شنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۰ - ۱۲:۲۰

به مناسبت شهادت امام محمد باقر علیه‌السلام(شکافنده‌ی علوم)؛

امام محمد باقر(ع)؛ مدافع اندیشه‌ی تشیع با نقد جریان‌های فکری کلامی دوران خلافت امویان

شهادت امام محمد باقر(ع)

امروز هفتم ذی‌حجه، برابر با 27 تیرماه 1400 مصادف است با سال‌روز عروج ملکوتی و شهادت پنجمین پیشوای شیعیان و مسلمانان جهان، حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام.

  به گزارش مفدا بهشتی-  پنجمین ستاره‌ی فروزنده‌ی آسمان امامت، امام محمد باقر علیه‌السلام در سال 114 قمری‌ست. ایشان در روز نخست از ماه رجب سال 57 قمری به دنیا آمدند. پدر بزرگوارشان امام زین‌العابدین علیه‌السلام و مادرشان فاطمه، دختر امام حسن علیه‌السلام بود.

امام باقر(ع) در واقعه‌ی کربلا و شهادت سیدالشهدا علیه‌السلام حضور داشتند و در محضر امام سجاد(ع) علوم قرآنی و اسلامی را آموختند.

 امام باقر(ع) را «باقرالعلوم» نامیده‌اند؛ زیرا آن حضرت، با دانش گسترده‌شان در علوم مختلف جنبشی علمی را آغاز کردند که در دوران امامت امام جعفر صادق (ع) به اوج خود رسید.

سستی پایه‌های حکومت امویان، برای امام باقر(ع) و نیز امام صادق(ع) زمینه‌ای را فراهم آورد که برای دیگر امامان(ع) فراهم نیاورد. این زمینه، سبب شد تا امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بیش‌ترین آرای فقهی، تفسیری و اخلاقی را در کتب فقهی و حدیثی از خویش بر جای گذارند. از این رو، راویانی چون محمد بن مسلم ۳۰ هزار حدیث و جابر جُعفی ۷۰ هزار حدیث از امام باقر(ع) نقل کرده‌اند. شهرت علمی ایشان نه‌تنها در حجاز، بل‌که در عراق و خراسان نیز فراگیر بود؛ چنان‌که راوی می‌گوید: «مردمی از خراسان دورش حلقه می‌زدند و اشکالات علمی خود را از او می‌پرسیدند.»

مناظره‌های کلامی ایشان با فقیهانی هم‌چون حسن بصری، عمرو بن عبید معتزلی، نافع ازرق از خوارج معروف در کنار مناظره‌های سیاسیِ امام (ع) در پوشش گفت‌وگوهای علمی مقدمات مکتب کلامی امامیه را  فراهم آورد.

در «کفایه‌الاثر» از ابو عبدالله زُهَری روایت شده است که از امام سجاد (ع) درباره‌ی لقب امام باقر (ع) پرسیدم و عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا! باقر العلم به چه معناست؟»

آن حضرت فرمودند: «زود است شیفتگانی از شیعیانم به سوی او در رفت‌وآمد باشند و او دانش را برایشان خواهد شکافت.»

امام باقر (ع) را در دوران خلافت هشام بن عبدالملک به دستور هشام یا ابراهیم بن ولید مسموم کردند و به شهادت رساندند.

از امام باقر(ع) نقل شده است:

روزی جابر بن عبدالله انصاری رحمه الله را –که دیگر بینایی‌اش را از دست داده بود- دیدم و به او سلام دادم. او سلامم را پاسخ گفت. سپس به من گفت: «تو کیستی؟» گفتم: «محمد پسر علی پسر حسین.»

گفت: «پسرم، به من نزدیک شو!»

به او نزدیک شدم. دستم را بوسید. سپس خم شد که پایم را ببوسد. من از این کار منع‌اش کردم. آن‌گاه گفت: «همانا رسول خدا(ص) به تو سلام می‌رساند.»

گفتم: «سلام و رحمت و برکات خدا بر رسول خدا باد! اما چه‌گونه‌ ای جابر؟»

گفت: «روزی با پیامبر بودم که به من گفت:‌ "ای جابر! امید است که تو باقی بمانی تا این‌که مردی از فرزندان مرا ببینی که به او محمد پسر علی پسر حسین گفته می‌شود و خدا به او نور و حکمت می‌بخشد. پس، از من به او سلام برسان!»

انتهای خبر

کد خبرنگار: 110218

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.