یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰ - ۰۰:۱۵

«چهل و هیچ سالگی» به چاپ چهارم رسید

چهل و هیچ سالگی

کتاب «چهل و هیچ سالگی» شانزدهمین اثر دکتر ناصر پروانی که نذر شیر خشک نوزادان محروم شده است به چاپ چهارم رسید.

به گزارش مفدا، کتاب «چهل و هیچ سالگی» شانزدهمین اثر «دکتر ناصر پروانی» از سوی انتشارات گرایش تازه به چاپ چهارم رسید. این کتاب که نذر شیر خشک نوزادان محروم شده است، سال گذشته ۳۰ آذر منتشر شد و در مدت کوتاهی با استقبال مخاطبان به چاپ چهارم رسیده است.

عناوین اشعار کتاب «چهل و هیچ سالگی» عبارتند از: تو، راضی ام، خمس، مهمان خیانت، محتکر عشق، چتر نجات، کتاب، کشف حجاب، جنس بغض، دفتر ذهنم، تکرار انتقام، چهل ترک، قرنطینه دل، صحنه جنایت، پاییز عشق، دردسری نیست، معمار غزل، زنبق دره، دمنوش تو، اهل غار، کوه یعنی زندگی، پس مانده فنجان، آرزوهای محال، مهد عقل، توقع، ترنجی دل، رغبت ادراک، مشتی کاه، منطق احساس تو، یقه عشق، وا بسته گی، حضرت پاییز، رطب خورده، مویت بتکان، هیزم عشق، عشق موازی، نصف جهان، نیش، حسرت قلاب و رزمایش پنجره ای.

دکترناصر پروانی نویسنده ، شاعر، مدیر امور پشتیبانی دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی و مدیر سابق بیمارستان کودکان مفید است. باران، تبسم چشم، کمی دورتر از فاصله ها، دوباره می سرایمت به نام من به کام عشق، دردی به نام عشق، شعرهایم بوی باران می دهد، دلی دریاتر از دریا، یک کوزه پر از احساس، سرطان عشق، یک عاشقانه محض، نگران خودمم، دو فنجان غزل ، چهل و هیچ سالگی و مردانی حوالی خورشید از جمله کتابهای پروانی است.

در قسمتی از مقدمه کتاب «چهل و هیچ سالگی» آمده است: امروز صبح وقتی بی خودی از خانه بیرون رفتم. پروانه ای روی گل های شمعدانی باغچه نشسته بود. بیخودی بیخودی آمد روی نگاه من نشست. تماشایش کردم. شبیه هدیه بود، هدیه چهل سالگی. چند پاییز از من کوچک تر بود ولی پاییزی پاییزی بود لبریز مهر.

 انگار چند سال از من پروانه تر بود. کوله پشتی ام را برداشتم. بستم و برداشتم. عاشقی کافی است می خواهم همسفر پروانه شوم. اصلا انگار راه رفتن به قدم های من نمی آید. به گمانم همه کلافگی ها،  سردرگمی ها، بی تابی ها، بی خوابی ها، بلاتکلیفی ها و ...

وای گفتم بلاتکلیفی ها ... بگذریم ... همه و همه اینها برای راه رفتن و لمس زمین بوده.

وقتی می شود پرواز کرد، وقتی می شود پروانه بود چرا نبود!

 مهمانی سرنوشت با زنگ چهل سالگی شروع شد، چه جای دنجی! وسط قلب تو.

در شعری با عنوان «توقع» در کتاب «چهل و هیچ سالگی» می خوانیم:

پاییزها هر ثانیه چشم انتظارند

شاید بیایی ابرهای روزی ببارند

تهران که ابری می شود از دوری توست

بی تو خیابان ها همیشه بیقرارند

شاید تمام کوچه‌ها بن بست باشد

وقتی نباشی شهرها بی ساختارند

گاهی دلم، گاهی نفس، گاهی غزل ها

از دوریت گاهی تماما در فشارند

لب های من بعد از نماز صبح انگار

از بوسه های ناگرفته روزه دارند

دلتنگی از دلواپسی بی رحم تر بود

هرچند هر دو از دل من شرمسارند

پروانه با تو آرزوی پیله می کرد

گاهی توقع های ما هم خنده دارند

کتاب «چهل و هیچ سالگی» شانزدهمین اثر «دکتر ناصر پروانی» برای چهارمین بار در شمارگان هزار نسخه با قیمت چهل هزار تومان از سوی انتشارات گرایش تازه چاپ و روانه بازار کتاب شده است./ انتهای پیام

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.