پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۸ - ۲۳:۱۳

به بهانه پنجم دی ماه شانزدهمین سالگرد زلزله دلخراش بم؛

و صبر هدیه خداوند بود برای دوباره ساختن یک شهر...

مصاحبه

به بهانه شانزدهمین سالگرد مهیب و دلخراش بم به گفتگو با بهنام قربانی نژاد، دانشجوی دانشگاه علوم‌پزشکی کرمان پرداخته ایم‌. او لحظه های پر بیم و امید زیر آوار زلزله بودن را تجربه کرده است.

به گزارش مفدا کرمان؛ پنجم دی با تصویر دلخراش جنازه ها و ویرانه های بم در حافظه تاریخی مردم میهنمان ثبت شده است، زلزله ای مهیب که از حیث شمار جانبختگانش بی سابقه بود و در میزان ویرانی های ایجاد شده، علی رغم اینکه زلزله های زرند، کرمانشاه و... را تجربه کرده ایم، بی تردید تا سال ها در ذهن باقی خواهد ماند. بم این روز ها سرزنده تر از همیشه به جریان عادی زندگی برگشته و شاید جریان عادی زندگی به این شهر بازگشته است. برای لمس لحظه های پر التهاب این واقعه پای گفتگوی بهنام قربانی نژاد نشسته ایم، گویا ویژگی مشترک همه مردم آن روز بم این است که بزرگتر و پخته تر و آرام تر از سن و سال خود رفتار می کنند. آنچه که می خوانید بخشی از گفتگوی خبرنگار مفدا با وی است:
 _خودتان را برای مخاطبین مفدا معرفی کنید؟
بهنام قربانی نژاد هستم. در مقطع  دکتری رشته سم شناسی‌ در دانشگاه علوم‌پزشکی کرمان مشغول تحصیل هستم.
_اهل بم هستید و امروز پنجم دی ماه ۱۳۹۸ شانزدهمین سالگرد زلزله بم، از زلزله بم برایمان بگویید؟
اهل شهرستان بم هستم و گره خوردن نام بم با زلزله همواره بعد از این پرسش که اهل کجایی!؟ حوادث آن روز طلسم شده را از برابر چشمانم می گذراند.
مردمان باغ شهر من، خونگرم و متین هستند. روزهای کودکی برای من تا همیشه به شیرینی شهد خرما و پرتغال بم است. بهترین خاطراتم را از دوران راهنمایی ام دارم، بهترین دوستان ایام نوجوانی من، بهترین معلم هایم را در این دوره داشتم. همه چیز تا رسیدن به آن لحظه لعنتی بی نظیر بود.
پنجم دی ۱۳۸۲، تراژدی، زلزله بم و پایان تلخ همه روزهای شیرین...
تراژدی رقم خورده بود، ما که اهل شهر بودیم و سیر زندگی مان حضورمان را در بطن ماجرا مقدر کرد بود، اما کم نبودند کسانی که از بد حادثه به قصد  سیاحت همان شب رخ بم را می دیدند، آن شب  بسطامی ها کم نبودند اگرچه شهره نبودند...
_ انگار زمین و زمان جدی ترین تکان تاریخ را به خود دیده بود، سیاهی بود سیاهی، جز بوی خاک، چیزی به مشامم نمی رسید، ساعت شنی برای من وارونه شده بود، زیر آوار بودم و تمام روزهای شیرین گذشته از مقابل چشمانم می گذشت، بهت زده بود و جز نایی برای برخاستن ِ ناله ای از پیکرم توانی نداشتم. خاطرات زندگی ام‌ مقابلم‌ مرور می شد، پر از سوال و بهت زدگی بودم من کجا هستم؟ خانواده ام کجا هستند؟ به زندگی ما چه گذشته است!؟ لحظه هایی سختی بر من گذشت و عاقبت تقدیر این بود که به من فرصت مجدد حیات داده شود...
_زندگی چهره ای جدیدی به مردم  بم نشان داده بود، از آن روزها چگونه عبور کردید؟
بم دیگر آن شهر زنده روز قبل نبود، جسد بود و جسد، آوار بود و آوار، داغ عزیز بود داغ عزیز، خوشبین تر آدم های آن روز ها هم تصور نمی کردند که ما شدت اندوه زنده بمانیم تصور برگشتن به جریان عادی زندگی پیشکش...
مردمان شادی بودیم که اسیر غم شده بودیم، ثروتمندانی بودیم که برایمان چیزی نمانده بود، انتخابی نداشتیم جز صبر، جز تبدیل کردن شهر به دارالصابرین...صبر بود که در جان و دل این مردم قوت  گرفته بود. اگر صبر نبود، اگر لطف خدا نبود، شهر برای همیشه به کما می رفت، زندگی ولو زیر آوارها نبض داشت، کمک ها رسید، مردم رسیدند، دولت تلاش کرد و مردم دست به زانو گرفتند و با انگیزه ای فزون تر ایستادند، چادرنشینی در زمستان های کویر تجربه وحشتناکی است، آن روزها به گذشت امید که به مردم کرمانشاه و سایر مناطق زلرله زده وسیل زده نیز زودتر بگذرد. آوارها برداشته شد. رفته رفته چهره شهر تر و تازه شد و جوانان و هنرمندان تازه ای ظهور کردند که شاهد مثالش حامد عسکری، شاعر نام آوازه بمی است. او در بیت معروفی گفته بود: نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد/ بم به امید خدا شاد و جوان خواهد شد و خدا را شکر که این چنین شد.
_آنچه که در این‌ماجرا نمود جالبی دارد ظهور چهره های تازه فرهنگی است؟
 اگر ارگ بم نماد استقامت بم است  مشاهیر بم نماد هویت فرهنگی این خطه هستند هنرمندانی که سیر درخششان تمامی ندارد. هنر بخشی از ذات و هویت مردم شهر من است و اگر جز این بود متعجب می شدم.
_حس و حال مردم مناطق سیل زده و زلزله زده را کاملا حس می کنید؟
مردم کشور در رویدادها و حوادث پشتیبان یکدیگرند و به قول معروف دریا رفته می داند مصیبت های طوفان را، من و دوستانم به یاد آن روز ها، به یاد مهربانی های مردم ایران تلاش کردیم در حوادثی که این سال ها حادث شد در امداد رسانی سهیم باشیم و چرخه مهربانی را قطعنکنیم.
_و صحبت پایانی؟
 از همدردی همه هموطنان برای بم ممنونم و یاد و خاطره جانباختگان زلزله بم  را گرامی می دارم. روحشان شاد.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.