چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۵

به مناسبت درگذشت نیما یوشیج؛

شعرهای نیما یوشیج آینه وضعیت سیاسی عصر زندگی‌اش

نیما یوشیج

علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج در شرایطی می زیست که از یک سو بحران و درگیری های عمده ای در عرصه جهانی وجود داشت و از سوی دیگر عقب ماندگی‌ها و درگیری‌های ناخواسته ایران در جنگ جهانی فضای کشور را نابسامان کرده بود.

به گزارش مفدا رفسنجان، علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج در شرایطی می زیست که از یک سو بحران و درگیری های عمده ای در عرصه جهانی وجود داشت و از سوی دیگر عقب ماندگی‌ها و درگیری‌های ناخواسته ایران در جنگ جهانی فضای کشور را نابسامان کرده بود.

در این دوران بود که نیما یوشیج تحولی در شعر فارسی به وجود آورد و قالب شعر نو را در ادبیات فارسی ایجاد کرد. نیما یوشیج نخستین اثر خود را به نام «قصه رنگ پریده» در سن ۲۳ سالگی سرود و آن را در ۳۰ صفحه منتشر کرد.

وی پس از آن منظومه «افسانه» را در سال ۱۲۰۱ سرود. بخش هایی از این شعر در مجله قرن بیستم در آن زمان چاپ شد. وی شیوه های سنتی شعر و شاعری قالب ها و قواعد شعری پیشین را از میان برداشت و طرحی نو پی ریزی کرد. این امر سبب شد وی را به پدر و بنیانگذار شعر نو فارسی بنامند.

مقاله و نامه هایی از نیما یوشیج به یادگار مانده است. این شاعر بیشتر نامه های خود را برای دوستان و همفکرانش می نوشت، در نامه‌های وی نقد شرایط اجتماعی تا تحلیل شعری وجود داشت. نیما یوشیج از نظر ادبی در دورانی به سر می برد که در آن به طور تقریبی سبک شعری عراقی به پایان رسیده بود. نهضتی در سبک هندی آغاز شده بود این امر نتوانست غزل و قصیده را در شعر فارسی بار دیگر زنده کند.این روند ادامه پیدا نکرد به دلیل اینکه گروهی از بزرگان به دلیل تحولات اجتماعی و سیاسی آن عصر از ایران مهاجرت کردند و دیگر اینکه تلفیق ادبیات هندوستان،افغانستان و .... ترکیب تازه ای را در شعر فارسی به وجود آورد.در نهایت شعر فارسی را به چنان باریک اندیشی و جزئی نگری کشاند که سبب شد این سبک ادبی بیش از این ادامه پیدا نکند.در دوران نیما یوشیج دیگر درباری وجود نداشت که از شاعران حمایت و به آن ها وظیفه ای محول کند.تمامی این موارد سبب شد سبک کلاسیک شعر گویی به فراموشی سپرده شود و رهروان محکم و اصیلی نداشته باشد.در دوره مشروطه شاعرانی چون نیما یوشیج موفق شدند درباره گویش و جوشش شعر کلاسیک بیندیشند و آن را به مسیر تازه ای هدایت کنند.

نیما یوشیج در دوران مشروطه زندگی می کرد. در این دوران اندیشمندان جامعه به دنبال راه گریز و رهایی بودند. به همین دلیل زبان شعر را بهترین وسیله برای بیان نیازهای جامعه می دانستند و با مردم همزبانی می کردند. در این دوران شاعرانی مانند فرخی یزدی بودند که در شعرهای خود با صراحت به نقد مسائل سیاسی و اجتماعی عصر خود می پرداختند. این شاعران با زبانی صریح از جامعه و مسائل سیاسی زمان خود انتقاد می کردند و مانند فرخی یزدی دهانشان دوخته می شد و به زندان می افتادند. دسته ای دیگر از شاعران مانند نیما یوشیج و شاگردانش به صراحت شاعران دسته اول جامعه را نقد نمی کردند، بلکه از نماد در شعرشان برای بیان مسائل سیاسی عصر خود استفاده می‌کردند. به عنوان مثال هر یک از عنصرهای طبیعی در شعر نیما یوشیج نماد یک گروه خاص اجتماعی در جامعه ایران بود. با این بررسی ها می توان دریافت که سراسر شعرهای نیما یوشیج سیاسی است. جلال ال احمد معتقد بود سروده های نیما یوشیج تمام و کمال از سیاست نشات می گیرد؛ اما در نهان خود شامل آسیب شناسی نیز می شود.

نیما یوشیج با آنکه شعر سیاسی می گفت اما از بازی های سیاسی و حزبی زمان خود مبرا بود. او هیچگاه وارد بازی های سیاسی زمان خود نشد و به عضویت هیچ حزبی در نیامد. او نوعی صداقت و راستی در درون خویش داشت. از این رو تلاش کرد از جریان های سیاسی زمانه خود دوری کند اما همیشه در شعرهای خود از محرومان و ضعیفان سخن می گفت و مدافع حقوق آنان بود. برای نمونه شعر شب های وی درباره طبقه کارگری، نشان می دهد شاعر در ذهن خودش طبقه های اجتماعی را دسته بندی کرده است و شعرش را برای زحمتکتشان جامعه سرود.

سراسر شعرهای نیما یوشیج بازگو کننده مسائل و مشکلات جامعه خودش است. وقتی او می گوید «هست شب یک شب دم کرده و خاک، رنگ رخ باخته است، باد نوباوه ابر از بر کوه، سوی من تاخته است، هست شب همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا، هم از این روست نمی بیند اگر گمشده نی راهش را، با تنش گرم بیابان دراز، مرده را ماند در گورش تنگ، به دل سوخته من ماند، به تنم خسته که می سوزد از هیبت تب، هست شب آری شب.»

شاعر اینجا نمی خواهد یک شب تنگ و تار را وصف کند.با توجه به تاریخ سرایش شعر می توان دریافت شاعر قصد دارد، در این شعر خفقان جامعه ایران را دو سال پس از کودتای ۱۳۳۲ به تصویر بکشد و به این شیوه با مردم همراهی کند. خفقان حاکم بر آن زمان شاعران را برآن می‌داشت تا به این شیوه جامعه شان را نقد کنند. نیما یوشیج در شعرهایش بیشتر مسائل سیاسی و اجتماعی زمان خود را بیان می کند و به نوعی بازگو کننده و آینه جامعه خویش است؛ اما برای برون رفت از این وضعیت راه حلی ارائه نمی دهد. شعرهای نیما یوشیج بیش از آنکه بیانگر اندیشه سیاسی این شاعر باشد، بیانگر وضعیت سیاسی زمان خود است.

نیما یوشیج سرانجام در سیزدهم دی ماه ۱۳۳۸ش در هفتاد سالگی در تهران بدرود حیات گفت و در امامزاده عبداللَّه تهران به خاک سپرده شد. سی و چهار سال بعد، در دی ماه ۱۳۷۲، به همت مردم نور و یوش، پیکر نیما یوشیج از امامزاده عبداللَّه تهران به زادگاهش، یوش منتقل شد و در آن‏جا مدفون گردید.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.