یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۶

رئیس دانشگاه علوم بهزیستی : تقریبا ۳۰ هزار تخت توانبخشی در کشور کم داریم 

دانشگاه علوم بهزیستی وتوانبخشی

رئیس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی اظهارداشت: تقریبا به ۳۰ هزار تخت توانبخشی پزشکی در کشور نیاز داریم، افزایش سالمندان هم در پیش است و با افزایش سن، نیاز به تخت های مراقبتی و توانبخشی بیش از گذشته می شود.

به گزارش مفدا علوم بهزیستی و توانبخشی به نقل از ایرنا؛ دکتر "محمد کمالی" در گفت و گوی تفصیلی با خبرنگاران ایرنا به تشریح وضعیت توانبخشی در کشور پرداخت، و درباره کمبودهای حوزه توانبخشی، جمعیت معلولان، راه های پیشگیری از معلولیت و بیمه نبودن خدمات توانبخشی سخن گفت.

مشروح این گفت وگو  از نظر می گذرد.

* توانبخشی، مغفول مانده و مسئولان وزارت بهداشت در سخنان خود بارها به این کمبودها اشاره کرده اند. چه برنامه هایی در حوزه توانبخشی وجود دارد؟ چه طرحی برای رفع این کمبودها برنامه ریزی شده و نیاز به تخت در این حوزه به چه میزان است؟

دکتر کمالی: برنامه های حوزه توانبخشی کشور از سوی وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی کشور ارائه می شود. هر سیستم ارائه خدمات بهداشتی باید در سه حوزه پیشگیری، درمان و توانبخشی فعالیت کند. اینکه گفته می شود توانبخشی حلقه مفقوده سیستم بهداشت است، برای این است که ما در وزارت بهداشت، «بهداشت» و «درمان» را همیشه داشته ایم اما توانبخشی را ندیده ایم.
خدمات توانبخشی حداکثر به چند کلینیک فیزیوتراپی یا بخش هایی در برخی بیمارستان ها محدود شده است اما با سیاست های ابلاغی رهبر معظم انقلاب در بخش بهداشت و درمان به نوعی توانبخشی و تولیت وزارت بهداشت بر این مساله مطرح شد. از این منظر وزارت بهداشت به این فکر افتاد که بتواند در این زمینه گام بردارد. 
وزارت بهداشت در نظر دارد خدمات توانبخشی پزشکی بیمارستان رفیده را عمومیت ببخشد. به همین دلیل با توجه به نوع کار به سمت هلال احمر و بنیاد شهید رفت تا خدمات توانبخشی از این طریق ارائه شود اما متاسفانه خیلی موفقیت آمیز نبود.
بنابراین وزارت بهداشت می خواهد از بخش غیردولتی برای ارائه خدمات توانبخشی بهره بگیرد که شبیه همان کاری است که در سال ۷۱ در بهزیستی انجام دادیم.
در سال ۷۱، نیازمندی فراوانی به مراکز توانبخشی وجود داشت به طوری که فهرست نوبت چند ساله وجود داشت. بنابراین در آن سال از بخش غیردولتی درخواست کردیم که مراکز روزانه توانبخشی را تاسیس کنند که خوشبختانه به موفقیت هایی نیز انجامید و اکنون بیش از هزار مرکز غیردولتی توانبخشی خدمت ارائه می کنند اما این خدمات توانبخشی پزشکی نیست بلکه بیشتر توانبخشی حرفه ای، آموزشی و اجتماعی انجام می دهند.

* تفاوت مراکز توانبخشی بهزیستی و وزارت بهداشت در چیست؟

دکتر کمالی: وزارت بهداشت برای مراکز و دفاتر گفتار درمانی، کاردرمانی، ارتوپدی فنی، شنوایی شناسی و کلینیک فیزیوتراپی به بخش غیردولتی و خصوصی مجوز می دهد.
اما بهزیستی برای فعالیت مراکز جامع و روزانه، مجوز صادر می کند که در این مراکز، افراد در طول روز خدماتی را می گیرند.
در این خدمات ممکن است توانبخشی گفتاردرمانی، کاردرمانی، فیزیوتراپی هم باشد اما بیماری که مستقیما برای فیزیوتراپی می خواهد برود، مجوز کلینیک فیزیوتراپی را وزارت بهداشت می دهد. در مجموع ما وضعیت مناسبت تری نسبت به سال ۷۱ در هر دو بخش توانبخشی پزشکی و توانبخشی حرفه ای داریم اما کمبودهایمان زیاد است.

* آیا کمبودهای حوزه توانبخشی برآورد شده است؟

کمالی: نه رسما برآوردی نداریم اما تعبیری وجود داشت که تقریبا کشور به ۳۰ هزار تخت توانبخشی پزشکی نیاز دارد. ضمن آنکه بحث سالمندان هم مطرح است یعنی به هر حال وقتی سن بالا می رود به تخت های مراقبتی نیز نیاز خواهیم داشت که آن هم یک رقم بالایی خواهد بود.
با توجه به اینکه ما کم کم داریم به محدوده ای می رسیم که جمعیت بالای ۶۰ سال تقریبا به بالای ۱۰ میلیون می رسد و اگر نیم درصد آنها نیازمند به مراقبت آسایشگاهی باشند، برای رقم ۵۰ هزار نفری در سال نیاز ایجاد می کند که در حال حاضر این تعداد تخت وجود ندارد و تعداد این تخت ها کمتر است.

* چند تخت توانبخشی در کشور وجود دارد؟ بیمارستان رفیده که ۱۰۰ تخت دارد.

کمالی: کمتر از هزار تخت توانبخشی در کشور وجود دارد.

* اگر شاخص امید به زندگی سالم را در نظر بگیریم که ۱۰ سال کمتر از سن امید به زندگی است می توانیم در نظر بگیریم که این ۱۰ سال کمتر به دلیل ناتوانی ها است؟ آیا این تعبیر که تمام افراد بالای ۶۰ سال به نوعی یک ناتوانی دارند، درست است؟ از نظر شما چند درصد از جمعیت کشور نیاز به توانبخشی دارند؟

کمالی: در این سوال به دو مطلب اشاره شد. نخست سن امید به زندگی در ایران که بین ۷۴ تا ۷۶ سال است و دوم سن امید به زندگی سالم که همان طور که گفتید حدود ۱۰ سال کمتر است بنابراین افراد بالای ۶۰ سال به نوعی ناتوانی دارند و به خدمات توانبخشی نیاز دارند. 
درباره برآورد میزان ناتوانی و معلولیت در کشور، سازمان ملل و سازمان جهانی بهداشت از سال ۲۰۱۱، برآورد جمعیت ۱۰درصد معلولان را برای جوامع به ۱۵درصد افزایش داده است. به این معنا در حال حاضر به طور متوسط در دنیا، ۱۵درصد جمعیت کشور با نوعی ناتوانی زندگی می کنند.

* آیا میزان ۱۵ درصدی معلولیت برای همه جوامع، ثابت است؟

کمالی: این رقم، به طور میانگین در نظر گرفته شده است. اما این رقم را استرالیا ۲۷ درصد، دانمارک بیش از ۲۵ درصد و آمریکا بیش از ۱۷ درصد اعلام کرده در حالی که در افغانستان ممکن است این رقم یک درصد اعلام شود.

* برای ایران میزان معلولیت جمعیت کشور، چند درصد اعلام شده است؟

کمالی: برای ایران ما رقم قطعی نداریم. اگر به آمار سرشماری مرکز آمار سال های ۹۰ و ۹۵ استناد کنیم، حدود یک میلیون و ۲۰ هزار نفر از جمعیت کشور معلول هستند و در سال ۹۵ نیز این میزان کمتر و حدود یک میلیون نفر اعلام شده است.
این ارقام با میانگین ۱۵درصدی اعلام شده از سوی سازمان ملل خیلی فاصله دارد. چون تشخیص معلولیت سخت است به آن معنا که در سرشماری خیلی ها نمی گویند کودک کم توان ذهنی دارند. بسیاری نیز کتمان می کنند که دارای ناتوانی هستند.

* چرا نمی گویند؟ گفتن داشتن معلول که باید برای خانواده ها حمایت ها و منافعی در پی داشته باشد؟

کمالی: شاید منفعتی برای آنان ندارد. این چیزی است که دنیا هم آن را پذیرفته است. سازمان ملل در قسمت آمار ناتوانی، پیشنهادش این است که از مطالعات موردی و نمونه گیری استفاده شود. در سرشماری ها معمولا به سوالات معلولیت ، پاسخ داده نمی شود.

* در سرشماری ها آیا همه ناتوانی ها به طور مثال ناتوانی های خفیف نیز محاسبه می شود؟

کمالی:  خیر. در سرشماری ها فقط ناتوانی های متوسط و شدید را در نظر می گیرند البته در برخی موارد خفیف ها را نیز در نظر می گیرند. به طور مثال یکی از دلایلی که در آمریکا، استرالیا و دانمارک و کشورهای اسکاندیناوی، آمار معلولیت بالاتر قید می شود به این دلیل است که جمعیت سالمند آنها بیشتر است و همان گونه که گفتم هر چقدر جمعیت سالمند بیشتر می شود، ناتوانی در آنها بالاتر می رود.

* ناتوانی های ذهنی و روانی و جسمی را اگر بخواهیم مقایسه کنیم، کدام شایع تر است؟ وضعیت کشور در این تقسیم بندی چگونه است؟

کمالی: معلولیت روان یا ناتوانی های روانی را خیلی با ناتوانی جسمی مقایسه نمی کنند. در تهران، آمار پژوهش عدالت در شهر، رقمی بالای ۳۰ درصد دارای نوعی از اختلال روانی را ذکر می کند که می تواند بین خفیف تا شدید باشد اما قاعدتا این طور نیست که ۳۰ درصد مردم تهران دارای اختلال روانی شدید هستند. 
اختلال روان، اضطراب، استرس و افسردگی را شامل می شود اما به تدریج که جامعه شهری به سمت صنعتی شدن می رود، میزان معلولیت های جسمی نیز افزایش پیدا می کند. معلولیت های ذهنی قابل پیشگیری تر است.

یکی از دلایل به وجود آمدن ناتوانی های ذهنی، سوء تغذیه است، هر چه جامعه بیشتر به سوء تغذیه مبتلا باشد، احتمال اینکه بروز کودکان کم توان ذهنی از بدو تولد را داشته باشد، بیشتر است. بنابراین مبارزه با سوء تغذیه، میزان اختلالات روان را کاهش می دهد. برای مبارزه با سوء تغذیه یکی از برنامه هایی که دولت برای سال جاری دارد از بین بردن فقر مطلق است.

* در زمینه سوء تغذیه آماری داریم؟

کمالی : آمار نداریم چون بحث کلی است که گفته می شود. اگر بتوانیم به فقر مطلق فائق آییم، آمار ناتوانی ها کاهش می یابد. چون یک رابطه تسلسل بین فقر و ناتوانی وجود دارد.

* دولت اعلام کرده که فقر مطلق را ریشه کن کرده است.

کمالی: این برنامه از امسال اجرایی می شود. دکتر فتاح رئیس کمیته امداد اعلام کرد که دولت به وعده خودش برای مبارزه با فقر مطلق عمل کرده اما گفته نشده که فقر مطلق از بین رفته است چون در برنامه های سال ۹۷ است.

* خط فقر یعنی چه؟ یعنی کسی که از گرسنگی می میرد؟ یا اینکه نان ندارد بخورد. تعریف فقر مطلق چیست؟

کمالی:  دو تا خط فقر داریم. یکی خط فقر نسبی است و دیگری خط فقر مطلق را ذکر می کنند که بیشتر بحث اقتصادی است و میزان درآمد در آن مطرح است. فقر مطلق بر پایه حداقل معاش شکل گرفته است و منظور از حداقل معاش حداقل نیازهایی است که برای حفظ زندگی لازم است. اگر سطح زندگی فردی کمتر از این حداقل باشد توان لازم را برای ادامه زندگی نخواهد داشت.

* برگردیم به موضوع خدمات توانبخشی، این خدمات هنوز تعرفه گذاری نشده اند و از سوی دیگر پوشش بیمه ای آنها ضعیف است. در این مورد نظرتان چیست و وضعیت چگونه است؟

کمالی: وقتی گفته می شود که توانبخشی حلقه مفقوده است یکی از علل آن همین بیمه نبودن آن است. واقعیت این است که خدمات توانبخشی حتی در وزارت بهداشت و درمان هنوز شناخته شده نیست .متاسفانه هنوز نگاه مناسبی نسبت به خدمات توانبخشی شکل نگرفته، تلاش های چند سال اخیر مقداری آن را بهبود بخشیده اما هنوز با نقطه آرمانی فاصله داریم.

* متاسفانه حتی طی چند سال اخیر نیز در توانبخشی هنوز کاری انجام نشده است.

کمالی: بله. یک نگاه پزشکی بر سیستم بهداشتی حاکم هست. متاسفانه باید بپذیریم که این نگاه هنوز هست و خدمات توانبخشی را مناسب نمی بینند و جایگاه آن را به اصطلاح به عنوان خدمت مستقلی که می تواند خودش خدمت را ارائه کند دیده نشده است.

* منظور شما این است که جامعه پزشکی به توانبخشی توجه ندارد؟

کمالی: کارشناسان وزارت بهداشت به توانبخشی توجه لازم را ندارند. خدمات توانبخشی گران و طولانی مدت است و جلسات متعددی را می خواهد. کودکی که تاخیر رشد گفتار و کودکی که تاخیر رشد حرکتی دارد برای کاردرمانی، شاید بیش از ۱۰۰ جلسه نیاز داشته باشد. این جلسات در قامت بیمه قابل تعریف نیست. به همین دلیل است که در بسیاری از مواقع این کودکان را به بهزیستی ارجاع می دهند.

مراکز روزانه ای که در بهزیستی در آن سال ها ایجاد کردیم، برای این خدمت بود که کودکی با حمایت مالی و یارانه ای که از طریق بهزیستی داده می شود به مرکز ، بتواند از این خدمات در طولانی مدت استفاده کند.

* دولت به مراکز روزانه توانبخشی یارانه می پردازد؟

کمالی: بله. رقم جدید را ندارم اما آن سالی که ما مراکز روزانه را ایجاد کردیم، ۹۰ درصد شهریه ای که برای روزانه در نظر می گرفتیم، در بهزیستی می پرداختیم. در حال حاضر این رقم بین ۵۰ تا ۶۰ درصد شهریه ای است که برای مراکز تعیین می شود.

بیمه بخشی از خدمات فیزیوتراپی را به عنوان خدمات بیمه ای پذیرفته اما در مورد کاردرمانی و گفتاردرمانی، مذاکرات هنوز ادامه دارد. پیگیری توسط انجمن های صنفی و علمی در دست اقدام هست. ما هم کمک داریم به آنها می کنیم تا با بیمه به توافق برسند و خدمات توانخبشی هم زیر پوشش بیمه بروند. بیمه ها به سختی زیر بار خدمات جدید می روند. چون این خدمات گران قیمت هستند.

* اما خدمات توانبخشی که تعرفه ندارند. نرخی که در بازار هست هم گران است؟

کمالی: بر اساس جلسات، نرخی تعیین شده وجود دارد به طور مثال یک جلسه گفتاردرمانی   ۴۵ دقیقه ای به نرخی رسیده است اما چون به یکصد جلسه نیاز دارد، سازمان های بیمه گر زیر بار نمی روند. همچنین بیمه اقلام توانبخشی مانند ویلچر، عصای زیربغل و انواع ارتز و پروتز ها را پوشش نداده است. به طور مثال خود عینک، بیمه ها آن را تحت پوشش بیمه تکمیلی برده اند اما در بیمه تامین اجتماعی، عینک و بخشی از ارتز و پروتز را قبول کردند. این گونه مذاکرات ادامه دارد و انجمن های صنفی و علمی پیگیر هستند. امیدواریم به نتیجه برسد.

به هرحال می دانید که به تازگی بیمه ها یک بخش از خدمات نازایی را پوشش می دهند که نتیجه تلاش های صورت گرفته بوده است امیدواریم بخشی از خدمات توانبخشی نیز به تدریج در بیمه پذیرفته شود اما کار سختی است. فیزیوتراپی خیلی ساده تر بوده و زودتر تحت پوشش بیمه رفته چون فیزیوتراپی یک کمردرد یا گردن درد، طی ۱۰ جلسه به استانداردی می رسد اما کاردرمانی برای کودکی که مبتلا به فلج مغزی هست، چند سال ممکن است به خدمات توانبخشی نیاز داشته باشد و پوشش این خدمات به سادگی برای بیمه ها میسر نیست.

* کشورهای دیگر در این زمینه چگونه عمل کرده اند؟

کمالی: در این کشورها، بیمه ها خدمات توانبخشی را پذیرفته اند و برخی از کشورها مانند بهزیستی عمل می کنند. یعنی سیستم رفاهی از این گونه بیماران حمایت می کند. به طور مثال سازمان حمایتی در مورد ارتز و پروتز، هر پنج سال یکبار، یک پروتز مانند سمعک را می پذیرد که این کار در بهزیستی نیز در حال انجام است. چون از بودجه دولت پرداخت می شود باید نگاه کرد که آیا راهی وجود دارد که بیمه بتواند این کار را انجام دهد یا نه و این مسائل در دست بررسی است.

* مردمی که دارای فرزند معلول هستند عمدتا از طبقات پایین جامعه هستند، برای اینکه آنان بتوانند به رفاه نسبی برسند و دغدغه هایشان کمتر شود با توجه به مشکلات بودجه ای در کشور چه پیشنهادی دارید؟

کمالی: تصور می کنم در حوزه تجهیزات و وسایل کمک توانبخشی مورد نیاز می شود بیمه وارد شود و اقلامی مانند سمعک، ارتز، پروتز، صندلی چرخدار و نیازهای این گونه را بر اساس سال استفاده می توانیم به استانداردی برسیم و هر سه سال یک بار یا هر پنج سال یکبار از این خانواده ها باید حمایت شوند. اگر خدمات مراکز روزانه و توانبخشی و جنبه حمایتی بهزیستی گسترده تر شود شاید به نتیجه مطلوبی برسیم.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.