شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۲:۰۹

سرت را بالا بگیر!

1

احساس گناه و شرمندگی، دو هیجان شبیه به هم هستند. وقتی که رفتار ما مطابق با اصول و معیارهایمان نباشد و یا در حد آنها عمل نکرده باشیم، احساس گناه میکنیم. این احساس آزاردهنده وقتی سراغ ما می آید که فکر کنیم "باید" به نحو دیگری عمل می کردیم و یا "باید" فلان کار را بهتر انجام می دادیم.

 احساس گناه و شرمندگی، دو هیجان شبیه به هم هستند. وقتی که رفتار ما مطابق با اصول و معیارهایمان نباشد و یا در حد آنها عمل نکرده باشیم، احساس گناه می­کنیم. این احساس آزاردهنده وقتی سراغ ما می آید که فکر کنیم "باید" به نحو دیگری عمل می­کردیم و یا "باید" فلان کار را بهتر انجام می­دادیم.

   در شرمندگی نیز این احساس وجود دارد و هر گونه اشتباه در کاری را اینگونه در نظر میگیریم که خودمان اشکالی داریم، به درد نمی­خوریم، بی ارزشیم یا آدم بدی هستیم، در نظر می­گیریم. در احساس شرم ما نگرش منفی به خود پیدا می­کنیم و سعی می­کنیم مخفی­کاری کنیم. تصور می­کنیم اگر دیگران این راز ما را بدانند، از ما بدشان خواهد آمد.

   هدف از غلبه کردن بر احساس گناه این نیست که هر وقت کار نادرستی انجام دادیم هیچگونه احساس بدی نداشته باشیم؛ بلکه هدف این است که شدت این احساس تناسب منطقی با موضوع و میزان واقعی مسئولیت ما در رابطه با مسئله داشته باشد. برای غلبه بر این احساس ناخوشایند لازم است از 5 مرحله گذر کنید:

1. بررسی دقیق. در این مرحله برای ارزیابی احساس شرم و گناه، به این سوالات فکر کنید: آیا این مسئله در نظر سایر افراد هم به اندازه من مهم است؟ چرا عده ای نسبت به من، این موضوع را کم اهمیت تر تصور می­کنند؟ اگر بهترین دوستم این خطا را انجام داده بود، چقدر این قضیه را جدی می­گرفتم؟ آیا این خطا قابل جبران است؟ آیا با انجام این خطا از انجام خطای بزرگتری خودداری کردم؟

2. ارزیابی مسئولیت شخصی. اکنون میزان سهم و مسئولیت خود را در مورد موضوع به طور دقیق مشخص کنید. برای این کار یک نمودار دایره ای ترسیم کنید. قطعه ای متناسب با نقش و مسئولیت هر شخص یا عاملی که بر موضوع ناراحتی شما تاثیرگذار است به هر کدام اختصاص دهید. قطعه مربوط به مسئولیت خود را در انتها ترسیم کنید تا آن­را بیشتر از حد واقعی برآورد نکنید.

3. شکست سکوت. سر به مهر نگه داشتن اسرار اغلب به این علت است که تصور می­کنید با آشکار شدن آن، محکوم یا طرد شده یا مورد انتقاد قرار می­گیرید. فرد معتمدی را پیدا کنید و در مورد مسئله با او صحبت کنید، احتمالاً از اینکه فاش شدن این قضیه در میزان پذیرش دیگران نسبت به شما تغییری ایجاد نکرده متعجب خواهید شد. این واکنش دور از انتظار شما، باعث خواهد شد که در مورد قضیه تجدید نظر کرده و منطقی تر به آن نگاه کنید.

4. بخشش خود. آدم خوب بودن مشروط به این نیست که هرگز کار بدی از فرد سر نزند. اشتباه جزئی از انسان بودن است. شاید رفتار اشتباه شما وابسته به موقعیت و شرایط خاصی بوده است. بخشش خود یعنی تشخیص خطاها و پذیرفتن خویشتن، آنگونه که واقعا هستیم.

5. جبران. اگر به کسی آسیبی رسانده اید، باید آن را جبران کنید. شهامت روبرویی با فرد آسیب دیده و درخواست بخشش و جبران خطا، نقش مهمی در تسکین خودتان و بهبود ارتباطتان دارد.


نویسنده: مرضیه حیاتی، همتایار اداره مشاوره و سلامت روان دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی زنجان

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.