سه‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۴

دانشجوی نویسنده و ورزشکار دانشگاه علوم پزشکی اهواز:

با تک بعدی بودن نمی‌توان آرامش را کسب کرد

اهواز

"سجاد قنواتی" دانشجوی نویسنده و ورزشکار دانشگاه علوم پزشکی اهواز در گفتگو با خبرنگار مفدا اهواز گفت: تمام کارها و دل مشغولی‌های بشر برای آرامش است و من فکر می‌کنم با تک بعدی بودن نمی‌توان به آرامش رسید.

به گزارش مفدا اهواز، "سجاد قنواتی" دانشجوی نویسنده و ورزشکار ترم ۱۲ رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اهواز است. وی نویسنده دو اثر "رقص مرداب" و " شبیه آنچه در بهار بوئیدیم" و همچنین کاپیتان تیم بسکتبال این دانشگاه است. به مناسبت نزدیک شدن به هفته کتاب و کتاب خوانی خبرنگار مفدا اهواز به سراغ این دانشجوی فعال رفته و گفتگویی با وی انجام داد.

مشروح این مصاحبه به‌شرح زیر است:

مفدا اهواز : آقای قنواتی خودتان رو برای مخاطبین ما معرفی کنید؟

سجاد قنواتی هستم، متولد  فروردین ماه سال ۱۳۷۱، ازشهرستان امیدیه استان خوزستان و دانشجوی رشته پزشکی ورودی سال ۱۳۹۰

مفدا اهواز:  آقای قنواتی شما از کی شروع به نوشتن کردید؟

 بنده تقریبا از سال سوم راهنمایی بصورت حرفه ای می‌نوشتم و بین سال سوم راهنمایی تا پایان دبیرستان مقام اول شهرستان و استان را به صورت هر ساله در مقطع خودم داشتم.  از سال ۸۶ زمانی که دوم دبیرستان بودم  داستان کوتاهم برگزیده کشوری شد و یک سال هم مقام اول داستان نویسی کشوری را کسب کردم.

تا قبل از ورود به دانشگاه همزمان با انتهای دوره پیش دانشگاهی، رمان نویسی رو شروع کردم و در نهایت یکی دوسال به خاطر کنکور و سربازی نوشتنم متوقف شد. حدودا ترم سوم بودم که دوباره نوشتن رو شروع کردم.

مفدا اهواز: علاوه بر این کتاب چاپ دیگری هم داشتید؟

بله، دی ماه سال ۹۲ بود که اولین رمانم را با عنوان "رقص مرداب"به اتمام رساندم و سال ۹۴ از انتشارات پرسمان به چاپ رسید.

کتاب دومم با عنوان "شبیه آنچه در بهار بوئیدیم" هستش که ان شاءالله چهارشنبه جشن رونمایی کتاب را در تهران خواهیم داشت که از همان انتشارات پرسمان به چاپ خواهد رسید.

  کتاب سومم نیز به اتمام رسیده که منتظر بازخورد کتاب دوم هستم که بتوانم یک بازنویسی کاملتری داشته باشم.  یک سری داستان کوتاه هم دارم ولی فعلا قصد چاپش را ندارم و تصمیم دارم در آینده یک سری از آنها را که بهترین هستند به صورت مجموعه در بیاورم.

مفدا اهواز: به غیر از نویسندگی در زمینه‌های فرهنگی و ورزشی هم فعالیتی دارید؟

بله، غیر از فعالیت در زمینه کتاب، یک  مدت فعالیت تئاتر هم داشتم در دوران راهنمایی، ولی به صورت حرفه ای آن را دنبال نکردم. اما در انتهای دبستان بسکتبال را به صورت حرفه ای شروع کردم و در این بین توانستم در رده نونهالان، نوجوانان و جوانان لیگ استان با تیم امیدیه مقام اول را به صورت تیمی کسب کنیم و مدال طلای این رشته را به دست بیاوریم.

 علاوه براین سابقه پنج بار حضور در تیم منتخب استان، شرکت در مسابقات المپیاد ایرانیان، مسابقات دوره های متوسطه و همچنین مقام سوم کشوری همراه با تیم منتخب استان از جمله فعالیت‌های من در این مدت بوده است. در سال ۸۵ و ۸۶ هم دعوت به تیم ملی شدم و به مدت یک‌سال در لیگ دسته یک کشوری در رده بزرگسالان حضور داشتم.

 الان در حال حاضر بسکتبال را فقط به صورت دانشگاهی ادامه می‌دهم که در المپیاد دوره قبل موفق شدیم مقام سوم وزارت را به دست بیاوریم.  البته به صورت مقطعی همچنان با تیم امیدیه در ارتباط هستم که موفق شدیم  سال پیش مدال نقره مناطق نفت خیز و در سال ۸۸ نیز مدال طلای وزارت کشور را به دست بیاوریم.

در حال حاضر نیز کاپیتان بسکتبال دانشگاه هستم، با تیم بسکتبال دانشگاه دو سال پیش برای اولین بار توانستیم در بوشهر مقام سوم دسته دوم رو به دست بیاوریم و امیدوار هستیم که ان شاءالله امسال بتوانیم المپیادی در خور دانشگاه برگزار کنیم.

ضمنا یک زمانی موسیقی را هم دنبال می‌کردم ولی خب موسیقی هم یک کار به شدت حرفه ای هست که متاسفانه  فرصت ادامه دادن آن را پیدا نکردم.

مفدا اهواز : آقای قنواتی میشه در مورد رمان "شبیه آنچه در بهار بوئیدیم" و شیوه نگارشتون برای مخاطبین ما بیشتر توضیح دهید؟

 من سعی میکنم همیشه هدف خودم را مشخص کنم تا کسی که کتاب من را می‌خواند در پایان به یک هدفی برسد. در واقع من داستانم را براساس هدفم می‌نویسم، متاسفانه یا خوشبختانه داستان های ایرانی با توجه به محدودیتی که دارند یک مقدار جذابیت کار پایین می‌آید که من سعی کردم همواره کشش و جذابیت قلمم رو حفظ کرده و هدف خاصی  را دنبال کنم.

 "شبیه آنچه در بهار بوئیدیم" که رمان دوم من هست فکر میکنم نسبت به کار اولم در سال ۹۴ کار پخته تری  باشد. من این رمان را یک عاشقانه موزیکال هم نامگذاری کردم چون در این کتاب آدم با شادی هاش می‌خندد و با غصه‌هایش غمگین می شود، در واقع در این کتاب یاد می گیریم در اوج ناامیدی هم می‌توانیم امیدوار باشیم.

"شبیه آنچه در بهار بوئیدیم" در واقع برگرفته از شعر "پل الوار" شاعر فرانسوی هست که می‌گوید:

"در این بیشه زار خزان زده

شاید گلی بروید

شبیه آنچه در بهار بوئیدیم

پس به نام زندگی

هرگز

 نگو هرگز"

و هدف داستانم در این چند بیت خلاصه می شود.

من دوست داشتم واقعیت‌ها را به نمایش بگذارم، سعی کردم از مسائل فردی و دانشگاهی و واقعیت‌های جامعه بنویسم و دوست داشتم وقتی مخاطب متن روامیخواند کاملا حسش کند و جنبه داستانی و جذابیت خودش را حفظ کند که امیدوارم توانسته باشم به هدفم برسم.

مفدا اهواز : شما به عنوان یک نویسنده تعریفتون از کتابخوانی برای مخاطب چی هست؟

من معتقدم آدم یکبار به دنیا می‌اید و یکبار زندگی می‌کند و می‌میرد، فکر می‌کنم با کتاب خواندن آدم می‌تواند بارها  و بارها زندگی را تجربه کند. وقتی کسی به من مراجعه می‌کند و می‌گوید مشکل دارد، من توصیه می‌کنم حتما کتاب بخواند چون وقتی کتاب میخوانیم در واقع داریم تجربه و خلاقیت یک نفر دیگر را استفاده میکنیم.

خیلی وقت ها آدم در یک شرایطی قرار می‌گیرد که مشابه شرایط نویسنده کتاب هست و خیلی وقت ها  انسان در موقعیت های غیر منتظره ای قرار میگیرد که اگر پیش زمینه ای داشته باشد بهتر میتواند تصمیم بگیرد و عملکرد بهتری داشته باشد، من فکر می‌کنم همه اینها در کنار هم معنا پیدا می‌کند.

مفدا اهواز : خیلی از دانشجوهای ما علاقه‌مند هستند که در زمینه های مختلف فعالیت داشته باشند اما زمان کافی ندارند، شما چه توصیه ای به این افراد دارید؟

 به نظر من انسان همه دل مشغولی هارا دارد تا به یک هدف برسد و هدف برای من تماما "آرامش" هست و فکر می‌کنم با تک بعدی بودن نمی‌توان آرامش را کسب کرد، چون انسان میل رسیدن  به قله را دارد و دوست دارد که در زمینه های مختلف فعالیت داشته باشد. البته به این معنا نیست که اصلا سختی در این راه وجود ندارد و شخص دچار دلسردی نمیشود، ولی این نکته را باید یاد آور شد که آدم برای رسیدن به آرامش و تعالی میجنگد و وقتی به هدف دسترسی پیدا میکند حال وصف ناپذیری  در او به وجود میاید. شما وقتی به هدف اولت میرسی، زمینه ای می شود برای رسیدن به هدف بعدی و باید بدانیم که سختی همیشه وجود دارد اما این سختی ارزشمند است.

مفدا اهواز: آقای قنواتی در این مدتی که دانشگاه بودید در جشنواره ای شرکت داشتید؟

 سال گذشته در جشنواره شیراز شرکت کردم که داستان کوتاهم جز داستان‌های برگزیده شد.

مفدا اهواز: و صحبت پایانی؟

در پایان این اجازه را به من بدهید که نقدی داشته باشم در قالب یک پیشنهاد، وقتی دانشجو وارد دانشگاه میشود باید حمایت ویژه ای برایش وجود داشته باشد، چون به هر حال وارد فضای تازه ای شده و محیط نا آشنا هست و باید به استعدادهای خاص دانشجوها توجه ویژه ای شود و ما باید از ظرفیت های خود دانشگاه بیشتر استفاده کنیم و اطلاع رسانی بیشتری اتفاق بیفتد تا دانشجوی ما اطلاع کافی داشته باشد از اینکه میتواند از استعدادهای خودش در محیط دانشگاه نهایت بهره مندی را داشته باشد.

شکوفه نصیری: خبرنگار کمیته دانشجویی مفدا

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.