جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۵:۴۶

دلنوشته ای برای پایان سال؛

سالهای ۱۳۰۰

دبیر سرویس صنفی ارومیه

۱۳۰۰ ها پر بودند از روزهای تلخ و شیرین... روزهایی به تلخی اشک هایی که ریختیم و جان هایی که دادیم و خون هایی که ریخته شد و به شیرینی خنده هایی که از ته دلمان بودند و پیروزی هایی که باهم جشن گرفتیم و اشک هایی که از سر شوق ریختیم

به گزارش مفدا ارومیه، ۱۳۰۰ ها هم تمام شدند... آدم ها یک صفحه ی دیگر را هم ورق زدند و برگ دیگری را باز کردند، البته شاید ورق لفظ خوبی نباشد؛ ۱۳۰۰ ها برای خودشان کتابی بودند پر فراز و نشیب از زندگی آدم هایی سخت جان...خیلی ها آمدند و خیلی ها رفتند، بعضی ها آمد و شدنشان به همین برگ تاریخ ختم شد و بعضی ها هم مثل ما هنوز ماندند و برگ جدید تاریخ را هم ورق زدند.
۱۳۰۰ ها پر بودند از روزهای تلخ و شیرین، روزهایی به تلخی اشک هایی که ریختیم و جان هایی که دادیم و خون هایی که ریخته شد و به شیرینی خنده هایی که از ته دلمان بودند و پیروزی هایی که باهم جشن گرفتیم و اشک هایی که از سر شوق ریختیم... پیشرفت هایی که داشتیم و پیروزی هایی که بدست آوردیم؛ همه و همه ارمغان ۱۳۰۰ هایی بودند که تمام شدند و امیدوارم تا قرن ها درخت این ارمغان ها پر بار تر شود و همچنان بماند و بماند و آبادی برایمان داشته باشد.
اما من فکر می کنم در کنار این پیشرفت های شیرین، تاوان یک پسرفت هایی را باید تا نسل ها بدهیم... پسرفت فرهنگی که نامش را گذاشتیم کِلاس داشتن و بی خبر از اینکه این کلاس داشتن ها به قیمت تباهی نسل هایمان تمام خواهد شد...
ازدواج هایمان را سفید کردیم و آن شیرینی عروسی های مادربزرگ ها و پدربزرگ هایمان را بی کلاس خواندیم و فکر کردیم ازدواج آنها سیاه بوده...
دورهمی ها و حرف های بزرگ ترهایمان را بی کلاس خواندیم و تنهایی را اختیار کردیم و گفتیم باکلاسیم...
نظر بزرگتر ها را دیگر نپرسیدیم و آنها را قدیمی و بی کلاس خواندیم...
بوی غذاهای خوشمزه ای که موقع رد شدن از کوچه های قدیمی به مشاممان میخورد و تا مدت ها یادمان نمی رفت را جمع کردیم و فست فود های لاکچری را مهمان خانه هایمان کردیم و گفتیم باکلاسیم...
خلاصه که اکنون ما به پایان سالهای ۱۳۰۰ رسیدیم و با این پیشرفت در پسرفت فرهنگیمان بسیار باکلاس شده ایم.. اما این کلاس ها لذت های زندگیمان را می برد و ما می مانیم و نسل هایی افسرده و لذت هایی که دیگر تکرار نخواهند شد و فقط حسرت میشوند و اشک میشوند و می ریزند... ۱۳۹۹ تمام شد روزی ۱۴۹۹ هم تمام میشود و آن روز مسلما ما دیگر نیستیم اما بگذارید کسی که قرار است راجع به پایان سالهای ۱۴۰۰ بنویسد با افتخار بگوید ارمغان قرن برایمان فرهنگی کهن بود که باز پس گرفتیمش و بنویسد روزهای ۱۴۰۰ روزهایی بودند به شیرینی فرهنگ قدیمی مان که زنده اش کردیم...
برگ جدید تاریخ را بدون کلاس با همان فرهنگ های شیرین قدیمی مان باز کنیم و هفت سین مان را بیندازیم و از خدا بخواهیم امسال سین سلامتی را مهمان سفره هایمان کند که سخت محتاج این سین هشتم هستیم...
نوروزتان مبارک

به قلم دریا عزیزی دبیر سرویس صنفی مفدا ارومیه

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.