سه‌شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۰۸:۲۹

به مناسبت تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛

یک سازمان منسجم و مکتبی

امام

سپاه پاسداران دوم اردیبهشت ماه سال ۵۸ با فرمان حضرت امام خمینی(ره) تأسیس شد و رفته‌رفته به یکی از نهادهای مهم و تأثیرگذار برای حفاظت از دستاوردهای انقلاب تبدیل شد.

به گزارش مفدا، تنها چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه سال ۵۷ بود که حضرت امام خمینی (ره) در دوم اردیبهشت سال ۵۸ رسماً فرمان تشکیل سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی را صادر کردند.

در آن زمان اما شاید هیچ کس فکر نمی‌کرد این سازمان نوپا که برای حفاظت از انقلاب ملت ایران به وجود آمده است، در مدت‌زمان کوتاهی تنها چند سال پس از تأسیسش بتواند در مقابل انواع تهدیدات پیچیده داخلی و خارجی علیه نظام اسلامی ایستادگی و با آنها مقابله کند.

در آغازین روزهای پس از پیروزی انقلاب و تشکیل کمیته‌های انقلاب، دولت موقت که موافق استقلال عمل کمیته‌های انقلاب نبود و به فکر ایجاد نیرویی تحت عنوان گارد ملی و تحت نظر خود افتاد.

بر همین اساس، با پیشنهاد مرحوم مهدی بازرگان رئیس دولت موقت، مرحوم حجت‌الاسلام حسن لاهوتی حکمی از امام برای تأسیس این نیرو دریافت می‌کند و ابراهیم یزدی هم از سوی دولت موقت مأمور همکاری با حجت‌الاسلام لاهوتی شد.

محسن رفیق دوست اما، در خاطرات خود روایت دیگری از تشکیل سپاه دارد که براساس آن فکر ایجاد نیرویی غیر از ارتش برای دفاع از انقلاب، اولین بار از سوی شهید محمد منتظری مطرح شده است.

وی در بخشی از خاطرات خود درباره تشکیل سپاه می‌گوید: اوایل اسفند - احتمالاً ۹ اسفند - آیت‌الله بهشتی که برای دیدار حضرت امام به مدرسه علوی آمده بود مرا صدا زد و گفت: «حاج محسن، حضرت امام الان حکم تشکیل سپاه پاسداران را زیر نظر دولت موقت به آقای لاهوتی دادند، بهتر است شما هم در این سپاه باشی. بلافاصله به محل جلسه در پادگان عباس‌آباد رفتم. وارد اتاق شدم. دیدم عده‌ای از آقایان ازجمله دانش منفرد آشتیانی، غلامعلی افروز، ابراهیم سنجقی، علی‌محمد بشارتی، مرتضی الویری و چند نفر دیگر حضور دارند. آقای تهرانچی و آقای هاشم صباغیان هم از طرف دولت موقت آمده بودند. کاغذی برداشتم و روی آن نوشتم بسم الله الرحمن الرحیم - سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل شد: ۱. محسن رفیق‌دوست. بقیه هم‌اسم‌هایشان را نوشتند و سپاه پاسداران تشکیل شد. هفت نفر به‌عنوان شورای فرماندهی انتخاب شدند. آقای دانش آشتیانی شد فرمانده سپاه، آقای غلامعلی افروز مسئول امور پرسنلی، آقای محمدعلی بشارتی مسئول اطلاعات، آقای الویری مسئول روابط عمومی و من هم مسئول تدارکات شدم.»

سپاه کم‌کم داشت شکل می‌گرفت که گروهای دیگر وفادار به انقلاب نیز تشکل‌های جداگانه‌ای را  برای حفاظت مسلحانه از انقلاب اسلامی به وجود آوردند. یکی از این تشکل‌ها در پادگان جمشیدیه تهران و با حضور جواد منصوری، عباس آقا زمانی (ابو شریف)، عباس دوزدوزانی و ابراهیم حاج محمد زاده تشکیل شد و رابط این گروه با شورای انقلاب مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی بود.

گروه دیگر هم، گارد دانشگاه بود که زیر نظر شهید محمد منتظری اداره می‌شد. این گروه که در ارتباط با شهید بهشتی بود،‌ از افرادی که در فلسطین آموزش چریکی دیده بودند تشکیل می‌شد  و در کنار آنها برخی افسران ارتش مانند شهید کلاهدوز، شهید نامجو و کتیرایی را نیز برای آموزش نیروها به کار گرفت.

حدود ۴ گروه مسلح با یک هدف مشترک به نام حراست از انقلاب شکل گرفته بود که هرکدام از آنها حفاظت از انقلاب اسلامی را وظیفه خود می‌دانستند اما بروز اختلافات و اصطکاک بین آنها اجتناب ناپذیر می‌نمود. لذا ضرورت ادغام این تشکل‌ها و تشکیل یک سازمان منسجم بیش از پیش احساس می‌شد.

بنابراین، نمایندگانی از این چهار گروه در جلسه‌ای گرد هم می‌آیند و می‌پذیرند که با یکدیگر ادغام‌شده و سازمانی منسجم و یکپارچه را به وجود بیاورند تا به‌وسیله آن بتوان به اوضاع امنیتی کشور سر و سامانی داد.

محسن رفیق‌دوست که آن روزها در سپاه پاسداران زیر نظر حجت‌الاسلام لاهوتی فعالیت می‌کرد، در بخشی از خاطرات خود این موضوع را این‌چنین روایت می‌کند: احساس می‌کردم این سپاهی که در حال شکل‌گیری است، سپاهی نیست که مدنظر امام (ره) بوده است. از طرف دیگر در ۳ تشکل دیگر هم نیروهایی به صورت مسلح فعالیت می‌کردند که شامل گارد انقلاب تحت نظر ابو شریف، گارد دانشگاه (پاسا) با نظارت شهید محمد منتظری و افراد گروه‌های مسلح مبارز قبل از انقلاب که سازمان مجاهدین شکل داده بود، می‌شدند. پائیز ۵۸ ابوشریف و شهید منتظری و شهید محمد بروجردی از سوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را دعوت کردم و در اتاقی که در آنجا جمع شده بودیم را قفل کردم. یک کلت کمری ۴۵ داشتم آن را روی میز گذاشتم و گفتم افرادی که از هر ۴ گروه موجود می‌شناسم، همه یک هدف را تعقیب می‌کنند که ایجاد نیرویی برای حفاظت از انقلاب است. شما مبنای قانونی ندارید. حکم ما از سوی امام (ره) است که ما را مجاز به فعالیت زیر نظر دولت موقت کرده است. انتقاد عمده آنها به سپاه نظارت دولت موقت بر آن بود که گفتم درهرصورت این حکم امام (ره) است. گفتم اگر در این جلسه نتوانیم به نتیجه‌ای برسیم، اول شما ۳ نفر را می‌کشم، بعد خودم را و همه را راحت می‌کنم. خوشبختانه در آن جلسه به این نتیجه رسیدند که حرف منطقی است و بهتر است بنشینیم و باهم مذاکره‌ای برای ادغام انجام دهیم. قرار شد از هرکدام از این مراکز ۳ نفر انتخاب شوند. این ۱۲ نفر بنشینند و بحث ادغام را پیگیری کنند.

پس از آن گروه سه نفره‌ای متشکل از محسن رضایی، محین رفیقدوست و عباس دوزدوزانی در اواخر فروردین ماه سال ۵۸ در قم نزد امام می‌روند و با توجه به مشکلاتی که سپاه با دولت موقت داشت، استدلال می کنند که سپاه باید زیر نظر شورای انقلاب اداره شود. حضرت امام هم در این دیدار ضمن پذیرش این درخواست، دستور تشکیل یک سازمان منسجم و مکتبی را صادر می‌کند و هاشمی رفسنجانی از طرف شورای انقلاب به عنوان نماینده برای پیگیری کارهای سپاه انتخاب می‌شود.

در پی این فرمان، همان گروه ۱۲ نفره اساسنامه سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی را در ۹ ماده و ۹ تبصره تهیه و تصویب می‌کند و به دنبال آن شورای انقلاب حکم اعضای شورای فرماندهی سپاه را ابلاغ  در تاریخ دوم اردیبهشت ۵۸ طی اطلاعیه‌ای شروع به کار سپاه را اعلام می‌کند.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.