چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۵

به مناسبت هفته سلامت روان

سلامت جسم مهمتر است یا سلامت روح و روان؟

روان نیشابور

دردهای احساسی و عاطفی مانند احساس گناه، از دست دادن، شکست، پذیرفته نشدن و تنهایی می‌تواند تأثیرات مخربی بر زندگی ما داشته باشد. باید آگاه باشیم که اگر زخم‌های روحی خود را درمان نکنیم، روزی این زخم‌ها عفونت خواهند کرد و حتی باعث نابودی‌مان خواهند شد

به گزارش مفدا نیشابور ، ما همه می‌دانیم که چگونه از جسممان نگهداری کنیم و چگونه برای بهداشت دهان و دندانمان عمل کنیم. ما این را از زمانی که پنج‌ساله هستیم می‌دانیم؛ اما  ما به کودکانمان درباره بهداشت روان و عواطف چه چیزی یاد می‌دهیم؟ چطور زمان بیشتری را برای مراقبت از دندانمان نسبت به روانمان اختصاص می‌دهیم؟ چرا سلامت جسم، برای ما بسیار مهم‌تر از سلامت روان است؟

صدمات بر روح و روان ما بسیار پایدارتر از صدمات بر روی جسم ما هستند،

صدماتی مانند شکست، پذیرفته نشدن و یا تنهایی را نمی‌شود نادیده گرفت و اگر این اتفاق رخ دهد، بدتر خواهند شد و می‌توانند روی زندگی ما اثرات بسیار مخربی داشته باشند.

تنهایی زخم بسیار عمیق روحی و روانی ایجاد می‌کند

یکی از چیزهایی که ادراک و تفکر ما را از بین می‌برد، تنهایی است. این باعث می‌شود که ما باور کنیم که اطرافیانمان کمتر از آنچه واقعاً هستند نسبت به ما کم‌توجه‌اند و از اینکه با دیگران ارتباط برقرار کنیم نگران باشیم؛ زیرا که خودتان را آماده عدم پذیرش و اندوه کرده‌اید؛ اندوهی که در قلبتان وجود دارد و بیشتر از حد تحمل شما است .

تنهایی مزمن احتمال مرگ زودرس شمارا ۱۴ درصد افزایش می‌دهد. تنهایی عامل چربی و فشارخون بالا می‌شود و حتی عملکرد سیستم ایمنی بدن را از بین می‌برد و شمارا در مقابل انواع بیماری‌ها ضعیف و شکننده می‌کند.

دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که تنهایی مزمن خطرات قابل‌توجهی در سلامت طولانی‌مدت و طول عمرتان در بردارد؛ همان‌طور که کشیدن سیگار خطرناک است.

حال‌آنکه بر روی پاکت سیگار گفته‌شده، این ممکن است شمارا بکشد؛ اما تنهایی چنین هشداری را به ما نخواهد داد. به همین دلیل بسیار اهمیت دارد که ما سلامت روانی را در اولویت قرار دهیم.                                                                                                                                                                                   

شکست نیز مانند تنهایی عمل می‌کند

در حقیقت، ما همه دارای مجموعه‌ای از پیش‌فرض‌های احساسی و عاطفی هستیم؛ هر زمان با شکست و ناکامی روبرو می‌شویم آن‌ها در ما بروز می‌کنند. آیا آگاه هستید که واکنشتان نسبت به شکست چیست؟

ما باید آگاه باشیم

 اگر ذهن شما تلاش کند که شمارا متقاعد کند که برای انجام کاری ناتوان هستید و آن را باور کنید شما احساس ناامیدی می‌کنید و خیلی زود دست از تلاش می‌کشید؛ یا حتی اصلاً تلاشی برای آن نمی‌کنید. به همین دلیل، عملکرد خیلی از افراد پائین تر از توانایی واقعی آن‌هاست؛ زیرا یک جایی در طول مسیر، گاهی تنها یک شکست، آن‌ها را متقاعد کرده که نمی‌توانند موفق شوند و آن‌ها آن را باور کرده‌اند.

نظر و ذهن ما زمانی که نسبت به چیزی متقاعد شدیم سخت است که تغییر کند

 بنابراین شاید خیلی طبیعی باشد که روحیه شما ضعیف شود و شکست پس از شکست داشته باشید؛ اما شما نباید به خودتان اجازه دهید که متقاعد شده و فکر کنید که توانایی لازم برای موفقیت را ندارید.

باید بااحساس ناامیدی و درماندگی بجنگید

باید کنترل موقعیت را در دست بگیرید و باید چرخه منفی را قبل از اینکه شروع شود بشکنید.                                                                                                                                                                                  

ذهن و احساس ما، دوستان قابل‌اعتمادی نیستند آن‌طور که ما فکر می‌کردیم که باشند

آن‌ها بیشتر مثل یک دوست واقعاً بدخلق هستند که می‌توانند در یک دقیقه حمایتگر بوده و در دقیقه بعد بسیار ناخوشایند باشند. پس بهتر است که ذهن و نظرمان را تغییر دهیم

ما روی خودمان اسم می‌گذاریم. چون عزت‌نفس و شخصیتمان جریحه‌دار شده است

چرا ما می‌خواهیم این را بیشتر جریحه‌دار و بدتر کنیم؟ ما آسیب بدنی را به‌طور عمدی بدتر نمی‌کنیم. ما برای بازوی بریده‌مان تصمیم نمی‌گیرم و بگویم، می‌دانم! قصد دارم که چاقو را بردارم و ببینم چقدر عمیق‌تر می‌توانم آن را ببرم

افراد دارای عزت‌نفس پایین در مقابل اضطراب و تشویش، شکننده‌تر هستند

 همین امر باعث می‌شود تا شکست و پذیرفته نشدن، آسیب بیشتری بزند و زمان بیشتری طول می‌کشد تا آن‌ها بهبودی پیدا کنند؛ بنابراین وقتی پذیرفته نمی‌شوید، اولین کاری که باید بکنید این است که عزت‌نفس و احترام به خودتان را بازنگری کنید، نه به کلوپ جنگجویان بپیوندید و نه به خودتان آسیب برسانید.                                                                                                                                                                           

ما باید رفتارهای غیرسالم روانی خودمان را بیابیم و تغییر دهیم:

یکی از عادات غیرسالم روانی ما نشخوار فکری است.

هنگامی‌که رئیستان سر شما فریاد می‌زند، یا پرفسور کاری می‌کند که شما احساس کودن بودن در کلاس بکنید و یا دعوای شدیدی با یک دوست داشتید و شما نمی‌توانید تکرار این موضوع را در ذهنتان متوقف کنید، گاهی برای هفته‌ها این ادامه می‌یابد. نشخوار فکری در مورد حوادث ناخوشایند به‌راحتی می‌تواند تبدیل به یک عادت شود و این بسیار پرهزینه است؛ زیرا شما درواقع با صرف زمان زیاد، تمرکز بر روی موضوع ناراحت‌کننده و فکر منفی، خود را در معرض خطر قابل‌توجهی قرار می‌دهید؛ خطراتی مانند افسردگی عمیق، الکلی شدن، یا اختلال در خوردن و حتی بیماری‌های قلبی و عروقی                                                                                 

آیا می‌توانید تصور کنید که جهان چگونه خواهد بود؛

اگر همه ازلحاظ روانی سالم‌تر بودند؟

اگر همه کمتر احساس تنهایی و افسردگی می‌کردند؟

اگر مردم می‌دانستند که چگونه بر شکست غلبه کرده و از آن عبور کنند؟

اگر آن‌ها احساس بهتری از خودشان داشته و قدرت بیشتری داشتند؟

اگر آن‌ها شادتر و به دلیل رشد توانایی‌شان راضی‌تر بودند؟

تنها اگر شما آگاه شوید و چند مورد ساده از عاداتتان را تغییر دهید این جهانی خواهد بود که همه ما می‌توانیم در آن زندگی کنیم.        

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.