سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۰

۱۸ آذر؛

سالروز معرفی عراق به عنوان آغازگر جنگ تحمیلی از سوی سازمان ملل

مفدا مشهد

سرانجام یازده سال، پس از آغاز جنگ ۸ ساله تحمیلی عراق علیه ایران و سه سال، پس از صدور قطعنامه ی ۵۹۸ و با تلاش های پی گیر سیاسی مسئولان نظام جمهوری اسلامی، حقّانیّت ایران در دفاع به اثبات جامعه ی جهانی رسید و خاویر پرز دکوئیار دبیر کل سازمان ملل متحد در ۱۸ آذر ۱۳۷۰، طی یک گزارش رسمی به شورای امنیت اعلام کرد که عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، به ایران حمله کرده است.

به گزارش مفدا مشهد، ۱۸ آذر یادآور روزی است که سازمان ملل متحد ماهیت تجاوز رژیم عراق به ایران را در ۳۱شهریور ۱۳۵۹ پذیرفت. این پیروزی شیرین پس از سال‌ها تلاش برای اثبات مظلومیت ملت ایران در برابر تجاوزی آشکار بود که سال‌ها دنیا در برابر آن سکوت اختیار کرده بود ولی این سکوت حنجره آنان را به قدری فشرد که زبان لال از حقیقت‌گویی عده‌ای را باز کرد.

این اعلام عمومی ثمرات بالقوه فراوانی برای ما می‌توانست داشته باشد که به نظر می‌رسد دستگاه دیپلماسی ما به حداقلی از آن کفایت کرد؛ در گردآوری و تنظیم این مطلب از مجموعه مقالات مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ بهره برده‌ایم.

با تجاوز عراق به ایران و اشغال مناطق مرزی ایران از سوی نیروهای رژیم بعث، حقوق بشردوستانه بین‌المللی به شدیدترین وجه ممکن نقض گردید زیرا نیروهای عراقی از ارتکاب هیچ جنایت جنگی فروگذار نکردند. همان‌گونه که همگان اطلاع دارند، رژیم عراق در ۳۱شهریورماه ۱۳۵۹ (۲۲سپتامبر ۱۹۸۰) با نقشه قبلی، جمهوری اسلامی ایران را مورد تعرض نظامی قرار داد و حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی ایران را نقض کرد. یکی از آثار و در حقیقت اهداف تجاوز عراق، اشغال بخش وسیعی از سرزمین‌های ایران بود.

نیات شوم و مقاصد توسعه‌طلبانه رژیم بعث در بارزترین شکل خود در اشغال سرزمین‌های ایران و شیوه اقدام و عملکرد نیروهای نظامی آن دولت در مناطق اشغالی، هویدا گشت. عراق در تجاوز خود به ایران موضوع دفاع از خود را مطرح می‌کرد و مدعی بود که ایران تلاش دارد تمامیت ارضی این کشور را زیر سؤال ببرد. حتی اگر استدلال عراق واقعیت داشت، این کشور می‌بایست به استناد قرارداد الجزایر اختلافات خود را در طول سه ماه با یک کشور دوست در میان گذاشته تا نسبت به حل و فصل آن اقدام شود. اما تجاوز عراق مشخصاً نشان می‌دهد که این کشور از مفاد قرارداد الجزایر تخطی کرده است.

تجاوز رژیم عراق به ایران, سالروز معرفی عراق به عنوان آغازگر جنگ

رژیم عراق در ۳۱شهریورماه ۱۳۵۹، جمهوری اسلامی ایران را مورد تعرض نظامی قرار داد

صدام حسین در توجیه تصمیم خود به لغو یک‌جانبه قرارداد الجزایر در ۱۷سپتامبر سال ۱۹۸۰ خطاب به مجلس عراق گفت: چون رهبران ایران به طور عمدی با دخالت در امور داخلی عراق از قرارداد الجزایر تخطی کرده‌اند و با پس‌دادن اراضی عراق مخالفت ورزیده‌اند، من در اینجا اعلام می‌کنم که قرارداد سال ۱۹۷۵ به طور یک‌جانبه لغو شده و شط‌العرب به حاکمیت عراق بازگردانده خواهد شد.
چراغ سبز شورای امنیت به عراق و سکوت ۲۲ماهه شورا بعد از قطعنامه ۴۷۹، عراق را تشجیع کرد تا تمام اصول و قواعد بشردوستانه مجرا در سرزمین‌های اشغالی را بی‌هیچ واهمه‌ای زیر پا گذارد.

به زعم عراق اگر شورای امنیت در مورد اصل اشغال سرزمین‌های ایران از سوی آن کشور، حتی از درخواست عقب‌نشینی به مرزهای شناخته‌شده بین‌المللی(کمترین اقدام ممکن) استنکاف ورزیده است، طبعاً در مورد آثار و نتایج آن نیز دست به هیچ واکنشی نخواهد زد. با توجه به جو حاکم بر شورای امنیت و چهره صلح‌طلبانه عراق در پذیرش قطعنامه‌۴۷۹ این انتظار عراق چندان نیز دور از واقعیت نبود. به دنبال این امر، در بسیاری از موارد رسماً به سربازان عراقی دستور داده شد که در قتل‌عام مردم غیرنظامی سرزمین‌های اشغالی ایران تردید و واهمه‌ای به خود راه ندهند.

جنگ ایران و عراق, سالروز معرفی عراق به عنوان آغازگر جنگ

در حقیقت یکی از اهداف تجاوز عراق، اشغال بخش وسیعی از سرزمین‌های ایران بود

بنابراین، یکی از مبانی رفتاری ایران در طول جنگ به ماهیت عملکرد عراق و بی‌اعتمادی ناشی از آن معطوف بود؛ یعنی بر اساس این که:
۱ - عراق طبق اصول و قوانین بین‌المللی و حقوقی متجاوز است.
۲ - این کشور برای تأمین خواسته‌های خود تمام قوانین حقوقی را زیر پا می‌گذارد.
۳ - تنها با قدرت می‌توان با قدرت عراق مقابله کرد و از تبعات منفی فزون‌تر آن در امان بود.
از این رو، مقابله نظامی، مناسب‌ترین راه برای حل معضل و مشکل صدام و حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور بود؛ بنابراین حداکثر توان و امکانات در این راستا سازماندهی شد.

کدام حقوق بشر؟
مصون و دورنگاه داشتن اماکن و افراد غیرنظامی از آسیب‌ها و تبعات جنگ و منازعات مسلحانه از جمله دغدغه‌های حقوق مخاصمات مسلحانه و بشر دوستانه از بدو پیدایش آن بوده است. این حقوق با وضع مقررات و قواعد لازم سعی کرده است که جنگ را به جبهه‌های جنگ و نظامیان محدود کند و از توسعه آن به اماکن غیرنظامی و افرادی که هیچ مشارکتی در جنگ ندارند پیشگیری نماید. اسناد و مقرراتی که در این زمینه تدوین و منعقد شده است سلسله تعهداتی را برای دولت‌های درگیر در مخاصمات مسلحانه مقرر کرده که ملزم به رعایت آن هستند.

به طور کلی، در جریان مخاصمات مسلحانه، دو طرف درگیر دو نوع تعهد اساسی را در قبال غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی برعهده گرفته‌اند که عبارت‌اند از: تعهدات ایجابی و سلبی.
منظور از تعهدات ایجابی این است که دولت‌های درگیر در منازعات مسلحانه ملزم هستند با اتخاذ یک سلسله تدابیر و اقدامات از توسعه جنگ به غیر نظامیان و اماکن غیرنظامی جلوگیری کنند. تعهد دیگر دو طرف مخاصمه در قبال غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی تعهد از نوع سلبی است، یعنی دو طرف مخاصمه نمی‌توانند علیه غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی به اقداماتی متوسل شوند که حقوق مخاصمات مسلحانه و بشر دوستانه آنها را نهی و منع کرده است.

حقوق مخاصمات مسلحانه یا حقوق بشر دوستانه بین‌المللی حاصل سازشی است که باید به طور دایمی بین الزامات نظامیگری و اقتضائات بشری و عواطف انسانی وجود داشته باشد. براساس این قواعد و مقررات اعتبار اعمال ارتکابی در مخاصمات مورد قضاوت قرار می‌گیرد. باید خاطر نشان ساخت که امروزه، تقریبا تمامی مقررات راجع به حمایت از غیرنظامیان در مخاصمات مسلحانه جنبه عرفی دارد؛ بنابراین، برای دولت‌هایی که اسناد مربوط به آن مقررات را تصویب نکرده‌اند نیز الزام‌آور است.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.