چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۲

نگاهی به زندگینامه زنده یاد دکتر« محمد گلشن» فوق تخصص بیماری‌های ریه و استاد دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

دکتر گلشن

دکتر محمد گلشن، عضو هیأت علمی بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و پزشک فوق تخصص ریه متولد ۱۳۲۴ شمسی بود که روز پنج شنبه ۲ دی ماه در سن ۷۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری کرونا درگذشت، وی سال‌ها در بیمارستان خورشید به بیماران خدمت رسانی می‌کرد و پس از بازنشستگی نیز همچنان به طبابت می‌پرداخت.

به گزارش مفدا اصفهان، این پزشک مدافع سلامت حدود ۲۰ روز قبل بر اثر درگیری با ویروس کرونا در بیمارستان خورشید اصفهان بستری شد و سرانجام روز پنجشنبه دوم بهمن ماه سال ۱۳۹۹ شمسی آسمانی شد تا شمار مدافعان سلامت جامعه پزشکی اصفهان به ۱۳ نفر برسد. مراسم تشییع دکتر محمد گلشن، روز جمعه سوم بهمن ماه سال ۱۳۹۹ شمسی در محوطه دانشکده پزشکی اصفهان برگزار شد.

همسر دکتر محمد گلشن، دکتر مهری فقیهی متولد کرمان و متخصص پاتولوژی و عضو هیأت علمی گروه آسیب شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان (بازنشسته سال ۱۳۸۶) است. از دکتر محمد گلشن سه فرزند، یک دختر به نام مهرآنوش و دو پسر به نام‌های روزبه و بهروز به یادگار مانده، دکتر بابک امراء که داماد وی است ، هم رشته پدرهمسر خود و عضو هیأت علمی گروه ریه دانشکده پزشکی می‌باشد و فوق تخصص ریه دارد. همچنین از مرحوم دکتر گلشن دو نوه به نامهای آرشیا امراء و ایمی گلشن به یادگار مانده است

نقطه نظرات جالب دکتر بهروز صادقی متخصص بیماری های داخلی در مورد پروفسور محمد گلشن

 استاد گلشن دیدگاه تونل مانند نگاه فوق تخصص خود را کنار میزد و و مقصود خویش را با لعاب تاریخ و جغرافیا و فلسفه خوشرنگ می‌کرد.

 کلام استاد از عمق جان بر می‌خاست، با اکسیر دانش در می‌آمیخت، دیدگاه " تونل " مانند و باریک نگاه فوق تخصصی را کنار می‌زد و مقصود خویش را با لعاب تاریخ و جغرافیا و فلسفه، خوشرنگ می‌کرد و آن را آماده و راحت الحلقوم، در اختیار شاگردان خویش قرار میداد.

وطن پرست بود، نگاهی تخصصی و مسلط به اقوام ایرانی داشت، برای او زاگرس و البرز و سبلان، معنایی برابر داشت که حاکی از علاقه ویژه او به مام میهن بود.

 استاد گلشن پس ازشنیدن آخرین گزارشها و نکات از شاگردان و رزیدنت های خود از جا برمیخاست، ابهت استاد خیره کننده بود، کلام او نافذ بود و چشمان او نافذتر، صدایی بم و مردانه داشت و اساطیری سخن میگفت، طنین صدای او دیگران را وادار به سکوت میکرد به یاد دارم که میگفت :

« عزیزان ! سل، پادشاه بیماری هاست، فرعون رامسس دوم بر اثر سل از دنیا رفت، سل در تعیین حدود و مرزها نقش مستقیمی داشته است، اگر سل نبود شاید محمود غزنوی بخشهایی از روسیه را به خاک ایران منضم میکرد، اگر سل نبود شاید شاه سلیمان صفوی برای نارضایتی اقوام شرق ایران فکری میکرد، اگر سل نبود شاید کریم خان زند به اوضاع ایران سر و سامانی میداد، اگر این بیماری بلای جان مظفرالدین شاه قاجار نمی شد، شاید بیمارستانی به نام مسیح دانشوری را در « دار آباد تهران ‌» نداشتیم، راستی ملک الشعرای بهار و کافکا نویسنده بزرگ هم از مبتلایان به این بیماری بودند»

 این سخنان استاد را من هنوز به خاطر دارم، به تاریخ و جامعه شناسی علاقمند بودم و با شیوه تدریس استاد، علاقه ام دو چندان شد، بسیار بودند دانشجویان و دستیارانی که برای شنیدن راندهای « دایره المعارفی » استاد، ایشان را در میان میگرفتند و خوشحال از فراگیری یک یا چند بیماری و درمان جدید، بدون احساس خستگی روز را به پایان میبردند.

 استاد چند روز قبل از آنکه روی در نقاب خاک کشد، با نگاهی به گرافی ریه خویش چنین گفت :

رشته ای بر گردنم افکنده دوست

می کشد آنجا که خاطر خواه اوست

شک ندارم حتی در آن دم واپسین به دنبال چند دانشجو یا رزیدنت بوده که از روی عکس ریه خود، جدیدترین مطالب مربوط به « کووید ۱۹ » را به آنها آموزش دهد ! 

رشته ای بر گردنم افکنده دوست

می کشد هر جا که خاطرخواه اوست

گر در آتش می پسندد رأی دوست

می روم، این رفتنم بی گفتگوست

عاشقان از نیک و از بد فارغند

هر چه از نزدیک یار آید نکوست

هر که بینی جستجویی می کند

آنکه من جویم برون از جستجوست

هر کسی را آرزویی در دل است

آنکه من خواهم برون از آرزوست

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.