل متعددی تاثیر می­گیرد و تأثیر می­گذارد که شامل :جامعه، کار، خانواده، مذهب، دوستان و نیز پیش زمینه ها و عادت­ها و شخصیت افراد است.

در چندین دهه اخیر  میزان تمایل و امیدواری به ازدواج کاهش یافته و این روند فکری علی­رغم منافع ازدواج، رو به افزایش است. منافع ازدواج طبق پژوهش ها عبارتند از:

- افراد متاهل سبک زندگی سالم­تری دارند.

- افراد متاهل طول عمر بیشتری دارند.

- افراد متاهل ارتباط جنسی رضایت بخش­تری دارند.

- افراد متاهل ثروت و سرمایه اقتصادی بیشتری کسب می­کنند.

- کودکان با حضور در خانواده های با وجود هردو والد بهتر رشد می­کنند.

بااین همه با مراجعه به مراکز مشاوره خانواده، دادگاه های خانواده و مراجعه به آمار طلاق مشاهده می­شود که رضایت و موفقیت از زندگی مشترک موضوعی نیست که به محض وقوع و ادامه یک ازدواج اتفاق بیفتد و محقق گردد.

سوالی که مطرح است این است که چه عاملی این افراد را با بن بست و یا مشکل مواجهه کرده است؟ آیا این افراد هنگام ازدواج پیش­بینی این مشکلات را می کردند؟ درصد بسیار بالایی از زوج هایی که باعشق زندگی را آغاز کرده اند چرا حالا به این مرحله از زندگی رسیده اند؟

در مطالعاتی که به بررسی علل طلاق یا زندگی غیر سعادتمند می­پردازند دلایل متعددی ذکر شده که می­توان آن­ها را به دو دسته تقسیم کرد:

الف)عوامل قبل از ازدواج

ب)عوامل بعد از ازدواج

آنچه که در این فرصت قصد پرداختن به آن را داریم بخش اول یعنی عوامل قبل از ازدواج و یا به عبارتی پیش نیاز های ازدواج است.

اطلاعات و دانشی که جوانان قبل از اقدام به ازدواج و شروع زندگی مشترک باید درباره آن­ها به طور کامل بدانند چرا که این عوامل نقش بسیار حیاتی در موفقیت و پایداری یک ازدواج دارند.

ازدواج به عبارتی تشکیل یک واحد جدید، مستقل و کوچک خانواده است که دو نفر به جهت وحدت کامل در تمام ابعاد انسانی و به هدف تکامل و رشد برای هر دو نفر، زن و مرد اقدام به آن می­کنند. گرچه این هدف بسیار آسان نمایان می­کند ولی در عمل یکی از سخت ترین موضوعات زندگی آدمی است. ایجاد زمینه ای که به آرامش، لذت، رضایت و در نتیجه رشد هردو انسان و کامیابی کل خانواده اعم از زن و مرد و فرزندان منجر گردد.

در بحث آمادگی های پیش از ازدواج چهار موضوع مطرح می­گردد.

1)شناخت خود

2)شناخت جنس دیگر

3)آمادگی برای گذشتن از (من) به سمت (ما) شدن

4)بلوغ

1)شناخت خود:

از طریق توجه به روحیات، ویژگی ها، علایق، توانایی­ها و شناخت نقاط قوت و ضعف و نیاز ها به وجود می­آید، اینکه من که هستم و چه خصوصیات شخصی دارم و نیاز های من کدام اند و انتظارات من از زندگی مشترک چیست؟ و باید به دنبال چگونه فردی برای ازدواج باشم.

2)شناخت جنس دیگر

مطالعه ویژگی های (جسمی- روانی) آن­هاست. سوال این است که دختران قبل و درحال تصمیم­گیری برای ازدواج تا چه حد از ویژگی های رفتاری و ساختار روانی مردان می­دانند و بالعکس.

این شناخت از راه های مختلف از جمله مطالعه کتب معتبر در این زمینه و همچنین از دقت در خصوصیات مشترک و عمومی افرادی از جنس دیگر که در خانواده زندگی می­کنند بدست می­آید. مثلا پسران بادقت در خصوصیات عمومی مادر خود  و خواهران خود می­توانند دیدگاهی کلی نسبت به روحیات دختران و زنان پیدا کنند و دختران با دقت در عادات و خصوصیات رفتاری پدران و برادران خود.

3)آمادگی برای ما شدن و گذشتن از من تنها

این آمادگی کمک می­کند فرد از من منفرد فاصله گرفته و برای مشارکت در تمام زمینه ها بافردی به عنوان همسر آماده باشد، مشارکت و تقسیم نمودن و سهیم شدن در تمام حنبه های (روحی- روانی- معنوی- اجتماعی- اقتصادی و... ) این همان ویژگی است که فرد دیگر را از زندگی مجردی و تصمیم­گیری­های تنهایی و به نحوی از خودخواهی ها گذشته و به مرز دیگر خاهی به نفع منافع مشترک و ما شدن کامل رسیده است.

4)بلوغ

یکی از قوی­ترین و مهم­ترین معیار ها و پیش نیازها برای هرفرد اعم از دختر و پسر رسیدن به مرحله بلوغ است.

کلمه بلوغ به معنای رسیدن به مرحله ی کمال، پختگی، رسش و نضج است و تنها با رسیدن به این مرحله از رشد است که می­توان به مرحله باروری و تکثیر و تقسیم قدم گذاشت آن هم در تمام ابعاد وجودی، چراکه پیش از رسیدن به این مرحله انسان موجودی کودک­گونه، ناپخته و خود محور است که باید به رشد و شکوفایی شخصی بپردازد تا توانایی قبول مسئولیت همه جانبه یک زندگی را دارا گردد.

آنچه مسلم است تنها نیاز عاطفی و جسمی و جنسی و نیاز به استقلال، دلیل کافی برای تشکیل زندگی نیست.

بلوغ به عنوان یکی از مهم­ترین پیش نیاز های ازدواج به چندین نوع تفکیک شده که به آنها می­پردازیم.

1- بلوغ جسمی

در این زمینه باید از بابت فیزیولوژیک و اعضای بدن و اندام­ها به نهایت رشد خود رسیده باشند.

2- بلوغ جنسی

همان پیدایش نیاز های جنسی و پیدایش نیاز به ارضای این نیاز می باشد که غالبا از آن به قدرت تولیدمثل تعبیر می­شود و البته نباید با بلوغ جسمی مخلوط و یا اشتباه گردد. گاهی اوقات افراد به بلوغ جسمی رسیده اند در حالیکه هنوز به بلوغ جنسی نرسیده­اند که این خود می­تواند مشکلات جدی برای ازدواج به وجود آورد.

3- بلوغ عاطفی

بلوغ عاطفی به وضوح بلوغ جنسی و جسمی قابل ملاحظه نیست و منظور این است که فرد بتواند هیجانات، عواطف و احساسات خود را شناخته و توانایی کنترل هیجانات چه مثبت چه منفی خود را بدست آورده باشد و واکنش­های معقول و منطقی را جایگزین رفتارهای احساسی و هیجانی  بنماید. کنترل بر احساسات و هیجاناتی مانند خشم، نفرت، عشق، شادی، غم و....

4- بلوغ اخلاقی

منظور از بلوغ اخلاقی پایبندی فرد به ضوابط اخلاقی در برقراری ارتباط کامل بادیگران می­باشد اعم از خانواده، محیط کار و اجتماع. به طوری که رفتارهای او مبتنی بر صداقت و به دور از ریا و تظاهر باشد.

علایم بلوغ اخلاقی عبارتند از:

احترام به دیگران، گذشت، چشم­پوشی، تواضع، راست­گویی، امانت­داری، خوش­اخلاقی، خیرخواهی، صبوری، متعهد بودن به خانواده و ....

5- بلوغ اجتماعی

منظور از بلوغ اجتماعی این است که فرد علاوه بر حفظ هویت و شخصیت منحصر به فرد خود بتواند در کنار دیگران با احترام به شخصیت و هویت منحصر به فرد آن­ها با سازگاری و نرمش زندگی کند و بتواند از بودن در کنار دیگران علی­رغم تفاوت های فردی لذت ببرد.

مشخصه ای که می­توان در نظرگرفت قدرت سازگاری فرد علی­رغم تفاوت ها در سلیقه و تفکر است. آنچه بدیهی است فرد باازدواج، زندگی خود را بافردی تقسیم می­کند که نه تنها ابعاد متعدد زندگی، مانند: شرایط خاص خانوادگی، فرهنگی و از تفکر،حل مسئله، شخصیت و شیوه زندگی و روش های تربیتی مشابه نیستند بلکه احتمالا متفاوت و حتی در برخی زمینه ها متضاد می­باشند. در این صورت اگر فردی به بلوغ اجتماعی و روانی، که علامت آن داشتن قدرت انعطاف پذیری و سازگاری است، نرسیده باشد، بدون شک نمیتواند از زندگی لذت بخشی را تجربه نماید.

نمود بلوغ اجتماعی در رفتارهایی مانند: روحیه قدردانی و سپاس­گذاری، مشورت، همکاری، داشتن مهارت اصلاح خود، مسئولیت­پذیری و... می­باشد.

6- بلوغ عقلی

انسان در هر لحظه از زندگی خود در معرض تصمیم­گیری و انتخاب است و منظور از بلوغ عقلی این است که شخص به مرحله ای از رشد رسیده باشد که تصمیماتش برمبنای استدلال و عقلانیت باشد و توان تجزیه و تحلیل امور مختلف را بدست آورده باشد به طوریکه بتواند در مسائل مختلف زندگی رفتارهایش مبتنی بر پختگی عقلی و به دور از هیجانات لحظه ای مانند کینه توزی، خشم، انتقام و حسد باشد. از طرفی فرد بر اساس بلوغ عقلی باید بتواند قدرت تصمیم­گیری بطور مستقل برای زندگی شخصی و مشترک خود راداشته باشد. بدون تردید عدم بلوغ عقلانی راه را برای دخالت اقوام و نزدیکان در زندگی مشترک باز کرده و موجبات ایجاد تشنج در خانواده می­شود که در درازمدت برای سلامت ازدواج خطرات جدی به دنبال دارد.

7- بلوغ مالی

برای تشکیل زندگی مشترک و مستقل بی شک داشتن کار و شغل مورد علاقه و قبول زحمات ناشی از آن و داشتن درآمد کافی از ملزومات به شمار می آید. انتخاب شغلی متناسب با روحیات و استعدادهای فرد که منجر به رضایت شغلی در جهت حفظ شغل باشد اهمیت اساسی دارد.

داشتن درآمد کافی برای اداره مستقل زندگی ضامن سلامت زندگی مشترک و حفظ استقلال در جنبه های دیگر است. چه بسا ازدواج­هایی که در اثر عدم استقلال مالی و وابستگی اقتصادی منجر به طلاق شده اند.

8- بلوغ فرهنگی

بلوغ فرهنگی بدین معناست که فرد از منظر تفکر به معنا و فلسفه ی خاص خود از زندگی دست یافته باشد. براساس این دیدگاه اساسی و کلی است که تمام فعالیت ها و نگرش های انسان شکل گرفته و انتخاب های انسان در زمینه شیوه زندگی، اوقات فراغت، فعالیت های اقتصادی، نوع نگاه به زندگی مشترک و به اجتماع و بشریت و حتی روابط خانوادگی همگی تحت تاثیر این زیر بنای فکری و فرهنگی است. بدون این زیربنای عمیق فلسفی و شخصیتی، تغییر جهت ها و بی ثباتی هایی در روند زندگی رخ می­دهد که امکان تزلزل در زندگی مشترک را پدید می­آورد.

بلوغ فرهنگی و فلسفی مشخص می­کند که: من که هستم؟ زندگی ایده آل من چیست؟ ارزش های من کدامند؟ اهداف من کدامند و ابزار رسیدن به اهدافم چه هستند؟

تمام مواردی که ذکر شد برای آماده بودن برای ازدواج بسیار مهم و اساسی است و جوانانی که تمایل به ازدواج دارند باید تمام موارد را باخود مقایسه نمایند تا بدانند تا چه حد آماده شروع زندگی مشترک هستند چرا که زندگی مشترک برای لذت­بخش بودن و موفق بودن نیاز به همه موارد بالا دارد و هر لحظه مملو از مسئولیت توام باعشق است.

پس از طی این مرحله دانستن اینکه چگونه انتخاب کنم و چه کسی را انتخاب کنم مطرح می­گردد که در شماره های بعدی به آن ها پرداخته خواهد شد.

اداره مشاوره و سلامت روان دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی زنجان

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.