شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷ - ۰۹:۵۰

به مناسب روز دانش آموز؛ بیداری دانش آموزان، ۱۳ آبان ماه سال ۵۷ را در تاریخ ماندگار کرد

13 آبان

تاریخ در دل خود روزهای بسیاری را یدک می‌کشد؛ روزهای خوب و تلخ، آسان و سخت، روزهای شادی آور و رنج آور روزهای ماندگار از خوبی و خیر و تلخی و درد.

به گزارش مفدا، این بار تاریخ بر دل خود حادثه‌ای را حک کرده است که بازی کنندگان و نقش آفرینان آن قشر نوجوان و جوان یعنی دانش‌آموزان و دانشجویان هستند.

سیزدهمین روز از آبان  سال ۵۷/ در تقویم جمهوری اسلامی ایران به نام روز دانش آموز ثبت شده است. اما برای این که بدانیم در این روز چه اتفاقی رخ داده است باید به عقب تر بازگردیم به آغاز سال تحصیلی در مهر ماه سال ۵۷.

 با شروع سال تحصیلی در مهر ماه ۵۷، دانشگاه تهران به تدریج تبدیل به مهم ترین مرکز تجمع مخالفان رژیم شاه شده بود. دانشگاه که سال‌ها به عنوان سنگر آزادی در مقابل حکومت شاه مقاومت کرده بود، اینک آغوش خود را به روی مردم گشوده است.

به نحوی که هر روز هزاران نفر از نقاط مختلف شهر به دانشگاه تهران می‌‎آمدند تا هم از آخرین رویدادهای انقلاب با خبر شوند و هم در راهپیمایی‌های خودجوش که اغلب از دانشگاه آغازیدن می‌گرفت شرکت داشته باشند.

در داخل دانشگاه و پیاده روهای خیابان شاه رضای آن زمان و انقلاب کنونی، عده‌ای در گوشه و کنار، بساط فروش کتاب‌های ممنوعه معروف به «کتاب‌های جلد سفید» را پهن کرده بودند.

 در دانشکده‌های مختلف دانشگاه تهران نیز نمایشگاه کتاب و عکس دایر بود. رژیم با وجود اعلام حکومت نظامی، اما قادر به کنترل اوضاع نبود و از سویی مردم نیز دیگر از ماموران حکومت نظامی که در خیابان‌ها مستقر شده بودند نمی‌ترسیدند؛ گویی هر دو طرف یعنی مردم و نظامیان می‌دانستند برنده و بازنده کیست.

این فضای سیاسی غالب در حالی بود که دولت وقت یعنی دولت شریف امامی که نام دولت آشتی ملی را برخود نهاده بود، ابتکار عمل را از دست داده بود و رژیم شاه به سرعت به سمت فروپاشی می‌رفت.
از مهرماه ۵۷/ گروه‌هایی از معلمان به فکر برگزاری اعتصاب و تعطیلی مدارس بودند، اما با وجود آمادگی ذهنی بسیاری از معلمان، هماهنگی لازم برای انجام این اعتصاب بین مدارس وجود نداشت.

 بعد از اعتصاب موفق معلمان در اردیبهشت ماه ۱۳۴۰/ که منجر به سقوط کابینه و انحلال مجلس شورای ملی و سنا شد، رژیم دیگر به معلمان اجازه ایجاد تشکل صنفی را نداد. علی رغم تلاش‌های پراکنده‌ای جهت تشکیل اتحادیه معلمان در آستانه انقلاب، باتوجه به باز شدن فضای سیاسی در کشور اما این تلاش‌ها نیز به ثمر نرسید.

انجمن اسلامی معلمان در آبان سال ۵۷/ با حضور محمدعلی رجایی که تازه از زندان آزاد شده بود، تاسیس شد و تمام این شرایط در حالی بود که در سال تحصیلی ۵۷-۵۸ ایران دارای هشت میلیون دانش آموز در ۵۲ هزار مدرسه در سراسر کشور بود.

از این تعداد؛ ۳۷.۵ درصد دانش آموزان دختر و ۶۲.۵ درصد دانش آموزان پسر بودند. تعداد کارکنان آموزش و پرورش اعم از دبیر و آموزگار وکادر اداری و خدماتی نیز حدود ۳۵۰ هزار نفر بود که تقریبا نیمی از آن‌ها را زنان تشکیل می‌دادند.

بر اساس آمار دفتر طرح وبرنامه آموزش و پرورش برابر آمار سال ۱۳۵۵، ۱۱ درصد کارکنان آموزش وپرورش دارای مدرک تحصیلی لیسانس یا بالاتر بودند و حدود ۵۲ درصد از جمعیت ایران «بی‌سواد» مطلق به معنای فاقد هرگونه توانایی خواندن و نوشتن بودند.

قبل از انقلاب، فعالان سیاسی با ایدئولوژی‌های متفاوت بر این اعتقاد بودند که مدرسه یکی از مناسب ترین مکان‌های تبلیغات سیاسی است، چرا که ذهن کودکان به زعم آنها کاغذ سفیدی بود که بر آن می‌توان نقشی ماندگار کشید.

در نیمه دوم سال ۵۷/ درس و مشق در مدارس نیمه تعطیل بود. مدیران یا انقلابی شده بودند و یا دیگر اقتدار سابق را نداشتند. معمولا دانش آموزان برخی مدارس به تشویق معلمان و یا تحت تاثیر فضای عمومی جامعه، مدارس را تعطیل می‌کردند و به راه پیمایی‌های انقلابی که توسعه بسیاری پیدا کرده بود، ملحق می‌شدند.
در نهایت در روز سیزده آبان سال ۵۷/ ده‌ها نفر از دانش آموزان دبیرستان‌های نزدیک دانشگاه تهران با تعطیل کردن کلاس‌های درس به سمت دانشگاه راهپیمایی و سر راه خود دیگر دبیرستان‌های را نیز تعطیل می‌کردند.

نزدیک دانشگاه تهران، سربازان ارتش با شلیک تیر هوایی و انفجار گاز اشک‌آور به مقابله با دانش‌آموزان پرداختند و آن‌ها را متفرق کردند. دانش‌آموزان هم شعارهای «مرگ بر شاه» و «معلم به پا خیز محصلت کشته شد» سر می‌دادند.

سربازان در پیاده‌روی مقابل دانشگاه تا اطراف پارک دانشجو مستقر بودند و دانشجویان و مردم در محوطه‌ دانشگاه، پشت میله‌های سبز، روبه‌روی سربازان شعار می‌دادند.
عقربه‌های ساعت، ۱۱ صبح را نشان می‌داد ، قرار بود جمعیت که بیشتر آن‌ها دانشجو بودند، از دانشگاه به سوی منزل آیت‌الله طالقانی در پیچ‌شمیران راهپیمایی کند. آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری روز نهم آبان از زندان آزاد شده بودند. مردم شعار می‌دادند و سربازان را دعوت می‌کردند تا به انقلاب اسلامی و مردم بپیوندند.

 بر اساس گزارش یک شاهد عینی که گزارش وی در منابع مختلفی ثبت و بیان شد؛ ناگهان یک سرباز که تحت تاثیر فضا قرار گرفته بود، واحد تحت فرماندهی خود را رها کرد و به سوی مردم می‌دود، افسر فرمانده به سوی وی شلیک و با بلند شدن صدای تیر درگیری آغاز می‌شود.

مردمی که غافلگیر شده‌بودند، پشت ماشین‌ها، درخت‌ها و در جوی کنار خیابان پناه‌ می‌گیرند. عده‌ای مجروحین را به دانشکده پزشکی می‌رسانند. گروه‌های کوچکی از مردم و به خصوص دانش‌آموزانی که از جاهای مختلف به سوی دانشگاه می‌آمدند با شنیدن صدای تیراندازی به سوی دانشگاه می‌دوند. مرکز درگیری در محوطه ورودی دانشگاه جلوی سر در اصلی می‌باشد.
نظامیان وارد محوطه دانشگاه شدند و شروع به تیراندازی و انفجار گاز اشک‌آور کردند. دانش‌آموزان و دانشجویان برای خنثی کردن اثرات گاز اشک‌آور، مقوا و کاغذ و شاخه‌ها و برگ‌های خشک درختان را آتش زدند. گروه فیلم‌بردار تلویزیون دولتی، از تمام این اتفاقات فیلم‌ برداری کرد. کارکنان انقلابی تلویزیون در اقدامی شجاعانه فیلم درگیری‌های دانشگاه را همان شب در برنامه خبر، به مدت دو دقیقه نمایش دادند. پخش تصاویر تیراندازی ارتش به سوی مردم بی سلاح، بینندگان میلیونی تلویزیون را به شدت مبهوت و خشمگین کرد.

بعد از تیراندازی و خروج ماموران از دانشگاه و انتقال زخمی‌ها به بیمارستان، تظاهرکنندگان در خیابان‌های اطراف دانشگاه پلاکاردهایی مانند «دانشگاه شهید داد» و « شهادت ۵۶ نفر در دانشگاه» سردست گرفتند و خبر درگیری و کشتار در دانشگاه را به اطلاع مردم رساندند.

 مقامات فرمانداری نظامی تهران اعلام کردند که در وقایع دانشگاه در روز ۱۳ آبان ، هیچ‌کس کشته نشده تنها سه نفر مجروح شده‌اند. دکتر عبدالله شیبانی؛ رئیس وقت دانشگاه تهران گفت که درگیری‌های روز ۱۳ آبان تنها ۱۴ مجروح بر جا گذاشته است.

 روزنامه کیهان به نقل از رادیو ایران، نوشت که تا ساعت ۱۲ شب، دوازده نفر از مجروحانی که در بیمارستان پهلوی منتقل شده بودند درگذشته‌اند و حال دو نفر دیگر از آنها وخیم است.

نمایندگان مجلس، سعی کردند، انتقادها را به سمت نخست‌وزیر وقت و دولت آشتی‌ ملی جهت دهند، اما شاه همچنان در سیبل شعارهای مردم بود. حادثه ۱۳ آبان ۱۳۵۷/ پیامدهای سهمگینی برای حکومت شاه داشت.

 روز ۱۴ آبان ۵۷/ تعدادی از ساختمان‌های دولتی، موسسات عمومی و اتوبوس‌های شرکت واحد به نحو مشکوکی به آتش کشیده شد، ماموران حکومت نظامی هم فقط نظاره می‌کردند. ابوالفضل قاضی؛ وزیر علوم و آموزش عالی، در اعتراض به کشتار دانش آموزان و دانشجویان در ۱۳ آبان استعفا کرد.

کابینه شریف امامی هم دو روز بعد و با عمری ۷۰ روزه مجبور به استعفا شد و جای خود را به دولت نظامی غلامرضا ازهاری داد.
امام خمینی (ره) روز ۱۴ آبان ماه ۵۷/ طی پیامی به ملت ایران از اقامتگاه خود در نوفل لوشاتوی فرانسه، واقعه دانشگاه را محکوم کرد و شاه را مسئول تمام خرابی‌ها و خیانت‌ها دانست.

 ایشان ضمن دعوت مردم به صبر فرمود: «من از این راه دور چشم امید به شما دوخته‌ام ... و صدای آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم»

 شاه نیز در پیامی که دو روز بعد در تاریخ ۱۵  آبان ماه ۵۷/ از تلویزیون پخش شد، گفت: «من صدای انقلاب شما ملت ایران را شنیدم». مردم پیام شاه را نشانه ضعف و رسیدن زمان زوال رژیم دانستند. اتفاقی که در بهمن ماه سال ۱۳۵۷ رخ داد و انقلاب مردم ایران و خون شهدای دانش‌آموز ۱۳ آبان ماه ۵۷  را به ثمر نشاند.

اکنون پس از گذشت حدود ۴۰ سال از آن تاریخ اما روز دانش‌آموز  در دل دانش‌آموزان کشور زنده است و دانش‌آموزان و دانشجویان با حضور خود در راهپیمایی یوم الله ۱۳ آبان راه شهدای این حادثه را گرامی می‌دارند و بر ادامه دادن راهشان تاکید دارند.

برچسب‌ها

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.