جمعه ۱۲ دی ۱۳۹۹ - ۰۲:۰۸

دل نوشته‌ای در رثای سردار دل‌ها و مرد میدان حاج قاسم سلیمانی

زابل

حاج قاسم سلیمانی تنها یک سردارِ سپهبد و یا یک ژنرال و نخبه نبود؛ او نمونه‌ای آرمانی از یک انسانِ بااخلاق، فداکار، مقاوم، بردبار و متعهد بود که با جذابیت‌های اخلاقی‌اش ده‌ها سپاه دل را با خود همراه کرده بود.

به گزارش مفدا زابل، در یادداشتی که در متن زیر آمده است دلنوشته ای در رثای سردار دل‌ها حاج قاسم سلیمانی می باشد که به این شرح است:

نه اهل کرمان بود و نه تهران؛ نه زاده کابل بود و نه مردی از کشمیر؛ نه از سوریه و لبنان می‌آمد و نه از عراق و یمن. نه سیاه بود و نه سفید؛ او «پاسپورتِ انسانیت» داشت و به لهجه شیرینِ نیک‌مردی سخن می‌گفت. او از قبیله مردان سر به مُهر بود؛ از آنان که هر ملتی روزی چند بار آرزوی داشتن‌شان را دارد.

برای ما ایرانی‌ها و برای بسیاری از مردم ستم‌دیده جهان، حاج قاسم سلیمانی تنها یک سردارِ سپهبد و یا یک ژنرال و نخبه نبود؛ او نمونه‌ای آرمانی از یک انسانِ بااخلاق، فداکار، مقاوم، بردبار و متعهد بود که با جذابیت‌های اخلاقی‌اش ده‌ها سپاه دل را با خود همراه کرده بود. 
حاج قاسمِ روزگار ما هویت سلطه را به چالش کشید و با ادب، فروتنی، صداقت و پای‌مردی‌اش مقاومت و پیروزی را به همه مظلومان جهان یاد داد.

سردارِ ما آن‌قدر که با تسبیح دیده شد، با اسلحه دیده نشد. من هیچ تصویری از او ندیده‌ام که اسلحه به دست باشد، ولی همه دشمنان اسلحه‌به‌دست از او بیم داشتند. او می‌گفت شهادت مدرکی است که به شهید می‌دهند و «تا شهید نباشی، شهید نمی‌شوی».

تجربه تاریخ انسان نشان داده است که شهادت، آرمان‌ها را زنده‌تر می‌کند. آن‌ها که کودکانه و از سرِ ناتوانی و ددمنشی دل‌های ما را آشیانه غم کردند، کافی است سری بچرخانند تا ببینند نه یک ملت، که یک جهان شعارهای حاج قاسم را فریاد می‌زنند.

سردار به تو غبطه خوردم که تو با این عظمت و جایگاه هیچ وقت دنبال مدرک و دانشگاه و مدرک دکترا و ... نبودی
 هرگز دنبال نام و عنوان نبودی
 هرگز به فکر استراحت نبودی
مثل برخی ها سجاده آب کش هم نبودی
وسط نماز از یتیم شهید گل و برگ گل گرفتی و هرگز به خاطرت رسوخ نکرد که شاید نمازم باطل شده باشد شاید فکر کردی این نماز نزد حق محبوب تر  است  و بلافاصله بعد از نماز یتیمی را که به تو گل داده بود غرق بوسه کردی
 
سردار این قدر خاکی بودی که بجز در مراسم رسمی  درجه هایت را نصب نمی کردی لباس سبزت یا تنت نبود یا اگر بود  خاکی بود و گلی بود
 خانه ات ساده بود وسایل خانه ات چقدر معمولی و حیاط منزلت چقدر ساده و خودمانی
  و از همسرت خواستی که بر سنگ قبرت  بنویسند سرباز قاسم سلیمانی   بدون نام و عنوان
اگر به ما بود برایت مزاری درست می کردیم درجه یک با چندین گنبد و گلدسته  در حد یک الگو و قهرمان 
چه کنیم که خودت پیش دستی کردی و طور دیگری وصیت کردی  شاید تو ما را بهتر شناخته بودی 
سردار کرار همیشه در سفر، سفر بخیر و سلامت 
وقتی در سایت ها  دنبال می گشتم و دیدم نوشته به جز تاریخ تولد و محل تولد  اطلاعات بیشتری در دسترس نیست فهمیدم که ما واقعا تو را نمی شناختیم 
 تو از افلاک بودی نه در خط املاک
 اهل همت بودی نه اهل صحبت   
مرد عمل بودی و نه مرد شعار
دارای مقام بودی نه صاحب عنوان و مقام
خوشا بحالت که یار نظام بودی و نه مثل ماها بار نظام
تو سرباز ایران بودی نه سربار ایران
تو به انتظار ایستاده بودی نه به انتظار نشسته 
تو سوار بر تانک بودی نه سرمایه دار بانک
نمی دانم تو چندمین بودی از ۳۱۳  تن
 
تو یار مردم بودی  و در مشکلات همیشه پشت مردم بودی 
هر جا که عازم بودی حتما آن جا لازم بودی چه در اهواز چه حلب چه بغداد و چه دمشق و یا اربیل

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.