شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۱

جرمی به نام نژاد

جرمی به نام نژاد

اخبار اعتراضات ضد نژادپرستی در پی اقدام خشونت بار پلیس با یک سیاه‌پوست در آمریکا ، تیتر یک جهان درگیر کروناست. سیاهانی که روزگاری نه‌چندان دور برای «شهروند بودن»، «حق تحصیل»، «خرید خانه» و حتی «نشستن روی صندلی اتوبوس» تلاش می‌کردند، امروز همراه با دیگر مخالفان نژادپرستی تظاهرات می‌کنند و صلح و آرامش را در گرو عدالت می‌دانند؛ مروری بر تاریخچه اقدامات مخالفان برتری نژادی در ایالات متحده امریکا خواهیم داشت.

به گزارش سرویس فرهنگی مفدا ارومیه، ماجرا از آن زمانی آغاز شد که تفاوت زندگی اقتصادی شمال و جنوب آمریکا در نیمه نخست قرن نوزدهم، جامعه آمریکا را به دو گروه متخاصم تبدیل کرد. شمال به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی خود هرگز نتوانست مزارع بزرگ و وسیع جنوب را به وجود آورد. در حالیکه ثروت در جنوب، حاصل میلیون‌ها هکتار زمین کشاورزی بود که صدها هزار برده‌ی سیاه‌پوست در بدترین شرایط انسانی به کشت توتون و پنبه مشغول بودند. شمالی‌های صنعت‌گر و تاجر، سیاهپوستان را افرادی دست و پاگیر و زائد تلقی می‌کردند.

از آنجا که حرکت سریع تمدن غرب، برتری جامعه صنعتی بر جامعه کشاورزی را در سال‌های نخستین قرن ۱۹ به اثبات رسانده بود، اختلاف میان شمال صنعتی با جنوب کشاورزی سرانجام با یک جنگ خونین چهار ساله حل و فصل شد. با پایان جنگ داخلی آمریکا و آزادی میلیون‌ها برده رهایی یافته از نظام برده داری، جامعه آمریکا وارد نبرد بی‌وقفه نژادی شد. دولت فدرال برای حل معضل برده داری، اصلاحیه سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا را در سال ۱۸۶۵ به تصویب رساند. براساس این اصلاحیه «بردگی و کار اجباری جز به عنوان مجازات جرمی که شخص، طبق مقررات به آن محکوم شده باشد، در ایالات متحده یا هر مکان دیگری در حوزه قضایی آنها» ممنوع شد.

تا زمان الغای برده داری، سواد خواندن و نوشتن برای برده‌ها جرم غیرقابل بخششی بود.  سیاهان در حالی با این مشکلات دست به گریبان بودند که گروهی از نژادپرستان متعصب سفید پوست با تشکیل جوخه‌های مرگ به نام کوکلاکس کلان سیاهان را هدف حملات خود قرار می‌دادند.  شمال که توسط آبراهام لینکلن و حزب تازه تأسیس جمهوریخواه (مثل ترامپ) رهبری می‌شد، آزادی برده‌ها را به جنوب دموکرات(مثل اوباما) تحمیل کرد. بدین ترتیب دو حزب بزرگ آمریکا، یکی در جایگاه حمایت از حقوق سیاهپوستان قرار گرفت و دیگری دفاع از شرایط پیش از جنگ را سرلوحه خود قرار داد. اکثریت جامعه به دور دموکرات‌ها جمع شدند و این حزب که روزگاری سمبل نظام برده داری بود، برای کسب قدرت به حامی اصلی سیاه‌پوستان تبدیل شد.

 از آن زمان تاکنون دموکرات‌ها، حزب مدافع رنگین پوستان از جمله سیاهان، و حزب جمهوریخواه حزب سفید پوستان لقب گرفته‌اند. براساس قوانین مصوب دولت آمریکا، تا سال ۱۹۴۸ ممنوع‌کردن سیاه‌پوستان از خریدن یا زندگی‌کردن در یک خانه یا محله، کاملاً قانونی بود . در سال ۱۹۵۴ که جمهوریخواهان در کاخ سفید حضور داشتند، با صدور حکم تاریخی براون در برابر هیئت آموزش جدایی نژادی در مدارس را غیرقانونی اعلام کرد. این حکم سیاهان را از یک تبعیض ناروای تاریخی نجات داد. 

سیاهان همچنان از ورود به اماکن مخصوص سفید پوستان از جمله باشگاهها، رستوران‌ها و بارها محروم بودند. حتی در برخی از شهرهای جنوب، سیاهپوستان حق نداشتند بر روی صندلی مخصوص سفید پوستان در اتوبوس‌های عمومی بنشینند. اقدام خانم روزا پارکس در سال ۱۹۵۵ در شهر مونتگمری ایالت آلاباما روح تازه‌ای به مبارزات سیاهپوستان داد. پارکس در اقدامی شجاعانه، از بلند شدن از روی صندلی مخصوص سفید پوستان در یک اتوبوس عمومی خودداری کرد و توسط پلیس دستگیر شد. این اقدام، خشم سیاهان را شعله‌ور تر کرد. 

جنبش حقوق مدنی بخشی از حرکت کلی تر اجتماعی تحت عنوان جدایی نژادی در ایالات متحده آمریکا است که از سال ۱۹۵۵ با هدف کسب برابری میان سیاهپوستان و سفید پوستان در ایالات متحده آمریکا آغاز شد و در سال ۱۹۶۸ با تصویب قانون مدنی به سرانجام رسید.

در این دوره، مبارزات بدون خشونت و نافرمانی‌های مدنی باعث ایجاد بحران‌های متعدد مابین فعالان و دولت محلی، ایالتی و فدرال در ایالات متحده آمریکا شد که دولت، جامعه و اصناف را وادار به جبهه‌گیری در برابر بی‌عدالتی‌هایی که سیاهپوستان آمریکایی با آن مواجه‌بودند، می‌نمود.
تبعیض مثبت به مجموعه امتیازات اجتماعی اقلیت‌ها و رنگین پوستان در ایالات متحده آمریکا اشاره دارد که با برخورداری از این امتیازات اقلیت‌ها به برابری با سفید پوستان دست پیدا نمایند.

 در جامعه آمریکا به دلیل سال‌ها تبعیض نژادی اقلیت‌ها از شانس برابر در دستیابی به تحصیل و شغل محروم بوده‌اند. از این رو فعالان مبارزه با تبعیض نژادی در اوایل دهه ۱۹۵۰ ایده تبعیض مثبت را مطرح کردند. این تلاش‌ها سرانجام با اعلام مشروعیت تبعیض مثبت در قانون اساسی از سوی دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۷۳ نتیجه داد.

روندی ثابت و تلاطمی رو به سکون ، به رهبری رسانه های جمعی و هالیوود در آمریکا ایجاد شده بود.  وقتی باراک حسین اوباما مرد اول کاخ سفید شد، خیلی ها تبعیض نژادی را افسانه‌ی سالهای دوری گفتند که در گذشته وجود داشته است. اما در همان سالهای زمامداری دولت به دست یک سیاه‌پوست، درحالی جامعه آمریکا با گسترش روزافزون شبکه های اجتماعی مواجه بود که کانون های نفرت پراکنی و نژادپرستی، راحت تر از قبل ابراز وجود می‌کردند و همچنین امکان سانسور و تحریف واقعیات توسط نظام حاکم دیگر وجود نداشت. نتیجه آن که در ۲۰۱۲ اوباما را نژادپرست خوانده و انتخاب مجدد او را بی ارتباط به رنگ پوستش ندانستند. 

اما با روی کار آمدن یک جمهوری خواه که پدربزرگش سابقه عضویت در کوکلاکس کلان را در کارنامه داشت، نگرانی ها از جرقه خوردن بر انبار باروت اختلاف نژادی افزایش یافت، آتشی که می‌توانست با همراهی مردم خسته از نظام سرمایه‌داری و اختلافات فاحش طبقاتی، تبعات اجتماعی عظیمی به همراه داشته باشد.

سال ۲۰۲۰ با کرونا آغاز شد و شغل های بسیاری از دست جامعه فرودست آمریکا خارج شد. بیشترین تلفات به فقرا مربوط بود و اکثریت جامعه سیاه در آمریکا زندگی اقتصادی نامطلوبی دارند و بنابراین تبعیض دیگری نیز بر آنها تحمیل شده بود، تبعیضی به بلندای صد سال تحقیر، نژادپرستی و خفقان. این جمله‌ی «نمی توانم نفس بکشم» که جرج فلوید در آخرین لحظات عمرش به زبان آورد، شاید درد مشترک همه آنانی است که نفسشان از تبعیض به شماره افتاده، همه سیاهانی که تحقیر شدند، اخراج شدند، در استادیوم به سمت شان موز پرتاب شد، در اتوبوس به آنها پشت شد، در مدرسه تنها ماندند، در جامعه انگشت نما و در هر دادگاهی همیشه محکوم بودند، به خاطر رنگ سیاه پوست شان، به خاطر جرم نژادی .

گردآوری و تنظیم : علیرضا جوزایی،دبیر سرویس فرهنگی مفدا ارومیه

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.