سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۵

خالی‌کردن قفسه فروشگاه‌ها در مواقع بحران؛ رفتاری نابخردانه یا انتخابی عقلانی؟

12

خرید بیش از حد نیاز اجناس در مواقع بحران همچون همه‌گیری اخیر ویروس کرونا، معمولا عملی غیرعقلانی و ناپسند در نظر گرفته می‌شود؛ اما ذخیره‌سازی مایحتاج واقعا واکنشی غیرمنطقی است؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مفدا کرمانشاه، خرید بیش از حد نیاز اجناس در مواقع بحران همچون همه‌گیری اخیر ویروس کرونا، معمولا عملی غیرعقلانی و ناپسند در نظر گرفته می‌شود؛ اما ذخیره‌سازی مایحتاج واقعا واکنشی غیرمنطقی است؟

در روزهای اخیر و در میانه‌ی بحران همه‌گیری ویروس کرونا، گزارش‌های بسیاری از خریدارانی در شهرهای مختلف منتشر شده است که در واکنش به شیوع بیماری تازه، قفسه‌ی سوپرمارکت‌ها را خالی کرده‌اند. کاربران ایرانی فضای مجازی نیز در روزهای اخیر از خالی‌شدن قفسه‌ی برخی فروشگاه‌ها و نبود اجناسی چون مواد غذایی و وسایل بهداشتی خبر داده‌اند. این رفتار شتاب زده‌ی مردم معمولا با عنوان «خرید سرآسیمه» توصیف می‌شود و برخی افراد آن را شماتت و تقبیح می‌کنند.

"دکتر زهرا السادات مهدیون"، کارشناس اداره مشاوره و سلامت روان دانشجویی در این باره در یادداشتی به این موضوع پرداخته است.

تئوری انتخاب در یک تعریف ساده، در مورد انتخاب‌ها و چگونگی و چرائی انجام آن هاست. تئوری انتخاب تبیین می‌کند که ما به عنوان یک انسان برای دست یافتن به آنچه می‌خواهیم چگونه رفتارمان را انتخاب ‌کنیم.

بر اساس این تئوری تمامی آنچه ما انجام می‌دهیم یک رفتار است و نیز اینکه  همه رفتارها عمدی بوده و از درون ما برانگیخته می‌شوند. این برخلاف نظر صاحب نظرانی است که می‌گویند ما در دنیایی از کنترل بیرونی به سر می‌بریم و توسط عوامل بیرونی برانگیخته می‌شویم.

در یک نگاه کلی تئوری انتخاب بر این دیدگاه استوار است که رفتارهای هر انسان، انتخاب‌های او برای ارضای نیازهایش است. این رفتارهای هدفمند بیش‌تر از انگیزه‌های درونی ریشه می‌گیرند تا عوامل و محرک‌های بیرونی.

این دیدگاه در بردارنده این مضمون است که رفتار ما در هر زمان بهترین تلاش ما برای کنترل دنیای پیرامونمان و نیز خودمان به عنوان بخشی از این دنیا است، بنابراین ما باید همواره به گونه‌ای رفتار و انتخاب کنیم که به بهترین نحو نیازهایمان را برآورده کنیم. طبق این دیدگاه رفتار هر شخص در هر مقطع زمانی بهترین تلاش وی برای ارضای نیازهایش است. اگرچه شاید این تلاش در واقع مؤثر و مفید نباشد، ولی در عین حال بهترین تلاش او است.

تئوری انتخاب پنج نیاز اساسی انسان را به این شرح بیان می کند:

 • نیاز به بقا

 • نیاز به عشق و احساس تعلق و معنویت

 • نیاز به قدرت (موفقیت، ارزشمندی شخصی، شهرت)

 • نیاز به آزادی و خودمختاری

 • نیاز به تفریح

 • نیاز به بقا: تمام نیازهای جسمانی ضروری مانند نیاز به غذا، آب، هوا و سرپناه و پوشاک را شامل می‌شود. نیاز به تأمین امنیت برای ادامه زندگی نیز از زیر مجموعه ‌های این نیاز محسوب می‌شود.

بر طبق دیدگاه گلاسر و نظریه انتخاب ذخیره‌سازی غذا و دیگر مایحتاج، سازوکارهای تامین بقا در ما محسوب می‌شوند. روانشناسی به نام هربرت اسپنسر نیز در راستای نیاز به بقا در انسان عنوان می کند که همدردی نیزعملکردی انطباقی دارد و به بقای گونه ها کمک می کند.

همدلی به رفتارهای یاری رسانی منجر می شود که برای روابط اجتماعی مفید هستند. ما طبیعتا مخلوقاتی اجتماعی هستیم. چیزهایی که به روابط ما با دیگران کمک می کنند، به نفع خودمان نیز هستند. وقتی مردم همدلی را تجربه می کنند، به احتمال بیشتری رفتارهای جامعه پسندانه از خود نشان می دهد که به نفع دیگر مردم هستند.صفاتی مانند بشردوستی و شجاعت نیز با احساسات همدلی با دیگران ارتباط دارند. در نهایت همدلی و نیاز به بقا در شرایط کنونی جامعه به عنوان دو اصل مهم در سیستم ارتباطی و اجتماعی می تواند به همه ما در انتخاب رفتار مناسب یاری رساند.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.