پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۸ - ۱۰:۰۱

ترجمه و  شرح حکمت پنجم نهج البلاغه:

چراغ نهج البلاغه / ارزش علم و ادب و تفکر

14076936-e38b-4e47-b14d-fc04eb8ae03f.jpg

آیه: وَ قَالَ (علیه السلام): الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ کَرِیمَةٌ، وَ الْآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ، وَ الْفِکْرُ مِرْآةٌ صَافِیَةٌ.

ترجمه:
و فرمود (ع): و دانش، میراثی است گرانمایه و آداب، زیورهایی نو به نو و اندیشه، آینه ای صافی است.
شرح:
علم و ادب و تفکر:
امام در این بخش از کلمات قصار اشاره به سه نکته مهم می کند نخست می فرماید: «علم و دانش میراث گرانبهایی است»; (الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ کَرِیمَةٌ).
اشاره به این که گرانبهاترین میراثی که انسان از خود به یادگار می گذارد علم و دانش است و به ارث گذاشتن مواهب مادی افتخاری است. این سخن شبیه روایتی است که از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نقل شده که می فرماید: «إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الاَْنْبِیَاءِ إِنَّ الاَْنْبِیَاءَ لَمْ یُوَرِّثُوا دِینَاراً وَلاَ دِرْهَماً وَلَکِنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ فَمَنْ أَخَذَ مِنْهُ أَخَذَ بِحَظّ وَافِر; دانشمندان وارثان انبیا هستند چرا که انبیا دینار و درهمی از خود به یادگار نگذاشتند، بلکه علم و دانش به ارث گذاشتند پس هر کس از آن بهره ای بگیرد بهره فراوانی برده است».(۱)
نیز شبیه آن چیزی است که در حکمت ۱۴۷ خواهد آمد.
بعضی از شارحان ارث را در اینجا طور دیگری تفسیر کرده اند و گفته اند: ارث درآمدی است که بی زحمت حاصل می آید دانشی را نیز که انسان از استاد فرا می گیرد شبیه ارث است; ولی تفسیر اول مناسب تر به نظر می رسد.
در دومین جمله می فرماید: «آداب (انسانی)، لباس زیبا و کهنگی ناپذیر است»; (وَالاْدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ).
منظور از «آداب» فضایل اخلاقی مخصوصاً چیزهایی است که مربوط به روابط اجتماعی است مانند: تواضع، امانت، صداقت، محبت، خوشرفتاری، فصاحت و بلاغت در بیان.
«حُلَل» جمع «حُلَّه» به معنای لباس زینتی است.
«مُجَدَّدَة» به معنای چیزی است که پیوسته تجدید و نو می شود و هرگز کهنه نخواهد شد.
بر این پایه، مفهوم کلام امام(علیه السلام) چنین است که این صفات برجسته انسانی همچون لباس های زیبایی است که آدمی در تن می کند و هرگز فرسوده نمی شود بر خلاف لباس های ظاهری که هم کهنه می شود و هم ممکن است دست سارقان به آن دراز شود و هم جنبه ظاهری دارد و در اعماق وجود انسان تأثیر گذار است.
در روایات اسلامی برای «أدب» تفسیرهای گوناگونی ذکر شده که در واقع هر کدام اشاره به مصداقی از آن است:
در حدیثی از امام امیر مؤمنان(علیه السلام) می خوانیم: «کَفاکَ أدَباً لِنَفْسِکَ اجْتِنابُ ما تَکْرَهُهُ مِنْ غَیْرِک; برای این که ادب داشته باشی همین بس که از آنچه برای دیگران نمی پسندی دوری کنی».(۲)
در حدیث دیگری از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم که فرمود: «أدّبْنی أبی(علیه السلام)بِثَلاث…; پدرم من را به سه چیز ادب کرد» فرمود: «مَنْ یَصْحَب صاحِبَ السُوء لا یَسْلَم ومَن لا یُقَیَّد اَلفاظَه یَنْدَم، ومَن یَدْخُل مَداخل السُّوء یُتَّهَم; فرزندم کسی که با رفیق بد همنشین شود از آفات در امان نخواهد بود و کسی که سخنان خود را مهار نکند پشیمان می شود و کسی که در محل های آلوده وارد گردد متهم و بدنام خواهد شد».(۳)
امام صادق(علیه السلام) به یکی از دوستان خود سفارش کرد که پیام او را به همه شیعیان و علاقه مندانش برساند و فرمود: من شما را به تقوای الهی و ورع و تلاش برای خدا و راستگویی و ادای امانت… و خوشرفتاری با سایر مسلمانان دعوت می کنم و هرگاه کسی از شما در دینش ورع داشته باشد، راست بگوید، ادای امانت کند و با مردم خوش اخلاق باشد می گویند: «هذا جَعْفَریٌّ فَیَسُرُّنی…» و نیز می گویند: «هذا أَدَبُ جَعْفَر; این جعفری است و این سبب سرور و خوشحالی من می شود کار اینها ادب جعفر بن محمد است».(۴)
در حدیث کوتاه دیگری از امیر مؤمنان علی(علیه السلام) می خوانیم: «الاْدَبُ یُغْنی عَنِ الْحَسَبِ; ادب انسان را از شرافت خانوادگی و فامیلی بی نیاز می کند».(۵)
همان گونه که در بالا گفتیم، ادب و آداب مفهوم وسیعی دارد که همه فضایل اخلاقی مخصوصا آنچه را مربوط به اخلاق اجتماعی است در بر می گیرد که بزرگترین افتخار آدمی و مایه آبرومندی او در اجتماع است.
سپس امام در سومین جمله می فرماید: «فکر آئینه صافی است»; (وَالْفِکْرُ مِرْآةٌ صَافِیَةٌ).
منظور از فکر همان اندیشیدن پیرامون مسائل مختلفی است که بر انسان وارد می شود و به تعبیر فلاسفه حرکتی ذهنی است به سوی مقدمات و از مقدمات به سوی نتیجه ها. هرگاه این اندیشه از هوا و هوس و حجاب های معرفت دور بماند، آئینه شفافی خواهد بود که چهره حقایق را به انسان نشان می دهد و راه صحیح را در پرتو آن می یابد، دوست را از دشمن و صواب را از خطا و حق را از باطل خواهد شناخت.
به همین دلیل برترین عبادت در روایات اسلامی تفکر شمرده شده است:
در حدیثی که در امالی شیخ طوسی آمده است می خوانیم: «لاَ عِبَادَةَ کَالتَّفَکُّرِ فِی صَنْعَةِ اللَّهِ عَزَّوَجَل; هیچ عبادتی برتر از اندیشیدن در مخلوقات خداوند متعال نیست».(۶)
در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «تَفَکُّرُ سَاعَة خَیْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَة; یک ساعت اندیشیدن بهتر است از عبادت یک سال».(۷)
در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «کَانَ أَکْثَرُ عِبَادَةِ أَبِی ذَرّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ التَّفَکُّرَ وَالاِْعْتِبَارَ; بیشترین عبادت ابوذر اندیشیدن و عبرت گرفتن بود».(۸)
در واقع همه اینها برگرفته از قرآن مجید است که می فرماید: «(قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَة أَنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثْنی وَفُرادی ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا); من فقط شما را به یک چیز اندرز می دهم و دعوت می کنم و آن این که دسته جمعی یا به صورت فردی برای خدا برخیزید و فکر خود را به کار گیرید».(۹)
دلیل آن هم روشن است، زیرا ریشه تمام نیکی ها و پیشرفت ها و موفقیت ها در تفکر و اندیشه صحیح است.

*****
پی نوشت:
(۱). کافی، ج ۱، ص ۳۴، ح ۱.
(۲). نهج البلاغه، حکمت ۴۱۲ .
(۳). بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۶۱ .
(۴). کافی، ج ۲، ص ۶۳۶ (با تلخیص)، ح ۵.
(۵). بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۶۸، ح ۸.
(۶). امالی صدوق، ص ۱۴۶.
(۷). بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۲۷، ح ۲۲.
(۸). همان، ص ۳۲۳، ح ۶.
(۹). سبأ، آیه ۴۶.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.