سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۲

سالروز وفات حضرت ام‌البنین(س)

سالروز وفات حضرت ام البنین (س) و روز تکریم مقام مادران و همسران شهدا

مرثیه سرای بقیع

کی مدینه ز یاد خواهد برد                                                صحن چشمان گریه پوشت را
صبح تا شب کنار خاک بقیع                                             ناله و شیون و خروشت را
                                                                                                                 یوسف رحیمی

امروز، بهشت را آب و جارو کرده‌اند، میهمانی گران قدر خواهد آمد. امشب بقیع بعد سال‌ها، سکوت را تجربه خواهد کرد، چرا که ناله‌های مادری داغ دار، خاک سردش را نخواهد لرزاند. امروز بقیع منتظر زنی است که اسطوره شد. زنی که اگر چه معصوم نبود و جزء اولیاء و امامان به شمار نمی‌آمد، ولی برایشان همسر بود و مادر. شیر زنی که آن چنان شاهد مصیبت‌های اهل بیت علیهم السّلام بود که داغ فرزندان برومندش به چشمش حقیر می‌آمد.
او که زخم پیشانی أمیرالمؤمنین علیه السّلام را بست، تشت خون آلود گلوی حسن علیه السّلام را خالی کرد و داغ حسین علیه السّلام و کمر خمیده زینب سلام الله علیها را دید، از قطعه قطعه شدن فرزندش عباس در کربلا تنها از شرمی یاد می‌کند در برابر دختر رسول خدا که فرزندش دستی برای یاری فرزندش نداشته است.
سیزدهم جمادی الثانی است و امروز مدینه دیگر با صدای نوحه‌های امّ البنین نخواهد گریست. امروز در بهشت، علی مرتضی علیه السّلام به استقبال همسر می آید. همسری که بعد از دختر پیامبر، به خانه اش آمد تا پناه او و فرزندان بی مادرش شود. فاطمه کلابیه، شیر زنی از قبیله ی کلاب بود که دلاوران بسیاری آرزوی همسری اش را داشتند ولی می گفت :« مردی نمی بینم که به خواستگاریش جواب مثبت دهم.» زمانی که عقیل او را برای مولا خواستگاری کرد، سجده ی شکر به جای آورد و زمزمه کرد: « من به مرد راضی بودم ولی خداوند مرد مردان را نصیب من نمود. »(۱)
امروز در بهشت، حسن و حسین و زینب و امّ کلثوم که سلام خدا بر آنان باد، میزبان او هستند که برایشان جای خالی مادر را پر کرده بود و چه مقدار بزرگی
می خواهد پر کردن جای خالی کسی چون فاطمه سلام الله علیها برای علی علیه السّلام و فرزندانش.
و امروز فاطمه سلام الله علیها، بانوی دو عالم، به استقبالش می آید برای تشکر از آن چه در حق کودکانش روا داشت. برای تشکر از زنی که اجازه نداد همسرش او را به نام صدا کند؛ چرا که می ترسید نام فاطمه در آن خانه، اشک را به چشمان زینبین سلام الله علیهما و بغض را به سینه ی حسنین علیهما السّلام آورد. (۲)

امروز چشمان خون آلود او، به چهره ی چهار پسر برومندش عبدالله ، جعفر ،عثمان و نور دیده اش عباس روشن می شود که ایشان هرچه از عشق به ولایت داشته اند در دامان مادر آموخته بودند.
فاطمه ی کلابیه که تا قبل کربلا، خود می خواست او را با نام امّ البنین یعنی مادر پسران صدا زنند، در کربلا نبود ولی نامش تا ابد با شهیدان کربلا گره خورده است. آن زمان که بشیر  برایش خبر شهادت پسران و قطعه قطعه شدن عباس دلاورش را آورد با فریاد از او پرسید:
« رگ قلبم را پاره کردی ، بچه هایم و آن چه زیر آسمان است فدای ابا عبدالله، از حسین علیه السلام برایم بگو. »(۳)
ای مرثیه خوان، ز چشم خون بار مگو                           با من ز سر و دست علمدار مگو
عباس فدای قد و بالای حسین                                      با ام بنین از غم دلدار مگو
از آن پس بقیع دیگر رنگ سکوت را ندید. ندبه ها و مرثیه هایش دوست و دشمن را به گریه و عرش را به لرزه می انداخت و پا به پای زینب سلام الله علیها از کربلا چنان می گفت که گویی خود، آن مصائب را به چشم دیده و تجربه کرده است.
سلام بر تو ای همسر جانشین رسول خدا، سلام بر تو که محبوب زهرایی و سلام بر تو که مادر ماه های درخشانی... (۵)

 

منابع:

(۱)عمده الطالبو سر سلسله سردار کربلا
(۲)ستاره ی درخشان مدینه امّ البنین – صفحه ۱۴۲
(۳) منتهی الامال عباس قمی- صفحه ۲۲۶
(۴) ابصار العین –صفحه ۲۶
(۵)زیارت نامه امّ البنین

برگرفته از سایت خطابه غدیر

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.