چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۹ - ۲۱:۲۸

شش درس ماندگار از مولود کعبه امام علی(ع)

مولا علی(ع)

محسن اسماعیلی در یادداشتی نوشت: سیزدهم رجب زادروز یکی از بزرگ‏ترین بندگان شایسته خداست که به اعتراف دوست و دشمن الگوی بشریت و نمونه‏‌ای برتر از انسان کامل است. درباره بزرگی شخصیت حضرت امیرمؤمنان(ع) و خصوصیات و صفات به ‏نظیر او، بیش از هر شخصیت دیگری گفته و نوشته‏‌اند و شگفت این که سرانجام همه آن‌ها نیز اقرار کرده‏‌اند که نه شناخت آن بزرگوار و نه توصیف او برای کسی ممکن نیست.

به گزارش مفدا، سیزدهم رجب، زادروز یکی از بزرگ‏ترین بندگان شایسته خداست که به اعتراف دوست و دشمن الگوی بشریت و نمونه‏‌ای برتر از انسان کامل است. درباره بزرگی شخصیت حضرت امیرمؤمنان، علی(ع) و خصوصیات و صفات بی‌نظیر او، بیش از هر شخصیت دیگری گفته و نوشته‏‌اند و شگفت اینکه سرانجام همه آنها نیز اقرار کرده‏‌اند که نه شناخت آن بزرگوار و نه توصیف او برای کسی ممکن نیست. با این حال، آنچه به عنوان هدف اصلی از یاد کرد فضائل و تاریخ زندگانی چنین بزرگانی نباید فراموش کرد، نزدیک کردن خود و جامعه به وضعیت مطلوب و آرمانی آنان است.

البته آن حضرت، خود نیز به این حقیقت اشاره داشته‏‌اند که «شما نمی‌توانید، چون من باشید»، اما این واقعیت نمی‌تواند و نباید ما را از نزدیک شدن به قله معرفت او باز دارد؛ چرا که حضرتش در ادامه فرموده است: «اما مرا با پارسایی، پاکدامنی، کوشش و درست کرداری خود یاری کنید.

با این مقدمه، به نظر می‌رسد مروری بر ضروری‌ترین درس‌های مولود کعبه برای امروز ما خالی از مناسبت نباشد.

۱- نخستین نیاز همیشه ما، بازگشت به سوی خدا و معنویت و پالایش روح از خودخواهی و بداندیشی است. امیرمؤمنان(ع) بارها تاکید کرده است که قبل از هر چیز «عبدالله» و مطیع پروردگار خویش است و در راه خشنودی خالق، به رضایت هواداران و اطرافیان اهمیت نمی‌دهد. در اوج سختی‌های روزگار و یا گرفتاری‌های حکومتی، لحظه‏‌ای از یاد خدا غافل نمی‌شود و نماز او مصداق تام معراج مؤمن و همنشینی او با خداست. نه کامیابی‌ها و پیروزی‌ها و نه ناکامی‌ها و شکست‏‌های ظاهری، هیچ‌یک، نتوانست رشته پیوند و محبت این بنده مخلص خدا را با محبوب خود پاره یا لرزان کند و همین سنگ بنای موفقیت‏‌های او در دنیا و آخرت است که باید سرمشق همه ما و به‌ویژه جوانان نیک‌سرشت باشد.

۲- درس دیگر حضرت، حضور فعال و مستمر در تمام صحنه‏‌های زندگی اجتماعی است. او بطلان فرضیه تنافی زهد و پارسایی با حاکمیت و سیاستمداری را چنان آشکار کرد که تا صبح قیامت هیچ عذری برای حاکمان دنیاطلب و یا پارسایان گوشه‏‌گیر باقی نگذاشت. آن حضرت از اوان نوجوانی تا آخرین لحظه زندگی شریف خود همواره در عرصه‏‌های مختلف سیاسی و اجتماعی حاضر بود و خدمت به مردم را بخش جدانشدنی تکالیف الهی می‌دانست؛ گاه به عنوان شهروندی از شهروندان (که البته شایستگی‌های بی‌نظیر او نادیده و حق مسلم او غصب شده است) و گاه نیز به عنوان فرمانروای تمام سرزمین‏‌های پهناور اسلامی. به این ترتیب پیروان آن بزرگوار و به‌ویژه علمای دین هیچ بهانه‏‌ای برای انزواگزینی و بی‌تفاوتی در برابر سرنوشت جامعه ندارند و در هر حال باید به آن بزرگوار اقتدا کنند.

۳- مهم‏تر از اصل حضور در صحنه‏‌های اجتماع، درسی است که امام علی(ع) درباره چگونگی حضور به همه ما آموخته‏‌اند. آن عبد صالح عملاً به ما آموزش داده‏‌اند که حتی در موقعی که از همه مناصب اجتماعی به دور هستیم، خیرخواهی و مصلحت‏‌اندیشی برای نظام اسلامی را فراموش نکنیم؛ حتی اگر معتقد به جفا در حق خویشتن باشیم.

ایشان در موارد متعددی تاکید کرده‏‌اند که تابع مصالح اسلام و نظام اسلامی بوده و در هر حال بیش از همه در اندیشه حفظ و اطاعت از آن هستند. این‌ها همه در زمانی است که او تنها به‏ عنوان یک شهروند خارج از دستگاه حاکمیت، مظلومانه زندگی می‌کرد. در زمان فرمانروایی نیز تقدم عدالت درنظر او و تن ندادن به سازش‌ها و معامله‏‌گری‏ها روشن‏‌تر از آن است که نیازمند توضیح باشد؛ چنانکه گفته‏‌اند او درهمین راه به شهادت رسید.

۴- رعایت بیت‏‌المال و دل نبستن به چرب و شیرین دنیا را می‌توان برجسته‏‌ترین فصل کتاب زندگی اجتماعی آن حضرت نامید که مسئولان و زمامداران به آموختن آن از همه محتاج‏‌ترند.

آن حضرت، نه در دوران غربت و دوری از جایگاه حاکمیت، که در اوج محبوبیت و قدرت است که می‌فرماید: «دنیا را سه طلاقه کرده‏‌ام» و در همان زمان است که کفش‏‌های خود را پینه می‌زند و سوگند یاد می‌کند که برای ریاست دنیوی به‏‌اندازه آب عطسه بز هم ارزش قائل نیست. در همان زمان است که با دست‌اندازی فرزندان و نزدیکان خود به سوی امکانات عمومی به شدت برخورد می‌کند؛ حتی آنجا که این دست‏‌اندازی‌ها براساس شایستگی‌ها و در همان اندازه‏‌ای باشد که سایر مردم هم به آن دسترسی دارند.

داستان برخورد شدید او با دختر فرزانه‏‌اش را که مانند همه مردم گردنبندی را از بیت‏‌المال به عاریت گرفته بود یا داستان پاسخ تکاندهنده به برادر نیازمندش، عقیل، را همه شنیده‏‌اند و دیده‏‌اند که او نه تنها به اتکاء قدرت و ریاستش فرزندان بی‌همتای خود را بر مناصب حکومتی ننشاند و به بهانه اطمینان بیشتر، شبکه‏‌های خویشاوندی را بر جان و مال مردم مسلط نکرد. او در عمل نشان داد که باید با کارگزاری که با استفاده از موقعیت خود به حج رفته بود، چگونه برخورد کرد و با مسئولی که در میهمانی ثروتمندان شرکت می‌کند و بر سفره رنگارنگ می‌نشیند، چه بایدکرد.

۵- درس دیگر امام نخست ما، درباره هواداری و هواخواهی است. آن بزرگوار نشان داد که همه ابراز ارادت‌ها به صاحبان قدرت برای رضای خدا نیست! و به‏‌همین جهت به مسئولان سفارش می‏‌کرد که به‏‌دنبال جمع‏‌کردن هوادار نباشند و برای جلب محبت نامحرمان به زجردیده‏‌های فداکار بی‏‌مهری نشان ندهند و مخصوصاً تلاش کنند تا گمراهان خودخواه، اما چرب زبان نتوانند خود را به آن‌ها نزدیک کرده و مؤمنان خیراندیش حقیقت‏‌گو را از دور آن‌ها پراکنده کنند.

۶- مردم‏گرایی و همنشینی با پابرهنه‏‌ها را نیز باید از مولود کعبه آموخت و سفارش همیشگی او را نباید فراموش کرد که می‏‌فرمود همواره «دشمن ستمگر و یاور ستمدیدگان باشید». او می‌‏گفت: «زمامداران و رؤسای کشور باید در سختی معیشت و مشکلات شریک مردم باشند و به همین دلیل از دنیای شما، به دو قرص نان و دو لباس کهنه و مندرس اکتفا کرده‏‌ام؛ نه یک وجب زمین تصاحب کرده‏‌ام و نه مالی اندوخته‏‌ام». او نشان داد که ارزش آدمی به کثرت اموال و انبوه هواداران نیست و آنچه می‏‌ماند خدمت بی‏‌چشمداشت به بندگان محروم خداست.
سلامٌ علیه یوم ولد و یوم استشهد و یوم یبعث حیاً.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.