چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۳:۰۰

"جفنگیات" دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان در سرویس طنز و کاریکاتور مفدا؛

اردوغانِ کودتا هراس

اردوغان کودتا هراس

سال ۱۹۵۴ بود که رجب طیب اردوغان، سیاستمدار ترک و رهبر حزب عدالت و توسعه مثل بقیه مشاهیر از خانواده ای فقیر و مذهبیِ گرجستانی الاصل، در استانبول چشم به جهان گشود شد. وی...

به گزارش مفدا رفسنجان، سرویس طنز و کاریکاتور مفدا به همت تیم دانشجویی این سرویس منتشر شد تا علاقمندان به حوزه زیبای طنز بتوانند با مشارکت در این سرویس ذوق و قریحه خود را به نمایش گذاشته و به زبان طنز موضوعات مختلف در حوزه دانشجویی را بیان کنند و با بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و استعدادهای بالقوه دانشجویان خلاق و دارای قریحه طنزپردازی دانشگاه‌های سراسر کشور، مجموعه طنز مفدا را که چندی است توانسته انعکاس دهنده فضای دانشگاهی به زبان طنز باشد آن گونه که شایسته است در اختیار مخاطبان خود قرار دهد.

از این رو آقای محمدهادی رمضانزاده دانشجوی خوش ذوق رشته دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان که در این زمینه دستی بر آتش دارند مطلب طنزی تحت عنوان "اردوغانِ کودتا هراس" را در اختیار ما گذاشته تا با شما در این سرویس به اشتراک بذاریم.

سال ۱۹۵۴ بود که رجب طیب اردوغان، سیاستمدار ترک و رهبر حزب عدالت و توسعه مثل بقیه مشاهیر از خانواده ای فقیر و مذهبیِ گرجستانی الاصل، در استانبول چشم به جهان گشود شد. وی تحصیلات ابتدایی را در مدسه مذهبی «امام خطیب» گذراند تا در آینده خطیب مذهبی شود اما دست تقدیر، در سال ۱۹۸۱ او را از دانشگاه علوم اقتصادی مرمره فارغ التحصیل کرد. (که خود ۱۹۸۲ تاسیس شده بود...)

به گفته نزدیکانِ وی، رجب سردسته ی یاغی های مدرسه بود. هر سال به فرمان او، کل کلاس از شنبه ی آخر سال مدرسه را میپیچاندند و با شعار : «پسری که از شنبه بیاد مدرسه دلواپسه» به خانه هایشان میرفتند. تا اینکه روزی یکی از همکلاسی هایش، برای خودشیرینی، دستور رجب مبنی بر منع آمدن به مدرسه را نادیده میگیرد و شنبه ی آخر سال به مدرسه میرود.

در نتیجه این اقدام دلواپسانه، کل کلاس توبیخ شده و تا ۲۸ اسفند آن سال به مدرسه می روند. والدین رجب جوان هم به مدرسه احضار شده تا راجع به «کودتای شنبه» توضیح دهند...

تاثیر این واقعه بر زندگی رجب آنقدر پررنگ بود که بعد ها در خاطراتش از آن روز به عنوان «شنبه ی نحس» یاد میکند. رجب دچار «فوبیای کودتا» شد؛ تا چند ماه خواب کودتا میدید و به محض شنیدن اسم «کودتا» و یا حتی واژه ی «کود» به او شوک عصبی دست میداد...

پس از مدتی این علائم بهبود یافتند؛ امّا «فوبیای کودتا»ی رجب پنهان ماند تا اینکه در سال ۲۰۱۶ کودتایی نافرجام علیه اردوغان صورت میگیرد؛ اینجا بود که ترس پنهان رجب به آتش خشم مبدل شد! پس از بازگشت اردوغان به کاخ ریاست جمهوری ترکیه، وی عامل کودتا را «فتح الله گولِن» معرفی میکند که کاملا تصادفی همان یک نفری از آب در می آید که «شنبه ی نحس» به مدرسه میرود...

از روز بعد از کودتا اردوغان شروع میکند به پاکسازی وزارتخانه ها و اداره پلیس و بعد از دوسال، کماکان در حال پاکسازیست. ‌گولن (که در آمریکا بود) ممنوع الورود و نزدیکانش ممنوع الخروج شدند. هرکسی هم که به نحوی به کودتا (یا کود) مرتبط میشد، اخراج شد. (حتی گفته میشود گلفروشی که گولن از او برای همسرش گل میخرید، سلب تابعیت شده. حال آنکه، گلفروش پای گلدانهایش کود میریخت...)

بعد ها گولِن در جایی گفت : "آقا به جان مادرم ما (سکسکه...) ۱۲ ۱۳ نفر بودیم! گفتیم میریم کاخ ریاست جمهوریو میگیریم، بیانیه براندازی صادر میکنیم! (سکسکه...) اون جت جنگی رو هم بچه ها سوار شدن که کودتا خشک و خالی نباشه (سکسکه...)  نمک ماجرا بود؛ واسه اینکه بعدا پشت سر کودتامون حرف در نیارن و روش برچسب مخملی- خالخالی نذارن! حالا این کینه ای، ۶۰ هزار نفر از کجا آورده؟ (سکسکه...)

از دیگر نکات جالب زندگی اردوغان اینکه وی چند مرتبه تحت پیگیرد قضایی قرار گرفته است. یک بار هم در سال ، به جرم توهین به کردها در تلویزیون محکوم به پرداخت ۳ قروش (معادل ۲۰۰ ریال آنموقع) شد (کمر جریمه ی نقدی...)

یک بار هم در دادگاه به قاضی می گوید "تو نمیتوانی مثل یک مست حکم صادر کنی!" و به تبع آن، یک هفته بازداشت میشود...

میگویند روزی از پنجره ی سلول بیرون را نگاه میکرد که نگهبان از او میپرسد : پشت میله ها چه دیدی رجب...؟!

جواب اردوغان شگفت انگیز بود : «یه کودتا دیدم... به این بزرگی!»

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.