چهارشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۸ - ۰۹:۲۸

دکتر آرسن، موسس نکونام اولین داروخانه شبانه‌روزی ایران

دکتر ارسن

دکتر آرسن خاچاطور میناسیان ملقب به مسیح گیلان از آن دست انسانهای خیری بود که دست رد به سینه هیچ نیازمندی نمی‌زد و با پشتکار، تلاش و حس نوع‌دوستی توانست تاسیس اولین داروخانه شبانه‌روزی ایران را در رشت به‌نام خود ثبت نماید.

به گزارش مفدا، دکتر آرسن خاچاطور میناسیان نیکوکار به‌نام ارمنی – ایرانی در سال ۱۲۸۵ در محله استادسرای رشت و در خانواده‌ای مسیحی متولد شد. کودکی با قلبی رئوف که در اولین روز مدرسه، پالتویی که مادرش برای او دوخته بود را به یکی از همکلاسی‌های نیازمند خود اهدا کرد و با این کار ثابت نمود که انسانیت از همان ابتدا در رگهای او در جریان بوده است.

قدم‌های نخست برای تاسیس اولین داروخانه شبانه‌روزی ایران

دکتر آرسن تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در رشت گذراند. زندگی حرفه‌ای‌اش آموزش، فراگیری و ساخت داروهای سنتی بود. در جوانی دوسال قزوین زندگی کرد و در این شهر در داروخانه‌ای، ساخت دارو را فراگرفت. آرسن، عاشق «مارو» دختر داروخانه‌دار شد و با وی ازدواج کرد پس از چند سال دوباره به رشت بازگشت و شروع به ساخت داروهای تخصصی نمود و داروهای تولید شده را به داروخانه‌ها می‌فروخت. از این راه داروخانه‌های رشت پول هنگفتی به جیب می‌زدند، آرسن که مشاهده کرد داروسازان داروها را از او ارزان می‌خرند و به قیمتی گزاف می‌فروشند، درصدد برآمد خودش داروخانه‌ای تاسیس نماید. نام داروخانه را کارون گذاشت و هدف این داروخانه در اختیار قرار دادن دارو با قیمت تمام شده آن به مردم بود. آرسن تا نیمه‌های شب بیدار میماند و به ساخت دارو مشغول بود به این دلیل که فکر می‌کرد ممکن است کسانی باشند که نیمه شب به دارو احتیاج داشته باشند پس درهای داروخانه را همیشه باز نگه می‌داشت و در همان حال به فروش دارو می‌پرداخت، به این ترتیب بود که توانست نخستین داروخانه شبانه‌روزی ایران وگیلان را در شهر رشت تاسیس نماید.
در بهبوهه جنگ جهانی دوم که بیماری تیفوس و تیفوئید بیداد می‌کرد، دکتر آرسن تا پاسی از شب بیدار می‌ماند تا بتواند داروهای بیشتری بسازد و گاه شبها به تهران مراجعه می‌کرد تا بتواند مواد اولیه مورد نیاز داروها را تهیه نماید.
آرسن همواره به کسانی که پول نداشتند و یا ناتوان در پرداخت بهای دارو بودند، داروهای مجانی می‌داد و حتی با چمدانی از داروهای خودساخته‌اش به روستاها می‌رفته و به مردم کمک می‌کرد تا جاییکه تلاشهای او موجب شد تعداد زیادی از مردم رشت از مرگ حتمی بابت بیماری‌های ناشی از جنگ جهانی نجات یابند.

دکتر آرسن ملقب به مسیح گیلان

سخت‌ترین دوران زندگی دکتر آرسن

با تاسیس داروخانه کارون داروخانه‌های دیگر رشت دچار مشکلاتی شدند از طرفی آرسن داروهای تخصصی‌اش را برای فروش در اختیارشان نمی‌گذاشت و از طرفی دیگر مردم برای تهیه هر نوع دارویی سراغ موسیو می‌رفتند و همین موضوع برای رقبای آرسن کافی بود تا برای مقابله با او وارد جنگ روانی شوند. شایع کردند که داروهای آرسن فاسد است و یا اینکه او ارمنیست و یک مسلمان برای تهیه دارو باید نزد داروساز مسلمان برود. ولی از آنجاییکه مردم می‌دیدند با مصرف داروهای آرسن حالشان رو به بهبود می‌رود، چندان اعتنایی به شایعات نمی‌کردند. عده‌ای از داروسازها علیه او به استاندار، فرماندار و رییس بهداری شکایت کردند که آرسن جریان عادی داد و ستد را در استان به‌هم زده و دیگر داروسازان را به سمت ورشکستگی سوق داده است، اما همین داروسازان وقتی با آرسن روبرو می‌شدند زبانشان در برابر مهربانی و نگاه معصومانه او بند می‌آمد خدمات انسان ‌دوستانه وی موجب شد دانشگاه تهران به او دکترای افتخاری داروسازی عطا نماید و او توانست اولین داروخانه شبانه‌روزی ایران را در سال ۱۳۱۹ تاسیس نماید او عایدات برآمده از داروخانه کارون را به نیازمندان می‌بخشید نیکی‌های بی‌دریغ آرسن موجب شده بود بسیاری از افراد خیر و بازرگانان، وجوه نقد و خیرات خود را به او بدهند تا هر طورکه صلاح می‌داند خرج نماید. گرچه دکتر آرسن از همان سال‌های ابتدای خدمتش، با تمام وجود برای مردم فعالیت می‌کرد ولی حاشیه‌سازی بر علیه او همچنان ادامه داشت دوران سالهای اول کار، سخت‌ترین دوران زندگی دکتر آرسن بود گفته می‌شد؛ آرسن برای وکیل شدن جلب اعتماد می‌کند و او فردی ظاهرساز است و با این شگرد قصد دارد خود را در دل مردم جا کند. مشکلات دکتر آرسن این نبود که در شهر راجع به او چه می‌گویند او داروها را گران می‌خرید و ارزان می‌فروخت در نتیجه دچار ضرر و زیان می‌شد و طلبکاران وقتی می‌دیدند پرداخت پول آنها به تاخیر افتاده، علیه آرسن شکایت می‌کردند. خدمات آرسن فقط منحصر به فروش دارو به قیمت ارزان نبود در آن زمان خانه‌های رشت بیشتر چوبی بود و در سال چند مرتبه باد گرم می‌وزید و خانه‌ها را مانند کبریت آتش میزد وقتی خانه‌ای آتش می‌گرفت باد، آتش را به چند خانه آنطرف‌تر می‌برد و یکباره یک محله طعمه حریق می‌شد. آرسن وقتی می‌شنید که در محله‌ها آتش‌سوزی رخ داده، نسخه‌ها را به شاگردانش می‌داد و عازم محل حادثه می‌شد و در اطفای حریق با سطل آب به کمک مردم و ماموران آتشنشانی می‌شتافت. دکتر آرسن به سادگی‌ مردی نشد که شهری به او اعتماد می‌کردند سالها طول کشید تا مردم رشت دانستند این داروساز ارمنی عشق به خدمت دارد، آنوقت به او اعتماد کردند، پول در اختیارش گذاشتند و بدهی‌هایش را پرداختند.
نیکی‌های بی‌حد او اعتماد عموم را نسبت به وی افزایش داد و مردم مسلمان رشت مدتی وی را به عنوان انجمن شهر انتخاب کردند حتی زمزمه شهردار شدن وی نیز شنیده می‌شد ولی آرسن نپذیرفت.

تاسیس اولین آسایشگاه سالمندان ایران توسط دکتر آرسن

مشاهده وضعیت زنان و مردان سالمندی که سر پناهی نداشته و گاه و بیگاه به او مراجعه می‌کردند، موجب شد فکر ساختن آسایشگاه سالمندان اولین بار توسط آرسن به دکتر حکیم زاده مطرح شود در آن زمان وقتی هنوز تهران نیز آسایشگاه سالمندان نداشت شهر رشت با کمک این دو انسان نوع‌دوست و حمایت‌های آیت الله ضیابری و تاجر معروف آقای چینی‌چیان، صاحب نخستین مرکز خیران آسایشگاه سالمندان و معلولان و بیماران روانی شد که در زمین اهدایی مرحوم استقامت در سلیمانداراب رشت بنا شد. آرسن ده‌ها دختر فقیر را با جهیزیه‌های اهدایی به خانه بخت فرستاد.
دکتر آرسن که گفته می‌شود سیگار هم زیاد می‌کشید از مدتی قبل به بیماری تنگی نفس مبتلا شده بود ولی از بیم آن که او را بستری کنند یا از کار و فعالیت باز دارند به کسی چیزی نمی‌گفت.
ساعت ۹:۱۵ دقیقه غروب۱۴ فروردین ۱۳۵۶ پرستار متوجه تغییر حالت آرسن شد و او را به اصرار به بیمارستان آسایشگاه منتقل کردند و به معاینه و معالجه او پرداختند اما بی‌ثمر بود او از آن همه فشار مسوولیت خسته شده بود و نیازمند یک استراحت کوچک ابدی بود و سرانجام در میان بیمارانش و در آسایشگاه، چشمهایش را برای همیشه بست. وقتی خبر مرگ آرسن در شهر پیچید، می‌گویند در رشت باران نه از آسمان که از زمین می‌بارید و مسیح سایه خود را از گیلان برداشت. رشت سه روز عزای عمومی اعلام شد. مسلمان‌ها با پرچم و مسیحی‌ها با صلیب به راه افتادند. تشییع جنازه وی یکی از باشکوه‌ترین و شلوغ‌ترین تشییع جنازه‌ای بود که رشت به خود دیده است. عده زیادی نیز به سلیمانداراب رفته بودند تا پیکر بی‌جان این ارمنی مهربان را تا آرامگاه ابدی‌اش همراهی نمایند. وضعیت طوری شده بود که رشته کار مراسم از دست همشهری‌های ارمنی رها شده بود و مردم می‌خواستند آرسن را به آرامگاه مسلمانان ببرند ولی ارامنه شهر تابوت را به مدرسه ارامنه رساندند، مدرسه‌ای که شاهد شکوفایی این نکومرد بود، همان مدرسه‌ای که آرسن گام‌های اول فداکاری و جوانمردی را در آن آغاز کرد، در حیاط همان مدرسه که روزی به همکلاسی‌های فقیرش دفتر مشق و مداد می‌بخشید و یا کار زشت و ناپسندی کسی را به گردن می‌گرفت و خود را داوطلبانه معرفی می‌کرد تا تمام کلاس تنبیه نشوند.
با رفتن این بزرگوار نه تنها رشت بلکه بشریت یکی از نجیب‌ترین، ارزنده‌ترین و شریف‌ترین چهره‌های انسانی خود را از دست داد (روحش شاد و یادش گرامی)

آرامگاه دکتر آرسن

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.